مرادف (الْعُلْمَة) است.
=عَلَنَ-
-عَلَنًا و عَلَانِيَةً وَ عُلُونًا الأَمرُ: آن كار آشكار و هويدا شد.
=عَلِنَ-
-عَلَنًا و عَلَانِيَةً وَ عُلُونًا الأَمرُ: مرادف (عَلَنَ) است.
=عَلُنَ-
-عَلَنًا و عَلَانِيَةً و عُلُونًا الأَمرُ: به معناى (عَلَنَ) است.
=عَلَّنَ-
تَعْلِينًا [علن] : إليهِ الأَمرَ: كار را به او نشان و ارائه داد.
=العَلِن-
«أَمرٌ عَلِنٌ» : آشكار و هويدا برخلاف (خَفِيّ) است.
=العُلَنَة-
آنكه راز را پنهان نكند.
=العُلْو-
[علو] : «عُلْوُ الشي ءِ» : بالاى هر چيزى.
=العَلْو-
«عِلْوُ الشي ءِ» : مرادف (العُلْو) است.
=العِلْو-
«عِلْوُ الشي ءِ» : به معناى (العَلْو) است.
=العُلُوّ-
[علو] : مص؛ بزرگ منشى، بلندى؛ «عَلَى عُلُوِّ الْف مِتْر» : در ارتفاع يكهزار مترى.
=العَلُوفَة-
آذوقه ستورى كه به چرا فرستاده نشود (اين كلمه در مفرد و جمع يكسان به كار برده مى شود) ،- ج عُلُف: غذاى ستوران.
=العَلُوق-
: آنچه كه به انسان درآويزد، بلا و پيشامد سخت، مرگ، بسيار درآويزنده.
=العُلُوم-
مجموعه معارف فرهنگ انسانها كه ويژه طبيعت و جامعه و انديشه باشد،- الإلهِيَّةِ: معارف الهى در امور معنوى مانند واجب و ممكن و علت و معلول و اثبات وجود خدا و بحث روان كه آنرا (العِلْمُ الأعلى وَ الْفَلْسَفَةُ الأُولى و عِلْمُ ما بَعْدَ الطَّبِيعَة) نيز نامند،- الشَّرعِيَّة: مسائل و احكام شرعى كه «العُلُومُ الدِّينيَّة» : نيز ناميده مى شود مانند علم كلام و علم فقه و اصول،- الحَقيقِيَّة: دانشى است كه همه جا و همه وقت و در كليه محافل بشرى يكسان بكار برده شود مانند علم كلام و علم منطق،- العَرَبِيَّة: ويژه زبان عربى است مانند علم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع كه آنرا «عِلْمُ الأَدَب» نيز مى نامند،- المُدَوَّنَة:
دانشهاى نوشته و تدوين شده.
=العَلَوِيّ-
[علو] : منسوب به حضرت امام على (ع) است.
=العَلَوِيَّة-
مؤنّث (العلويّ) است.
=عَلِيَ-
-عَلاءً [علو] الشي ءُ أو النهارُ: روز بلند شد و برآمد،- فِى المَكَارِم: در نيكيها بزرگوار شد.
=العَلْي-
[علو و علي] : هر جاى بلند و مرتفع.
=العِلْي-
[علو و علي] :؛ (هُمْ عِلْيُ الْقَوم) : آنها برگزيدگان قوم مى باشند.
=العَلِيّ-
ج عَلِيُّون و عِلْيَة [علو و علي] : بلند، بزرگوار، سخت، از نامهاى خداوند متعال است.
=العِليّ-
[علو و علي] : مرادف (العُلُوّ) است.
=العُلِّيّ-
[علو] :؛ «هُوَ مِنْ عُلِّيِّ قَوْمِه» : او از جمله بزرگان و بلند پايگان قوم خود است.
=العِلِّيّ-
[علو] : مرادف (العُلِّيّ) است.
