فهرس الكتاب

الصفحة 888 من 1009

آب كشند.

=المَنْزِل-

ج مَنَازِل [نزل] : جاى فرود آمدن، خانه، آبشخور.

=المَنْزِلَة-

ج مَنازِل [نزل] : جاى فرود آمدن، مرتبه و مقام؛ «لَهُ مَنْزِلَةٌ عند الأمير» : نزد امير مقام و منزلتى دارد؛ «هو رفيعُ المَنْزِلَة» : او عاليمقام است، خانه، و در علم حساب مرتبه ارقام است.

=المُنَزَّلَة-

[نزل] (ط) : غذائى كه از گوشت و بادنجان تهيه مى شود.

=المَنْزُور-

[نزر] : بسيار اندك و ناچيز.

=المَنْزُوع-

[نزع] : مفع؛ «الْوَلدُ المَنْزُوع» در زبان متداول بمعناى جوان فاسد و بى تربيت است.

=المَنْزُوف-

[نزف] : آنكه بسيار از وى خون جارى شده باشد، آنكه از فرط تشنگى رگهاى او سفت و زبان او خشك شده باشد، كسى كه خرد خود را از دست داده باشد.

=المَنْزُول-

[نزل] : مهمانخانه، مهمانسرا.

=المِنْسَاة-

[نسأ] : مرادف (المِنْسَأَة) است.

=المَنْسَاة-

[نسأ] : مرادف (المِنْسَأَة) است.

=المِنْسَاج-

[نسج] : دستگاه بافندگى پارچه.

=المِنْساس-

[نسّ] : مرادف (المِنَسَّة) و بمعناى چوبدستى است.

=المُنْسَاق-

[سوق] : پيرو، نزديك، كوه بلند و شيب دار.

=المَنْسَأَة-

[نسأ] : مرادف (المِنْسَأة) است.

=المِنْسَأَة-

[نسأ] : چوبدستى و عصاى بلند كه چوپان در دست مى گيرد.

=المِنَسَّة-

[نسّ] : عصا و چوب دستى.

=المَنْسَج-

[نسج] : كارگاه بافندگى.

=المَنْسِج-

[نسج] : مرادف (المَنْسَج) است،- مِن الدّابة: ظاهر سر دو كتف تا بيخ گردن ستور.

=المِنْسَج-

[نسج] : دستگاهى كه بر روى آن پارچه بافته مى شود،- من الدّابة: مرادف (المَنْسِج) است.

=المُنْسَجِر-

[سجر] : «شَعْرٌ مُنْسَجِرٌ» : موى بلند و افشان.

=المُنْسَجِم-

[سجم] : متناسب و همنواخت.

المَنْسِر

(ج) مَنَاسِر [نسر] : مرادف (المِنْسَر) است.

=المِنْسَر-

ج مَنَاسِر [نسر] : نوك پرندگان شكارى، و در اصطلاح نظامى گروهى از لشكر كه در پيشاپيش ارتش حركت كنند.

=المُنْسَرِب-

[سرب] : آبى كه با شتاب روان باشد، بلند.

=المُنْسَرِح-

[سرح] : يكى از بحور شعر است كه وزن متداول آن: مُسْتَفْعِلُنْ فاعِلاتٌ مُفْتَعِلُنْ است.

=المِنْسَع-

[نسع] : باد شمال.

=المِنْسَعَة-

[نسع] : زمينى كه در آن گياهان نمو نموده و بلند شوند.

=المِنْسَغَة-

[نسغ] : بسته اى از سوزن كه با آنها خال كوبى كنند، بسته اى از پرهاى دم پرنده يا از آهن كه نانوا بوسيله آن بر روى نان نقش و نگار زند.

=المَنْسِف-

ج مَنَاسِف [نسف] : دهان خر.

=المِنْسَف-

ج مَنَاسِف [نسف] : غربال بزرگ، غربال.

=المِنْسَفَة-

[نسف] : ابزارى كه با آن ساختمان را خراب كنند، غربال، سرند.

=المَنْسَك-

ج مَنَاسِك [نسك] : جائيكه بدان عادت و خو گرفته باشند، آداب مناسك حج، مناسك حج، جائيكه در آن قربانى ذبح شود.

=المَنْسِك-

ج مَنَاسِك [نسك] : آداب مناسك حج، مناسك حج، جاى ذبح و قربانى.

=المُنْسَلَخ-

[سلخ] : «مُنْسَلَخُ الشهرِ» : پايان ماه.

=المَنْسِم-

ج مَنَاسِم [نسم] للإِبل: همانند ناخن انسان است و يا اينكه كناره كف پاى شتر و يا شتر مرغ و مانند آنهاست، نشانه، راه، مذهب و چهره.

=المَنْسُوب-

ج مَنَاسِيب [نسب] : مفع، بلندى و برترى، مستوى و هموار؛ «منسوبُ البحرِ» :

سطح در پا و مستواى آن؛ «ارتفعت المياه فوق مَنسُوبِها» : آب در مستواى خود بالا رفت؛ «شِعْرٌ مَنْسُوبٌ» : غزل شعرى؛ «خطٌّ منسوبٌ» :

خط قاعده دار.

المَنْسِيّ-

[نسي] : مفع، آنچه كه فراموش شده باشد، آنكه عصب سياتيك او آسيب ديده باشد.

=المِنْشَار-

ج مَنَاشِير [نشر] : ارّه نجّارى، چوب درو گندم و دانه ها،- (ح) : ارّه ماهى كه به آن (بومنشار) گويند.

=المِنْشَال-

ج مَنَاشيل [نشل] : مرادف (المِنْشَل) است.

=المَنْشَأ-

[نشأ] : جاى روئيدن گياه، جاى تأسيس، نژاد و اصل.

=المَنْشَأَة-

[نشأ] : جاى پرورش؛ «مولدي و مَنْشَئي في بني فلان» : زادگاه و پرورش من در قبيله فلان است.

=المِنْشَل-

ج مَنَاشِل: چنگك كه با آن گوشت را از ميان ديگ بيرون مى كشند.

=المَنْشَب-

[نشب] : جاى بر پا شدن امرى مانند جنگ و غيره.

=المِنَشَّة-

[نشّ] : ابزار مگس پرانى، مگس پران.

=المَنْشَر-

[نشر] : مص، جاى گستردن و پهن كردن جامه ها و مانند آن، جاى گستردن چوب و تخته.

=المَنْشَط-

[نشط] : خوشخوئى و علاقمندى به كار بر خلاف آنكه علاقمند بكار نيست.

=المِنْشَط-

[نشط] : بسيار با نشاط.

=المُنَشِّف-

[نشف] : «ناقةٌ مُنَشِّفٌ» : ماده شترى كه گاهى شير مى دهد و گاهى شير ندارد و اين در موقعى است كه وضع حمل آن نزديك باشد.

=المِنْشَفَة-

ج مَنَاشِف [نشف] : دستمال و حوله.

=المَنْشَق-

ج مَنَاشِق [نشق] : بينى.

=المَنْشَقَة-

[نشق] : انفيه دان.

=المَنْشَلَة-

[نشل] : جاى زير انگشتر بر انگشت.

=المَنْشَم-

[نشم] : ماده عطرى است كه بدشوارى كوبيده و سابيده مى شود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت