عربى وارد شده باشد؛ «دَخِيلُ الرجُلِ» : امور داخلى مرد؛ «دَخِيلَك» : به تو پناه مى برم، از تو خواهش مى كنم. اين تعبير در زبان متداول رايج است.
«دَخِيلةُ الشي ءِ» : درون چيز؛ «دَخِيلَةُ المرءِ» : درون و باطن مرد؛ «فى دَخِيلَةِ نَفْسِهِ» : در باطن و درون او.
گردى است سفيد رنگ كه حشرات را مى كشد. نام علمى اين ماده (دِيكْلُورو- دِيفِينِيل- ترِيكْلُورِيتَان) است. اين پودر را دانشمند سويسى ملِّر در سال 1933 كشف كرد.
=الددَن-
لهو و لعب، بازى و سرگرمى.
=دُرْ-
[دور] : فعل امر است و در اصطلاح نظامى به معناى (عقب گَرْد) مى باشد.
=دَرَّ-
-دَرًّا [درّ] الحليبُ: شير بسيار شد،- تِ الناقَةُ بِلَبَنِها: ماده شتر شير از خود روان ساخت،- تِ الدنيا عَلَى اهْلِها: زندگى بر مردم دنيا فراخ شد،- النباتُ: گياه روئيد و شاخه و برگ در آورد،- دَرًّا و دُرُورًا تِ العروقُ: رگهاى بدن پر از خون شد همانگونه كه پستانها پر از شير مى شود،- العَرَقُ:
عرق از بدن همانگونه كه آسمان ببارد روان شد،- تِ السّوقُ: بازار رواج شد و كالاهايش به فروش رسيد،- السِّراجُ: چراغ روشن شد،-- درًّا وجهُهُ: پس از بيمارى بهبودى يافت،-- دَرِيرًا الْفَرَسُ: اسب با سرعت دويد.
=الدُّرً-
ج دُرَر و دُرَّات [درّ] : مرواريد درشت، دُر.
=الدَّرّ-
مص، شير، بسيارى شير، نَفْس؛ «لِلَّهِ دَرُّهُ» : خوبيهاى او از خداست؛ «لا دَرَّ دَرُّهُ» :
خير او زياد نشود.
=دَرَى-
-دَرْيًا و دِرْيًا و دَرْيَةً و دِرْيَةً و دَرَيَانًا و دِرْيَانًا و دُرِيًّا و دِرَايَةً، [دري] الشي ءَ و بالشي ءِ: به دانش او رسيد،- دَرْيًا الصيْدَ: از شكار پنهان شد و آنرا فريب داد،- الرَّأسَ: سر را خارانيد؛ «دِرَايَة» : اين مصدر بيش از ساير مصادر اين كلمه بكار مى رود.
=الدَّرَّابَة-
«دَرَّابَةُ الدُّكَّانِ» : يكى از دو پايه ى درب مغازه كه بهنگام بستن بر روى يكديگر قرار مى گيرند.
=الدَّرَابْزُون-
ج دَرَابْزُونَات: ستونها يا پايه هاى استوار كه بر روى آن تكيه گاه سازند. اين واژه يونانى است.
=الدَّرَابَزين-
مترادف (الدَّرَابزُون) است.
=الدَّرَابُكَّة-
(مو) : مترادف (الدربَكّة) است.
=الدُّرَّاج-
ج دَرَارِيج (ح) : پرنده ايست شبيه به كبك و از آن بزرگتر، پرهايش داراى خالهاى سياه و سفيد و نوك آن كوتاه است. اين اسم بر مذكر و مؤنث آن يكسان اطلاق مى شود.
=الدَّرَّاج-
بسيار طواف كننده، سخن چين،- (ح) : خار پشت يا جوجه تيغى
الدُّرَّاجَة-
(ح) : واحد (الدرّاج) است.
=الدَّرَّاجة-
دوچرخه، ابزار جنگى كه در محاصره ى شهر بكار مى رود؛ «دَرَّاجة بُخَارِيّه» : موتورسيكلت.