=العُلْيَا-
[علو و علي] : مؤنث (الأَعْلَى) است، هر جايگاه بلندى، هر چيز بالائى مانند (لب بالا) .
=العَلْيَاء-
[علو و علي] : آسمان، قلّه كوه، هر جايگاه بلندى بر خلاف پايين.
=العُلِّيَّة-
ج عَلَاليّ [علو] : خانه اى بلند كه بر روى خانه اى ديگر باشد؛ «هُوَ مِنْ عُلِّيَّةِ قَوْمهِ» : او از بزرگان قوم و خانواده خود مى باشد.
=العِلِّيَّة-
ج عَلالِيّ [علو] : مرادف (العُلِّيَّة) است.
=العَلِيف-
ج عَلَائِف: مرادف (الْعَليفَة) است.
=العَلِيفَة-
ج عَلَائِف: آذوقه و خوراك ستورى كه براى چرا فرستاده نمى شود.
=العَلِيق-
آنچه كه به ستوران براى خوراك داده شود مانند جو.
=العُلَّيق-
(ن) : نام گياهى است كه گلهاى آن ريز و سفيد يا گلى رنگ است و ميوه آن به شكل توت مى باشد كه خورده مى شود.
=العُلَّيْقَى-
(ن) : مرادف (الْعُلَّيْق) است.
=العَلِيل-
ج أَعِلَّاء [علّ] : بيمار.
=العَلِيلَة-
ج عَلِيلَات و عَلَائِل: مؤنّث (العَلِيل) است، زن خوشبو كه پى در پى بر خود عطر زند.
=العَلِيم-
ج عُلَمَاء: دانشمند پُرمايه، از نامهاى خداوند متعال است.
=العَلِين-
«أمرٌ عَلِينٌ» : كارى آشكار.
=العِلِّيُّون-
[علو] : جمع (عِلِّيّ) است، از نامهاى بهشت، كسانيكه در سرزمينهاى كوهستانى و بلند زندگى مى كنند.
=عَمَّ-
-عُمُومًا [عمّ] الشي ءُ: آن چيز شامل همه شد،- القَوْمَ بِالعَطِيَّة: بخشندگى شامل همه قوم شد،- المَطَرُ الأَرضَ: باران همه جا را فرا گرفت،- عُمُومَةً: همگانى شد.
=عُمَّ-
عَمًّا [عمّ] رأسُهُ: بر سر او عمامه نهادند.
=العَمّ-
[عمّ] : جمعيت بسيار،- ج عُمُومَة و اعْمَام و اعُمّ: عمو، اين اسم بر پدر شوهر و يا پدر همسر نيز اطلاق مى شود و گاهى زن بشوهر خود (ابنُ عَميِّ) : پسر عمو و مرد به همسرش (بِنْتُ عَميِّ) : دختر عمو گويند.
=عَمَّى-
تَعْمِيَةً [عمي] الرجُلَ: آن مرد را كور كرد،- المعنى: معنى را پنهان كرد.
=العَمَى-
[عمي] : نابينائى؛ «مَكانٌ عَمىً» :
جائيكه به آن راهى نباشد.
=العَمَاء-
[عمي] : ابر بلند و پر باران.
=العَمَاءَة-
[عمي] : لجبازى، گمراهى، نادانى.
=العِمَاد-
غسل تعميد دادن كودك، ساختمانهاى بلند؛ «اهْلُ العِمَاد» : دارندگان ساختمانهاى بلند و پا برجا،- ج عَمَد و عُمُد: آنچه بدان استوار گردد، رئيس لشكر.
=العِمَادَة-
واحد العِماد: ساختمانهاى بلند.
=العَمَار-
ريحان كه با آن مجلس شراب را زينت دهند، درود و سلام.
=العُمَّار-
جمع (عَامِر) است، ساكنان خانه ها از جنّ و پرى.
=العَمَّار-
صيغه مبالغه است، كسيكه در سراسر زندگى امر و نهى كند، خوشنام، پُر