فهرس الكتاب

الصفحة 406 من 1009

عربى وارد شده باشد؛ «دَخِيلُ الرجُلِ» : امور داخلى مرد؛ «دَخِيلَك» : به تو پناه مى برم، از تو خواهش مى كنم. اين تعبير در زبان متداول رايج است.

=الدَّخِيلة-

«دَخِيلةُ الشي ءِ» : درون چيز؛ «دَخِيلَةُ المرءِ» : درون و باطن مرد؛ «فى دَخِيلَةِ نَفْسِهِ» : در باطن و درون او.

گردى است سفيد رنگ كه حشرات را مى كشد. نام علمى اين ماده (دِيكْلُورو- دِيفِينِيل- ترِيكْلُورِيتَان) است. اين پودر را دانشمند سويسى ملِّر در سال 1933 كشف كرد.

=الددَن-

لهو و لعب، بازى و سرگرمى.

=دُرْ-

[دور] : فعل امر است و در اصطلاح نظامى به معناى (عقب گَرْد) مى باشد.

=دَرَّ-

-دَرًّا [درّ] الحليبُ: شير بسيار شد،- تِ الناقَةُ بِلَبَنِها: ماده شتر شير از خود روان ساخت،- تِ الدنيا عَلَى اهْلِها: زندگى بر مردم دنيا فراخ شد،- النباتُ: گياه روئيد و شاخه و برگ در آورد،- دَرًّا و دُرُورًا تِ العروقُ: رگهاى بدن پر از خون شد همانگونه كه پستانها پر از شير مى شود،- العَرَقُ:

عرق از بدن همانگونه كه آسمان ببارد روان شد،- تِ السّوقُ: بازار رواج شد و كالاهايش به فروش رسيد،- السِّراجُ: چراغ روشن شد،-- درًّا وجهُهُ: پس از بيمارى بهبودى يافت،-- دَرِيرًا الْفَرَسُ: اسب با سرعت دويد.

=الدُّرً-

ج دُرَر و دُرَّات [درّ] : مرواريد درشت، دُر.

=الدَّرّ-

مص، شير، بسيارى شير، نَفْس؛ «لِلَّهِ دَرُّهُ» : خوبيهاى او از خداست؛ «لا دَرَّ دَرُّهُ» :

خير او زياد نشود.

=دَرَى-

-دَرْيًا و دِرْيًا و دَرْيَةً و دِرْيَةً و دَرَيَانًا و دِرْيَانًا و دُرِيًّا و دِرَايَةً، [دري] الشي ءَ و بالشي ءِ: به دانش او رسيد،- دَرْيًا الصيْدَ: از شكار پنهان شد و آنرا فريب داد،- الرَّأسَ: سر را خارانيد؛ «دِرَايَة» : اين مصدر بيش از ساير مصادر اين كلمه بكار مى رود.

=الدَّرَّابَة-

«دَرَّابَةُ الدُّكَّانِ» : يكى از دو پايه ى درب مغازه كه بهنگام بستن بر روى يكديگر قرار مى گيرند.

=الدَّرَابْزُون-

ج دَرَابْزُونَات: ستونها يا پايه هاى استوار كه بر روى آن تكيه گاه سازند. اين واژه يونانى است.

=الدَّرَابَزين-

مترادف (الدَّرَابزُون) است.

=الدَّرَابُكَّة-

(مو) : مترادف (الدربَكّة) است.

=الدُّرَّاج-

ج دَرَارِيج (ح) : پرنده ايست شبيه به كبك و از آن بزرگتر، پرهايش داراى خالهاى سياه و سفيد و نوك آن كوتاه است. اين اسم بر مذكر و مؤنث آن يكسان اطلاق مى شود.

=الدَّرَّاج-

بسيار طواف كننده، سخن چين،- (ح) : خار پشت يا جوجه تيغى

الدُّرَّاجَة-

(ح) : واحد (الدرّاج) است.

