فهرس الكتاب

الصفحة 463 من 1009

عمق.

=الرَّهْرَهة-

[رهره] : درخشندگى پوست و نازكى بدن.

=الرُّهْرُوه-

[رهره] : «ماءٌ رُهْرُوهٌ» : آب صاف و زلال.

=رَهَسَ-

-رَهْسًا الشي ءَ: آن چيز را سخت كوبيد يا فشار داد.

=رَهَطَ-

-رَهْطًا اللقمةَ: لقمه را بزرگ گرفت؛ «هُو يَرهَطُ» : او بسيار مى خُورَد.

=الرَّهْط-

ج أَرْهُط و أَرْهَاط و جج أرَاهِط و أرَاهِيط:

گروه مردان كه از سه نفر تا ده نفر باشند و در ميان آنها زن نباشد اين واژه مفرد ندارد و هرگاه عددى بر آن اضافه شود معناى شخص يا نفس را ميدهد مانند (عِشرُون رَهْطًا) :

بيست نفر، خويشان و قبيله ى مرد.

=الرَّهَط-

ج أَرْهُط و أَرْهَاط و جج أَراهِط و أَرَاهِيط:

مترادف (الرَّهُط) است.

=رَهَفَ-

-رَهْفًا السيفَ: شمشير را نازك كرد.

=رَهُفَ-

-رَهَافَةً و رَهَفًا: تنگ يا نازك و زيبا شد.

=رَهِقَ-

-رَهَقًا: ستم كرد و به كارهاى زشت پرداخت، دروغ گفت، نادان و احمق شد، سبك شد، شتاب كرد،- السفَرُ: مسافرت نزديك شد و زمان آن رسيد.

=رَهَّقَ-

تَرْهِيقًا هُ: او را به بدى متهم كرد.

=الرَّهَق-

مص، گناه و تهمت، وادار كردن شخص بر آنچه كه طاقت نداشته باشد، سبك مغزى، ناداني.

=رَهِلَ-

-رَهَلًا: گوشت بدن او ورم كرد و سست شد.

=رَهَّلَ-

تَرْهِيلًا هُ النومُ: خواب او را سست و جنبان كرد.

=الرِّهْل-

ابر نازكى همانند شبنم.

=الرَّهَل-

ورم و سستى؛ «فلانٌ فيهِ رَهَلٌ» : در بدن فلاني ورم و سستى است.

=الرَّهِل-

آنكه بدن او ورم كرده و سست شده باشد.

=الرِّهْمَة-

ج رِهَم و رِهَام: باران ريز و نرم و پيوسته.

=رَهَنَ-

رَهْنًا الشي ءُ: آن چيز دائم و هميشه شد،- الشّي ءَ: آن چيز را ادامه داد،- الشّي ءَ فلانًا و عِنْدَ فُلان: آن چيز را نزد فلانى گرو گذاشت،- بِالمَكَانِ: در آن مكان اقامت گزيد.

=الرَّهْن-

مص،- ج رِهَان و رُهُون و رَهِين و رُهُن:

گروگان كه معمولًا در برابر تأمين بدهى مى گيرند، آنچه كه رهن شده باشد، توقيف يا بازداشت مطلق هر چيزى؛ «رَهْنٌ بِكَذا» :

مقيد يا گرو به چيزى است؛ «رَهْنَ كذا» : به انتظار چيزى؛ «أودِعَ السَّجنَ رَهْنَ التحقيقِ» :

بازداشت شد تا از او تحقيقات و بازپرسى شود؛ «رَهْنَ اشَارتِهِ» : بفرمان او، تحت تصرف و اوامر او.

=الرِّهْن-

«هذا رِهْنُ مالٍ» : اين چيز در برابر مال يا پولى گروگان است.

=الرَّهْنَامَج-

كتاب راهنماى مسافرت دريائي براى ناويان. اين واژه فارسى است.

=الرَّهْنِيَّة-

املاك و اموال غير منقول مورد رهن.

=الرَّهْوُ-

[رهو] : گروهى از مردم؛ «غَارةٌ رَهْوٌ» :

يورش و حمله ى پي در پي، «ثَوبٌ رَهْوٌ» :

جامه ى نرم و نازك؛ «بِئرٌ رَهْوٌ» : چاهى كه دهانه ى آن فراخ باشد،- ج رِهَاء: زمين يا مكانِ بلند، زمين گود و فرورفته،- (ح) :

پرنده ايست شبيه كركى كه به فارسى آنرا (كُلنگ) نامند.

=الرَّهْوَان-

[رهو] : زمين هموار. اين واژه فارسى است،- (ح) : اسب باركش كه در راه پيمودن نرم پشت و سبكبال باشد. اين واژه فارسى است.

=الرَّهْوَة-

[رهو] : جاى بلند، جاى پست يا گود، گروهى از مردم،- و در زبان متداول بمعناى مال گزاف مى باشد.

=الرَّهِيب-

هر چيزى ترسناك كه از آن بترسند.

=الرَّهِيَّة-

[رهو] (ط) : نام خوراكى است كه از گندم كوبيده و شير تهيه كنند.

=الرَّهِيف-

شمشير تُنك، تيز لب.

=الرَّهِيق-

مي.

=الرَّهِين-

بمعناى (المَرْهُون) است، آنچه كه به رهن گرفته شده باشد؛ «رَهِينٌ بِكَذا» : در برابر چيزى يا مبلغى گروگان است.

=الرَّهِينَة-

ج رَهَائِن: آنچه كه رهن گرفته شود؛ «الخَلْقُ رَهَائِنُ الموتَ» : مردم مقيد به مرگ مى باشند.

=الرَّوّ-

[روي] : فراخى و بركت. اصل اين كلمه (رَوْىٌ) است كه ياء قلب به واو شده است.

=رَوَى-

-رِوَايَةً [روي] الحديثَ: حديث را روايت و نقل كرد،- القَومَ: آن قوم را سيراب كرد،- الحَبْلَ: ريسمان را تافت،- الرحْلَ: پالان را بر روى شتر با ريسمان سفت بست.

=رَوَّى-

تَرْوِيَةً: سيراب شد،- النّبَاتَ: گياه را آبيارى كرد،- في الأمْرِ: در آن كار انديشيد و تأمل كرد،- هُ الشعْرَ: او را به روايت و نقل شعر واداشت.

=الرُّوَاء-

[روي] : آبرو، منظره ى خوش و زيبا؛ «رَجُلٌ له رُوَاء» : مردى خوش اندام و زيبا.

=الرَّوَاء-

[روي] : آب بسيار سيراب كننده، آب گوارا.

=الرِّوَاء-

ج أَرْوِيَة [روي] : ريسمانى كه با آن متاعها و كالا را بر روى ستور بندند.

=الرَّوَائِس-

[رأس] : ابرهاى به پيش آمده، قسمتهاى بالاى دره.

=الرِّوَائِيّ-

[روي] : مؤلف و نويسنده ى داستانها، نويسنده ى نمايشنامه ها يا داستانهاى نمايشى.

=الرَّوَاتِب-

[رتب] : جمع (الرَّاتِب) است بمعناى حقوق و مقررى ماهانه، سنّتهاى وابسته به فرايض يا به زمانهاى معين.

=الرَّوَاج-

[روج] : مص، انتشار، تداول، روى آوردن بر خريد چيزى، بسيارى تقاضا.

=الرَّوَاجِب-

[رجب] (ع ا) : بندهاى بيخ انگشتان.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت