فهرس الكتاب

الصفحة 864 من 1009

=المُفَائِل-

[فأل] : آنكه با فال گرفتن سر گرم مى شود.

=المُفَاجَأَة-

[فجأ] : مص، «حَرْفُ المُفَاجَأَة» :

در زبان عربى به (اذا) اطلاق مى شود مانند «خَرَجْتُ فإذا الأسدُ بِالباب» : از درب بيرون شدم و ناگهان شيرى را پشت درب ديدم؛ به اين كلمه نيز (الفُجَائِيَّة) گفته مى شود.

اسم بعد از اين كلمه مرفوع است و مُبتدا، و خبر آن محذوف است بنا بر تقدير (موجودٌ) .

=المُفَاد-

[فيد] : مضمون و فحوى؛ «اشاعةٌ مُفَادُها انَّ» : شايعه اى كه مصمون آن چنين است.

=المُفَادَاة-

[فدي] : تبادل اسير ميان دو طرف جنگ.

=المَفَارِط-

[فرط] : «مَفَارِطُ البلادِ» : اطراف و گرداگرد كشور.

=المَفَازَة-

ج مَفَازَات و مَفَاوز [فوز] : بيابان خشك و بى آب، آنچه كه باعث رستگارى شود، جاى هلاك و نابودى، جاى رستگارى.

=المُفَازِع-

[فزع] : ترسو، يارى خواه.

=المَفَاصِل-

[فصل] : سنگهاى چيده شده، دره شنى ميان دو كوه كه داراى آب روان و گوارا باشد؛ «داءُ المَفَاصِل» : درد مفاصل.

المُفَاصَلَة

[فصل] : مص، و در زبان متداول بمعناى تفاوت قيمت است.

=المُفَاض-

[فيض] : «حديثٌ مُفَاضٌ» : حديث نشر شده.

=المُفَاضَة-

[فيض] : «درعٌ مُفَاضَة» : زره گشاد و بزرگ.

=المَفَاقِر-

[فقر] : جهات فقر. و اين كلمه مفرد ندارد و گفته شده كه جمع (فَقْر) بر خلاف قياس است مانند حُسْن و محاسن و نيز گفته مى شود كه جمع (مَفْقَرَة) است بمعناى فقر و بينوائى.

=المُفَاقَسَة-

[فقس] : اسم است از (تفاقس الولدانِ) و اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=المُفَاوَضةَ-

[فوض] : مص؛ «شركةٌ مُفَاوَضَةٌ و شركةُ مُفَاوَضَةٍ» : شركتى كه در آن شركاء از نظر سرمايه و حقوق و اختيارات با هم يكسانند بر خلاف (شركة العِنان) ؛ «مُفَاوضَةُ العُلَماءِ» : گرد هم آئى و مذاكره با دانشمندان و تبادل علم و دانش با يكديگر.

=المِفْآد-

ج مَفَائِيد [فأد] : مرادف (الْمِفْأد) است.

=المِفْأَد-

ج مَفَائِد [فأد] : چوب يا آهنى كه با آن آتش را بهم زنند، سيخ كباب.

=المِفْأَدَة-

[فأد] : مرادف (المِفْأد) است.

=المَفْأرَة-

[فأر] : «أَرْض مَفْأَرَةٌ» : سرزمينى كه موش بسيار دارد.

=المَفْؤُود-

[فأد] : آنكه ناراحتى قلبى دارد، كسيكه دل ندارد، جبان و ترسو.

=المِفْتاح-

ج مَفَاتِيح [فتح] : كليد.

=المُفْتَأد-

- [فأد] : اجاق، آتش دان.

=المِفْتَح-

ج مَفَاتح [فتح] : كليد، قنات آب، انبار، خزانه، گنج.

=المُفْتَرَق-

[فرق] من الطرُق: سر دو راهى.

=المُفتِّش-

ج مُفَتِّشُون [فتش] : بازرس دولتى.

=المُفْتَعَل-

[فعل] : مفع، چيزى كه قبلًا مانند آن ساخته نشده باشد؛ «شِعْرٌ مُفْتَعلٌ» :

شعر نو و تازه.

=المَفْتَق-

[فتق] : «مَفْتَقُ القميصِ» : چاك پيراهن.

=المِفْتَل-

[فتل] : دوك نخ ريسى.

=المَفْتَوق-

[فتق] : مفع، آنكه به بيمارى فتق دچار است.

=المَفْتُول-

[فتل] : مفع؛ «مَفْتُولُ الخَلْقِ» :

آنكه اندامى محكم داشته باشد؛ «مَفْتُولُ السَّاعِد» : كسيكه داراى بازوى نيرومند است.

=المَفْتُون-

[فتن] : مفع، ديوانه.

=المُفْتِي-

[فتي] : فا، مُفْتِى، فتوا دهنده.

=المُفِجّ-

[فجّ] : آنكه ميان دو پاى خود را باز كند و فاصله دهد.

=المَفْجَرَة-

[فجر] : محل بيرون آمدن آب.

=المَفْجُوع-

[فجع] : آنكه بسيار گرسنه شده باشد (اين كلمه در زبان متداول رايج است) .

=المَفْحَص-

ج مَفَاحِص [فحص] : جاى تخم گذارى مرغ قطا (سنگخواره) .

=المُفْحَم-

[فحم] : مفع، درمانده در سخن گفتن، كسى كه نتواند شعر بگويد.

=المُفْحِم-

[فحم] : فا؛ «جوابٌ مُفْحِمٌ» : پاسخ ساكت كننده.

=المِفْحَم-

[فحم] : اگزوز ماشين.

=المَفْحَمَة-

[فحم] : ذغالدان، جاى تهيه ذغال.

=المَفْخُرَة-

ج مَفَاخِر [فخر] : مرادف (المَفْخَرَة) است.

=المَفْخَرَة-

ج مَفَاخِر [فخر] : مايه افتخار، آنچه كه بدان فخر و ناز كنند.

=المِفْدَغ-

ج مَفَادِغ [فدغ] : دستگاه پياز خورد كنى و مانند آن.

=المَفْدِيّ-

[فدي] : آنكه خود را در برابر مال يا چيزى از اسارت نجات دهد.

=المَفَرّ-

[فرّ] : گريزگاه.

=المِفَرّ-

[فرّ] من الخيل: اسب تيزتك، اسبى كه قادر باشد با سوار خود فرار كند.

=المِفْرَاح-

[فرح] : شخص بسيار شاد. (اين كلمه در مذكر و مؤنث يكسان بكار مى رود) .

=المِفْرَاص-

ج مَفَارِيص [فرص] : مرادف (المِفْرَص) است.

=المِفْراض-

[فرض] : پاره آهنى كه با آن چيزى را بريده يا قطع كنند.

=المُفْرَج-

[فرج] : كشته اى كه در بيابان ديده شود و معلوم نباشد چه كسى او را كشته است، كسيكه نه مالى و يا نه فرزند و يا نه خانواده دارد.

=المُفْرِج-

[فرج] : «دَجاجةً مُفْرجٌ» : مرغى كه چند جوجه دارد.

=المُفَرَّج-

[فرج] : شانه، كسيكه مچ دست با زير بغل او فاصله زياد دارد.

=المَفْرَخ-

ج مَفَارِخ [فرخ] : جاى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت