فهرس الكتاب

الصفحة 690 من 1009

كليسا مى برند. اين كلمه ايتاليائى است.

=الفَليُونَة-

مؤنّث (الفَليُون) است.

=الفُمُ-

[فمّ] من الإنسان ج أَفْواه و أَفْمَام: دهان انسان.

=الفَمُ-

[فمّ] من الإنسان ج أَفواه و أفْمام: آن قسمت از دهان انسان كه براى سخن گفتن يا خوردن غذا باز مى شود. اين كلمه در اصل (فوهٌ) است و مثنّاى آن (فَمَانِ و فَمَوَانِ و فَمَيَانِ) مى باشد؛ «فَمُ الْقَاروُرَة» : دهانه بُطرى يا سرشيشه بزرگ.

=الفِمُ-

[فمّ] من الإنسان ج أَفْوَاه و أَفْمَام:

مرادف (الْفَم) است.

=الفَمَويّ-

[فمّ] : منسوب به (الْفَم) است.

=الفَمِيّ-

[فمّ] : منسوب به (الْفَم) است.

=فَنَّ-

-فَنَّا [فنّ] الشي ءَ: آن چيز را زينت داد.

=الفَنّ-

[فنّ] : مص،- ج أَفْنان وَ فُنُون و جج أَفَانِين: حالت و چگونگى، گونه يا رسته اى از چيزى، هنر، تطبيق عمل و انديشه هنرمند بر آنچه كه از چهره هاى طبيعى الهام مى گيرد و آنرا بوجود مىورد بويژه براى برانگيختن احساسات مانند زيبايى، عكس، موسيقى و شعر.

=فَنَى-

-فَنَاءً [فني] : نابود شد،- الرَّجُلُ: پير شد، سالخورده شد.

=الفَنَاء-

[فني] : مص، نيستى برخلاف هستى، نابودى.

=الفِنَاء-

ج أَفْنِيَة و فُنِيّ [فني] : حياطِ خانه؛ «فِنَاءُ الطُّيور» : لانه هاى مُرغ و خرگوش و جُز آنها.

=الفَنَّاء-

[فنّ] : «شجرةٌ فَنَّاء» : درخت پُرشاخ و برگ.

=الفَنَار-

ج فَنَارَات: چراغ دريائى، گلدسته، چراغ كاغذى كه با شمع روشن مى شود، فنر، اين كلمه فارسى است.

=الفَنَّان-

[فنّ] : هنرمند، كسى كه در هنر خود ابداع بكار برد و شگفتى آرد.

=الفِنْجَان-

ج فَنَاجِين: فنجان- اين كلمه فارسى است.

=فَنْجَرَ-

فَنْجَرَةً [فنجر] عينيهِ: با چشمان خود خيره شد و به تندى نگاه كرد. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=فَنِدَ-

-فَنَدًا: دروغ گفت، نادان و كم عقل شد،- في الرّأي اوِ الْقَول: در عقيده و گفتار خود اشتباه كرد.

=فَنَّدَ-

تَفْنِيدًا هُ: نظر او را تخطئه و رأى او را تضعيف كرد، او را تكذيب كرد، او را سرزنش كرد،- الْفَرَسَ: اسب را ناتوان كرد،- الحِسَابَ: بتدريج به حساب رسيدگى كرد،- الكَرْمَ: شاخه هاى فرسوده و خشك درخت انگور را بُريد.

=الفِنْد-

ج فُنُود و أَفْناد: شاخه درخت، كوه بزرگ، زمينى كه در آن باران نيامده، گونه، گروهى كه گِرد هم باشند؛ «أَتَوا افْنَادًا» : يعنى گروه گروه آمدند.

=الفَنَد-

مص، ج افْنَاد: ناتوانى، كُفرانِ نعمت.

=الفُنْدُق-

ج فَنَادِق: تيمچه، هُتل، مسافرخانه، فندق، گُلوله تفنگ.

=الفِنْطَاس-

ج فَنَاطِيس [فنطس] : حوض كشتى، مخزن آب نوشيدنى در كشتى، ظرفى كه در كشتى با آن آب گوارا و نوشيدنى توزيع كنند؛ «انْفٌ فِنْطَاسٌ» : بينى پهن.

=الفِنْطِيس-

ج فَنَاطِيس [فنطس] : بينى كه سوراخ آن گشاد باشد، بددل، پهن و گشاد.

=الفِنْطِيسَة-

[فنطس] : بينى و پوزه خوك.

=الفَنَك-

(ح) : حيوان كوچكى است شبيه به روباه با اين تفاوت كه دو گوش بزرگ دارد و اندام آن از چهل سانتيمتر تجاوز نمى كند. از پوست اين حيوان استفاده مى شود و در كشور مصر معروف است.

=فَنَّنَ-

تَفْنِينًا [فنّ] الناسَ: مردم را به گونه هاى مختلف درآورد،- رَأْيَهُ:

انديشه هاى گوناگون آورد و به يك وضع ثابت نماند،- الشَّي ءَ بِالشّي ءِ: چيزى را با چيزى درآميخت.

=الفَنَن-

ج أَفْنان و جج أَفَانِين [فنّ] : شاخه راست و مستقيم درخت.

=الفَنْوَاء-

[فنّ] من الأَشجار: درخت پُرشاخه و برگ.

=الفُنُون-

[فنّ] : جمع (الفَنّ) است،- الْجَميلَة: هنرهاى زيبا مانند موسيقى و شعر و تصوير و بلاغت و جز آنها،- اللَّذيذة: هنرهاى لذت بخش مانند رقص و موسيقى و آواز و اسب سوارى،- الحُرّة:

هنرهائيكه بيشتر جنبه انديشيدن و خيال را دارند مانند شعر گفتن،- اليَدَويّة او الحِيَليّة:

هنرهاى دستى مانند قابسازى و مجسمه سازى؛ «فُنُون الشِّعر» : انواع شعر.

=فَنِيَ-

-فَنَاءً [فني] : نابود شد،- الرَّجُلُ: پير و سالخورده شد.

=الفِنِيك-

«حامضُ الفِنِيك» (ك) : اسيد فينيك كه پاك كننده است و با آن ضد عفونى كنند، اين كلمه فرانسوى است.

=الفَهَّاد-

آموزش دهنده شكار يوزپلنگ، دارنده يوزپلنگها.

=الفَهَّامَة-

بسيار دانا- اين تاء براى مبالغه است.

=فَهِدَ-

-فَهَدًا: بسان يوزپلنگ خوابيد يا خشم نمود، خوابيد و از كارى كه بايد انجام دهد غفلت ورزيد،- عَنْهُ: از او غفلت كرد.

=الفَهْد-

ج فُهُود و أَفْهُد (ح) : يوزپلنگ. از جانوران درنده كه پاى آن بلندتر از پاى پلنگ است و بر روى پوست آن نقطه هاى سياه وجود دارد اين حيوان بسيار مى خوابد.

=الفَهد-

آنكه خواب و غافل از آنچه بايد انجام دهد باشد.

=الفِهد-

مرادف (الفَهْد) است.

=الفَهْدَة-

ج فَهَدات (ح) : مؤنّث (الفَهْد) است.

=فَهْرَسَ-

فَهْرَسَةً الكتابَ: براى كتاب فهرست نوشت.

=الفِهْرِس-

ج فَهَارِس، اين كلمه فارسى است و به معناى سرفصلها و مطالب كتاب

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت