فهرس الكتاب

الصفحة 366 من 1009

گودى فرو رفت.

=الحَوْذَان-

[حوذ] (ن) : نام گياهانى است از رسته ى آلاله ها كه در سرزمينهاى معتدل مى رويد اين گياه داراى گلهاى زيبا و اغلب زرد رنگ است كه بهترين نوع آن در يونان و ايران با گلهاى سرخ رنگ و درشتتر مى باشد.

=الحُوذِيّ-

[حوذ] : آنكه اسبها و چارپايان را خوب براند، درشگه چى كه در زبان متداول به آن (العَرْبَجِيّ) گويند.

=حَوِرَ-

-حَوَرًا [حور] تِ العينُ: سفيدى چشم سخت سفيد شد و سياهى چشم سخت سياه شد.

=حَوَّرَ-

تَحْوِيرًا اللّهُ: خداوند فلانى را نوميد كند،- الثوبَ: جامه را شست و سفيد كرد،- الشي ءَ: آن چيز را راست و درست كرد،- القُرصَ: قرص را با محور چرخانيد.

=الحُور-

[حور] : كاهش، كم شدن.

=الحَوْر-

[حور] : گودى، قعر.

=الحَوَر-

ج أَحْوار [حور] : پوستهاى سفيد و نرم، گاو،- (ن) : گونه اى درخت تنومند از رسته ى بيدها كه همانند درخت بيد در جاهاى نمناك مى رويد. از اين درخت تخته ى سفيد بدست مىيد، پوست كه آنرا به رنگ سرخ در آورند.

=الحَوْراء-

[حور] (ح) : حالت دگرگونى حشره از صورت كِرمى به حشره ى كامل؛- «عَينُ حَوْراء» : چشم كه سفيدى آن سخت سفيد و سياهى آن سخت سياه باشد.

=الحُورِيَّة-

ج حُورِيَّات و حُور [حور] : نام الهه ى آبها يا جنگلهاست همانگونه كه در داستانها آمده است.

=الحَوْز-

[حوز] مص، جائيكه اطراف آن را سدّ يا مانعى پديد آورده باشند؛- «حَوزُ الدارِ» :

آنچه كه وابسته و پيوسته به خانه باشد.

=الحَوْزَة-

[حوز] : طبيعت، ناحيه؛- «حَوزةُ المملكةِ» : قلمرو كشور و حكومت؛ «فى حوزتِه» او «في حَوزَةِ يده» : در تحويل اوست، در دست و قبضه ى اوست.

=الحُوزِيّ-

[حوز] : شتر ران يا شتر چران، آنكه به تنهائى زيست كند و با كسى معاشرت نكند.

=الحَوْسَة-

[حوس] : «حَوْسَةُ الرجُلِ» : پيروان و ياران مرد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=حَوَّشَ-

تَحْوِيشًا [حوش] هُ: آن چيز را گردآورى كرد،- الرّجُلُ: آن مرد آماده شد، تشويق و برانگيخته شد.

=الحُوش-

[حوش] : «رجُلٌ حُوشُ الفؤادِ» : مرد قوى دل.

=الحَوْش-

[حوش] : آنچه كه اطراف خانه باشد، آغل ستور.

=الحَوَش-

[حوش] : افراد مردم آميخته بهم از قبايل يا كشورهاى مختلف اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الحُوشِيّ-

[حوش] : آنكه با مردم معاشرت نكند،- من الكلامِ: سخن ناهنجار و نامفهوم،- من اللّيالي: شب تاريك

حَوِصَ-

-حَوَصًا [حوص] : گوشه ى چشم او تنگ شد گوئى پلكها بهم دوخته شده است.

=الحَوْص-

[حوص] : درد شكم و روده ها.

=الحَوَص-

[حوص] : آنانكه داراى چشمهاى ريز مى باشند.

=الحَوْصَاء-

[حوص] : مؤنث (الأَحْوَص) است.

=حَوْصَلَ-

حَوْصَلَةً [حوصل] الطائرُ: پرنده چينه دان خود را پر كرد،- الحنطةَ: گندم را جمع آورى كرد.

=الحَوْصَل-

چينه دان يا سنگدان پرنده كه بسان معده در انسان است.

=الحَوْصَلَاء-

مترادف (الحَوْصَل) است.

=الحَوْصَلَة-

مترادف (الحَوْصَل) است.

=الحَوْصَلَة-

مترادف (الحَوْصَل) است.

=حَوَّضَ-

تَحْوِيضًا [حوض] : حوضى ساخت،- حولَ الأَمْرِ: اطراف آن چيز دور زد.

=الحَوْض-

ج أَحْوَاض و حِيَاض و حِيضان [حوض] : حوض آب؛ «ذادَ عن حِيَاضِهِ» : از وابستگيها و املاك خود حمايت كرد «ذَبَّ عن حياضِ الدِّين» : از مسائل مربوط به امور دين حمايت و دفاع كرد؛ «حَوْضُ السَّمَكِ» : حوض ماهى كه در آن ماهيان زنده نگهدارى مى شوند؛ «حَوضُ السَّباحةِ» : استخر شنا؛ «حَوضُ الأُذُنِ» :

سوراخ گوش؛ «احْواضُ الفَحْمِ وَ الْحَدِيد» :

انبارهاى ذخيره ى زغال و آهن.

=الحَوْضِيَّة-

[حوض] (ن) : گياهى است زينتى از رسته ى (شقيقيّات) داراى گلهاى درشت به رنگهاى گوناگون و در مناطق معتدل مى رويد.

=حَوَّطَ-

تَحْوِيطًا [حوط] الساحةَ: اطراف ميدان يا زمين را ديوار كشيد،- الحائِطَ: ديوار ساخت،- هُ: آن چيز را حفظ و تعهد كرد،- حولَ الأمرِ: گرد آن كار گشت.

=الحَوْط-

[حوط] : رشته اى كه در آن مهره ها كشند و براى دفع چشم زخم بر ميان بندند، هلالى از نقره است كه بر كودكان آويزند.

=الحِوَط-

[حوط] : آنچه در عوض كمى دراهم دهند.

=الحَوْطة-

[حوط] : اسم است از (احْتَاطَ) :

احتياط و هوشيارى.

=حَوَّفَ-

تَحْوِيفًا [حوف] المكانَ: گرداگرد آن مكان دور زد.

=الحَوْف-

[حوف] : جانب، ناحيه، كنار، پوستى كه آنرا به دو شقه به گونه ى شلوار درآورند و كودكان آنرا پوشند.

=الحُوق-

[حوق] : قاب يا روكش دور چيزى.

=حَوْقَلَ-

حَوْقَلَةً و حِيقالًا [حوقل] : آن مرد (لَا حَولَ و لَا قُوَّةَ إلّا باللّهِ العَلىِّ العَظِيم) گفت.

=الحَوْقَلَة-

قاروره ى دراز گردن.

=الحَوْك-

[حوك] (ن) : گياهى است همانند (الحَبَق) : پونه.

=حَوِلَ-

-حَوَلًا [حول] تْ عينُهُ: چشم او چپ يا لوچ شد.

=حَوَّلَ-

تَحْوِيلًا هُ: آن را از جائى به جاى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت