فهرس الكتاب

الصفحة 820 من 1009

=المَذْهَب-

[ذهب] : مص،- ج مذاهب:

عقيده، اصل، راه و روش؛ «مذاهب الإسلامِ» :

مذاهب اسلامى.

=المُذَهَّب-

[ذهب] : زراندود، نوشته با حروف طلائى.

=المُذَهَّبَات-

[ذهب] : هفت قصيده شعرى است از دوران جاهليت كه پس از معلقات در مرتبه دوم قرار دارد.

=المَذْهَل-

ج مَذَاهِل [ذهل] : جايى كه در آن سرگردان و گمراه شوند.

=المِذْوَب-

[ذوب] : آنچه كه چيزى در آن ذوب شود.

=المِذْوَبَة-

ج مَذَاوِب [ذوب] : قاشق، چمچه.

=المِذْوَد-

[ذود] : آنچه كه با آن دفاع كنند، شاخ گاو، زبان، آخور.

=المَذْيُ-

[مذي] : آبى كه از دهانه حوض بيرون آيد.

=المَذِيّ-

[مذي] : راه آب حوض.

=المِذْيَاع-

ج مَذايِيع [ذيع] : بلندگو، راديو، آنكه رازدار نباشد.

=المَذْيَة-

ج مِذَاء [مذي] : آئينه صيقلى شده و درخشان.

=المَذِيَّة-

ج مَذِيَّات [مذي] : مرادف (المَذْيَة) است.

=المُذِيع-

[ذيع] : گوينده اخبار در راديو و تلويزيون.

=المَذِيق-

[مذق] : «لَبَنٌ مَذِيقٌ» : شير مخلوط با آب.

=المُذَيَّل-

[ذيل] : «ثَوْبٌ مُذَيَّل» : جامه بلند، دامن بلند.

=المَذِيم-

[ذيم] : كسيكه مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته است.

=المَذْيُوم-

[ذيم] : مرادف (المَذِيم) است.

=مَرَّ-

-مَرًّا و مُرُورًا و مَمَرًّا [مرّ] : گذشت و رفت؛ «مَرَّ ذكرهُ» : از نامبرده ياد شد؛ «مَرَّ بسلام» : بسلامت رفت؛ «كما مَرَّ بنا» :

همچنانكه از سوى ما گذشت،- هُ و- به أو عليه: از آن گذشت،- مَرًّا البعيرَ: تنگ را بر شتر سخت بست،-- مرارةً: تلخ شد.

=مُرَّ-

مَرًّا و مِرَّةً [مرّ] بفلانٍ: صفرا و زرد آب و يا بلغم بر او غلبه كرد و بهيجان در آمد.

=المُرّ-

[مرّ] : تلخ، داروئي گياهى است خوشبو و تلخ مزه كه در اتيوپى و جنوب عربستان بدست مىيد و به (مُرمكى) معروف است، «مُرُّ الصحارى» : حنظل.

=المَرّ-

[مرّ] : مص، بيل، ريسمان.

=مَرَى-

-مَرْيًا [مري] الناقةَ: پستان شتر را دست ماليد تا شير از آن بدوشد،- الدَّم و نحوه: خون و يا مانند آنرا جارى كرد،- الشّي ءَ: آنرا استخراج كرد،- الفرسَ:

اسب را تا آنجا كه مى توانست بدود با زدن تازيانه و مانند آن دوانيد،- تِ الرّيحُ السّحابَ: باد ابر را حركت داد تا ببارد،- فُلانًا مائةَ سوطٍ: او را يكصد ضربه شلاق زد،- حقّهُ: حق او را انكار كرد،- الفرسُ:

اسب بر روى سه پاى خود ايستاد در حاليكه پاى چهارم را بر زمين مى كشيد.

=المِرَاء-

[مري] : مص؛ «لا مِرَاءَ فيهِ» : شكى در آن نيست.

=المُرَائِي-

[رأي] : آنكه خود را بيش از آنچه كه هست نشان دهد.

=المُرَابِطَة-

ج مُرَابِطات [ربط] : گروهى كه با هم همبستگى و پيوستگى داشته باشند.

=المَرَابِيع-

[ربع] : بارانهاى اول فصل بهار.

=المَرَّاج-

گزافه گو و دروغگو.

=المُرَاجع-

[رجع] من النساء: زنيكه پس از فوت شوهرش به خانواده اش بر مى گردد.

=المُرَاجَعَة ج مُرَاجَعَات-

[رجع] : مص، مشورت كردن، تجديد نظر، پژوهش و مراقبت؛ «مُرَاجَعَة الحسابِ» : حسابرسى؛ «بدون مُراجَعَة» بدون رسيدگى، نيازى به ديدن و يا مراجعه ندارد، «المُرَاجَعات» :

كوششها.

=المَرَاجِم-

[رجم] : گفتار زشت و خلاف ادب؛ «تراموا بِالْمَراجِم» : به يكديگر سخنان زشت و ناروا گفتند.

=المُرَاح-

[روح] : آغل شتر و گاو و گوسفند و بز.

=المَرَاح-

[روح] : جائيكه مردم به آن رفت و آمد كنند.

=المِرَاح-

[مرح] : خوشحالى و خورسندى و نشاط و فرح و انبساط.

=المَرَاحِل-

[رحل] : جمع (مَرْحَلَة) است؛ «في مراحِلِ حياته» : در مدت زندگيش؛ «على مراحِل» : بطور تدريجى.

=المُرَاد-

[رود] : مطلوب، خواسته، مقصد و نيت.

=المَرَاد-

[رود] : جاى رفت و آمد شتران.

=المَرَاد-

[مرد] : گردن.

=المَرَّاد-

ج مَرَاريد [مرد] : گردن.

=المُرَادِف-

[ردف] : كلمه اى كه از نظر معنى با كلمه ديگرى يكسان است، همسان.

=المَرادِي-

[ردي] : چهار پاى اسب يا شتر، اسبان كه در آمد و شد باشند.

=المُرَار-

[مرّ] (ن) : نام گياهى است كه در زبان متداول به (المُرَّير) معروف است.

چنانچه شتر اين گياه را بخورد لبهاى آن فرو رفته و دندانهايش نمايان مى شود.

=المَرَارَة-

[مرّ] : مص، ج مَرَائِر و مَرَارَات:

كيسه صفرا در بدن انسان.

=المَرَاز-

[روز] : وزن و مقدار.

=المَرَازَة-

[روز] : مرادف (المَرَاز) است.

=المِرَاس-

شدت و نيرومندى؛ «سَهِلُ المِرَاس» : كسيكه به آسانى فرا گيرد و يا درمان شود؛ «صَعْبُ المِراس» كسيكه به سختى قرار گيرد و يا درمان شود.

=المَرَّاس-

پر توان و نيرومند.

=المَرَاسَة-

سختى و نيرومندى.

=المُرَاسِل-

[رسل] : نويسنده نامه، روزنامه نگار يا خبرنگار.

=المُرَاسَلَة-

[رسل] : نويسندگى و مكاتبه.

=المَرَاسِم-

[رسم] : آداب و رسوم در جشنهاى مذهبى و يا سياسى ... ، آداب و رسوم هيئتهاى سياسى و ديپلوماسى دولتها ...

؛ «مَرَاسِمُ التشريفات» : مراسم استقبال يا پذيرائى.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت