سفيد آب و روغن داغ بعمل مىيد.
ج لَيَالٍ، و يقال أَيضًا لَيَائِل [ليل] : شب كه از غروب آفتاب تا سپيده دم مى باشد؛ اين كلمه براى مذكر و مؤنث بكار برده مى شود، ليل مطلق شب و ليلة بمعناى يك شب است؛ «لَيْلٌ الْيَلٌ» شب دراز و تاريك؛ «ليل لَائِلٌ» شب بلند و بسيار تاريك يا تاريكترين شب در ماه.
=اللَّيْلَى-
[ليل] : «لَيْلَى الخمرِ» : آغاز مستى شراب؛ «أُمُّ لَيْلَى» : شراب سياه، «لَيْلَةٌ لَيْلَى» :
شب بلند و بسيار تاريك.
=اللَّيْلَاء-
[ليل] : «ليلةٌ لَيْلَاء» : شب بلند و بسيار تاريك.
=اللَّيْلَة-
ج لَيْلَات [ليل] : شبانگاه يا يك شب؛ «لَيْلَةُ الْقَدْر» : شب مقدس كه در آن رزق و روزى و بركت مقدر و اعطاء مى شود. اللَّيْليّ [ليل] : منسوب به ليل است، كسيكه قدم زدن و راه رفتن در شب را دوست دارد.
=اللِّيم-
[ليم] : سازش و آشتى، همسان مرد در اندازه و پيكر و آفرينش؛ «هُوَ لِيمُهُ» او شبيه و مانند وى است.
=اللَّيْمُون-
(ن) : درخت ليمو كه از نوع حمضيات است. ميوه آن ليمو است كه برنگ سبز يا زرد است و طعم آن شيرين و يا ترش است. نوعى ديگر آن بنام ليمو هندى است بشكل پرتقال كه در امريكا كشت مى شود و ميوه آنرا با شكر مى خورند، نوعى ديگر بنام «لَيْمُون بُوصفَيْر» است كه در زبان متداول به آن (ترنج) گويند.
=اللَّيْمُونَادَا-
ليموناد است كه از آب ليمو و شكر ساخته مى شود.
=اللَّيْمُونَاضَة-
مرادف ليموناد است.
=لَيَّنَ-
تَلْيينًا [لين] الشي ءَ: آنرا نرم كرد.
=اللَّيْن-
ج لَيْنُون [لين] : چيز نرم و لطيف.
=اللَيْن-
مص، نرمى و لطافت، همه چيز از درخت نخل بجز خرماى بهم چسبيده.
=اللَّيِّن-
ج لَيِّنُون و أَلْيِنَاء [لين] : نرم و انعطاف پذير؛ «لَيِّنُ العَرِيكَة» :
خوش اخلاق.
=اللّينَة-
[لين] : مؤنث (اللَّيْن) است، مرّه از (لَانَ) ، ناز بالش نرم.
=اللِّينَة-
[لين] : مص، اسم نوع از (لانَ) است، سستى و ناتوانى.
=اللَّيْنُوْفَر-
(ن) : مرادف (النَّيْلُوفَر) است. اين كلمه فارسى است.
=اللِّيوَان-
بمعناى (الإيوان) است كه همان ايوان و تراس در زبان فارسى است. اين كلمه فارسى است.
=اللُّيُونة-
[لين] : ضد سفتى و سختى است، نرمى (ضد زبرى) .