=الدَّرَّارة-
دوك نخ ريسى.
=الدَّرَّاس-
بسيار درس خوان.
=الدَّرَاسة-
ج دِرَاسَات: بحث، درس، مطالعه.
=الدَّرَّاسَة-
ابزار خرمن كوبى گندم.
=الدِّرَاسِيّ-
منسوب به (الدِّرَاسَة) است؛ «السَّنَةُ الدرَاسِيَّةُ» : سال تحصيلى.
=الدُّرَّاعَة-
ج دَرَاريع: جُبه، قبا، جامه اى كه جلو آن باز باشد.
=الدَّرَّاق-
مي،- (ن) : درخت ميوه ايست از رسته ى و ردّيات كه مغز آن خوشمزه و پوسته ى نازك مخملى بر روى آن پوشيده است، ميوه ى درخت درّاق است. اين واژه فارسى است.
=الدَّرَّاقَة-
(ن) : واحد (الدَّرَاق) است، ميوه ى درّاق.
=الدُّرَّاقِن-
مترادف (الدَّرَاق) است، ميوه ى درّاق.
=الدُّرَّاقِنَة-
(ن) : واحد (الدُّرّاقِن) است، ميوه ى دُرّاقِن.
=دَرَاكِ-
اسم فعل است به معناى (أَدْرِك) .
=الدِّرَاك-
پيوسته و بهم چسبيده؛ «سير دِرَاكٌ» : سير دائم و پيوسته.
=الدَّرَّام-
مرد كوتاه كه بد راه رود،- (ح) :
خار پشت،- (ح) : خرگوش.
نمايشى كه مطالب غم انگيز و خنده دار با هم در آن وجود داشته باشد. اين واژه يونانى است و عربى آن (فاجِعَة) يا (مَأْسَاة) است.
=الدَّرَّامة-
(ح) : خارپشت،- (ح) :
خرگوش.
=الدَّرَاهِم-
مطلق پول نقد، نقدينه.
=الدرَاية-
[دري] : مصدر (دَرَى) است؛ «عن دِرَايَة» : با علم و آگاهى.
=دَرَأَ-
-دَرْءًا و دَرْأَةً هُ: او را به سختى دور كرد،- الخَطَرَ عَنْه: خطر را از وى دور كرد.
=الدَّرْء-
مص، خلاف، كجى و خميدگى در كانال و مانند آن.
=دَرِبَ-
-دَرَبًا و دُرْبَةً بالشي ء: به آن چيز خوى گرفت، به آن چيز گرايش كرد.
=دَرَّبَ-
تَدْرِيبًا هُ بالشي ء و فيهِ و عليهِ: او را به چيزى عادت داد،- الجُندِيُّ: سرباز بهنگام فرار در جنگ صبر كرد.
=الدَّرْب-
ج دُرُوب و دِرَاب: راه، دروازه ى فراخ، درب بزرگ.
=دَرْبُ-
التَّبَّانةِ (فك) : كهكشان يا آسمان دره.
=الدَّرِب-
گرايش كننده به چيزى.
=الدَّرْبَان-
ج دَرَابِنَة: دربان، نگهبان. اين واژه فارسى است.
=الدَّرْبَان-
ج دَرَابِنَة: مترادف (الدَّرْبان) است.
اين واژه فارسى است.
=الدُّرْبَة-
مص، دليرى و پردلى در جنگ و در هر امرى، «فى العَفوِ دُرْبَةٌ» : بخشودگى دليرى است، خبره گى.
=الدَّرِبَة-
مؤنَّث (الدَّرِب) است.
=الدَّرْبَزِين-
مترادف (الدَّرابْزُون) است.
=الدَّرْبَكَة-
درهم آميختگى و انبوهى.
=الدِّرْبَكَّة-
(مو) : نام ابزارى موسيقى است كه با آن نوازند.