=الدَّرَّاجة-

دوچرخه، ابزار جنگى كه در محاصره ى شهر بكار مى رود؛ «دَرَّاجة بُخَارِيّه» : موتورسيكلت.

=الدَّرَّارة-

دوك نخ ريسى.

=الدَّرَّاس-

بسيار درس خوان.

=الدَّرَاسة-

ج دِرَاسَات: بحث، درس، مطالعه.

=الدَّرَّاسَة-

ابزار خرمن كوبى گندم.

=الدِّرَاسِيّ-

منسوب به (الدِّرَاسَة) است؛ «السَّنَةُ الدرَاسِيَّةُ» : سال تحصيلى.

=الدُّرَّاعَة-

ج دَرَاريع: جُبه، قبا، جامه اى كه جلو آن باز باشد.

=الدَّرَّاق-

مي،- (ن) : درخت ميوه ايست از رسته ى و ردّيات كه مغز آن خوشمزه و پوسته ى نازك مخملى بر روى آن پوشيده است، ميوه ى درخت درّاق است. اين واژه فارسى است.

=الدَّرَّاقَة-

(ن) : واحد (الدَّرَاق) است، ميوه ى درّاق.

=الدُّرَّاقِن-

مترادف (الدَّرَاق) است، ميوه ى درّاق.

=الدُّرَّاقِنَة-

(ن) : واحد (الدُّرّاقِن) است، ميوه ى دُرّاقِن.

=دَرَاكِ-

اسم فعل است به معناى (أَدْرِك) .

=الدِّرَاك-

پيوسته و بهم چسبيده؛ «سير دِرَاكٌ» : سير دائم و پيوسته.

=الدَّرَّام-

مرد كوتاه كه بد راه رود،- (ح) :

خار پشت،- (ح) : خرگوش.

نمايشى كه مطالب غم انگيز و خنده دار با هم در آن وجود داشته باشد. اين واژه يونانى است و عربى آن (فاجِعَة) يا (مَأْسَاة) است.

=الدَّرَّامة-

(ح) : خارپشت،- (ح) :

خرگوش.

=الدَّرَاهِم-

مطلق پول نقد، نقدينه.

=الدرَاية-

[دري] : مصدر (دَرَى) است؛ «عن دِرَايَة» : با علم و آگاهى.

=دَرَأَ-

-دَرْءًا و دَرْأَةً هُ: او را به سختى دور كرد،- الخَطَرَ عَنْه: خطر را از وى دور كرد.

=الدَّرْء-

مص، خلاف، كجى و خميدگى در كانال و مانند آن.

=دَرِبَ-

-دَرَبًا و دُرْبَةً بالشي ء: به آن چيز خوى گرفت، به آن چيز گرايش كرد.

=دَرَّبَ-

تَدْرِيبًا هُ بالشي ء و فيهِ و عليهِ: او را به چيزى عادت داد،- الجُندِيُّ: سرباز بهنگام فرار در جنگ صبر كرد.

=الدَّرْب-

ج دُرُوب و دِرَاب: راه، دروازه ى فراخ، درب بزرگ.

=دَرْبُ-

التَّبَّانةِ (فك) : كهكشان يا آسمان دره.

=الدَّرِب-

گرايش كننده به چيزى.

=الدَّرْبَان-

ج دَرَابِنَة: دربان، نگهبان. اين واژه فارسى است.

=الدَّرْبَان-

ج دَرَابِنَة: مترادف (الدَّرْبان) است.

اين واژه فارسى است.

=الدُّرْبَة-

مص، دليرى و پردلى در جنگ و در هر امرى، «فى العَفوِ دُرْبَةٌ» : بخشودگى دليرى است، خبره گى.

=الدَّرِبَة-

مؤنَّث (الدَّرِب) است.

=الدَّرْبَزِين-

مترادف (الدَّرابْزُون) است.

=الدَّرْبَكَة-

درهم آميختگى و انبوهى.

=الدِّرْبَكَّة-

(مو) : نام ابزارى موسيقى است كه با آن نوازند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت