انْتِبَارًا- انْتِبَارًا [نبر] الجرحُ: زخم ورم سخت كرد،- الخَطيبُ: سخنران بر روى منبر رفت،- الجسدُ: جسم و رم كرد،- تْ يَدُهُ: دست از كار بسيار پينه بست.
=انْتَبَشَ-
انْتِبَاشًا [نبش] الشي ءَ من الارض: آن چيز را از زمين استخراج كرد، بيرون آورد.
=انْتَبَطَ-
انْتِبَاطًا [نبط] الكلامَ: سخن را به اجتهاد خود گفت.
=انْتَبقَ-
انْتِبَاقًا [نبق] الكلامَ: سخن را از ته دل گفت.
=انْتَبَلَ-
انْتِبَالًا [نبل] : مرد و بوى بد گرفت،- فلانًا: فلانى را كشت،- الخَطْبُ: بلا و مصيبت سخت شد،- الشي ءَ: آن چيز را يكباره و با شتاب برداشت،- لِلأَمْرِ: براى آن كار هشيار و آماده شد.
=انْتَبَه-
انْتِبَاهًا [نبه] الرجُلُ: آن مرد بزرگوار شد،- مِنَ النّوم: از خواب بيدار شد،- لِلْأَمْرِ: در آن كار زيرك و آگاه شد.
=انْتَتَأَ-
انْتِتَاءً [نتأ] الشي ءُ: آن چيز تراشيده و باريك شد.
=انْتَتَجَ-
انْتِتَاجًا [نتج] تِ الإِبلُ: شتران بچه دار شدند،- تِ النّاقة: ماده شتر راه خود را گرفت و رفت و زائيد و جاى آن شناخته نشد.
=انْتَتَح-
انْتِتَاحًا [نتح] الشي ءَ: آن چيز را بركند.
=انْتَتَر-
انْتِتَارًا [نتر] : اين واژه مطاوع (نَتَر) است،- في مشيَتِهِ: در راه رفتن استوار شد.
=انْتَتَفَ-
انْتِتَافًا [نتف] الريشَ أو الشعَرَ و نحوَهُ: پر يا موى و مانند آنرا كند،- الشَّعَرُ او الرِّيشُ: موى يا پر كنده شد.
=انْتَتَقَ-
انْتِتَاقًا [نتق] الشي ءُ: آن چيز چسبيد و منجذب شد،- آنچه در مشك بود ريخت و خالى شد.
=انْتَتَلَ-
انْتِتَالًا [نتل] : سبقت گرفت، به پيش رفت.
=انْتَثَرَ-
انْتِثَارًا [نثر] الشي ءُ: آن چيز پراكنده شد،- الرّجُلُ: آن مرد آب استنشاق كرد.
=انْتَثَل-
انْتِثَالًا [نثل] البئْرَ و الجراب و الكنانَة:
بمعناى (نَثَلَ) است،- الدّرعَ عنه: زره را از تن بدر كرد و به يكسو انداخت،- على فلانٍ دِرْعَه: فلانى را زره پوشانيد،- اللّحْمَ في القِدرِ: گوشت را بريد و در ديگ انداخت.
=أَنْتَجَ-
إنْتَاجًا [نتج] القومُ: شتران و گوسفندان آن قوم زائيدند و بچه دار شدند،- تِ البَهِيمَةُ:
هنگام زائيدن جانوران فرا رسيد،- تِ الرِّيحُ السّحابَ: باد ابر را به بارش در آورد،- الشي ءَ من الشي ءِ: چيزى را از چيزى توليد كرد يا بدست آورد،- تِ البهيمةُ وَلَدًا: آن جانور بچه ى نر زائيد.
=انْتَجَى-
انْتِجَاءً [نجو] القومُ: آن قوم با يكديگر راز گفتند،- الرجُلَ: آن مرد را رازدار خود كرد، او را همراز خود كرد.
=انْتَجَأَ-
انْتِجَاءً [نجأ] هُ: او را چشم زد.
=انْتَجَبَ-
انْتِجَابًا [نجب] الشي ءَ: آن چيز را برگزيد،- الشَّجَرَةَ: پوست درخت را كند.
=انْتَجَعَ-
انْتِجاعًا [نجع] فلانًا: خواستار بخشندگى فلان شد،- القومُ الكَلأَ: آن قوم در جستجوى گياه و بدست آوردن آن رفتند.
=انْتَجَفَ-
انْتِجَافًا [نجف] الشي ءَ: آن چيز را بدر آورد، استخراج كرد،- الشاةَ: گوسفند را دوشيد،- تِ الربحُ السحابَ: باد ابر را از باران تهى كرد.
=انْتَجَلَ-
انْتِجَالًا [نجل] الأمرُ: آن امر آشكار شد،- فلانٌ النَّزَّ: آب بيرون آمده از زمين را كشيد.
=انْتَجَمَ-
انْتِجَامًا [نجم] البَرْدُ أو الشتاءُ: سرما يا زمستان رفت.
=انْتَحَى-
انْتِحَاءً [نحو] الشي ءَ أو الرجُلَ: به سوى آن چيز يا آن مرد رفت،- نَاحيَةً: به يكسو رفت، به تنهايى نشست،- لهُ: به او اعتماد كرد و گرايش نمود،- البَعِيرُ على شِقّهِ الأَيْسَر:
شتر به سمت چپ خود تكيه كرد.
=انْتَحَى-
انْتِحَاءً [نحي] في الشي ء: بر آن چيز اعتماد كرد،- في الأمر: در آن كار كوشيد.
=انْتَحَبَ-
انْتِحَابًا [نحب] : گريه اى سخت كرد، نفس سخت كشيد.
=انْتَحَتَ-
انْتِحَاتًا [نحت] من الخَشَبة ما يجعلهُ في النار: با تيشه زيادى چوب را بريد تا از آن براى آتش افروختن استفاده كند،- تِ الخشبةُ: مطاوع (نَحَتَها) است بمعناى چوب را اره كرد.
=انْتَحَرَ-
انْتِحَارًا [نحر] الرجُلُ: آن مرد خودكشى كرد،- السّحابُ: ابر باران بسيار باريد،- القومُ على الأمر: آن قوم با يكديگر بر سر آن كار كشمكش داشتند،- هُ بِالْعَصَا: او را با عصا زد.
=انْتَحَسَ-
انْتِحَاسًا [نحس] فلانٌ: فلانى بد بخت و بد حال شد.
=انْتَحَضَ-
انْتِحَاضًا [نحض] الشي ءُ: بمعناى (نَحَضَهُ) است، آن چيز را تراشيد يا پوست آنرا كند.
=انْتُحِضَ-
[نحض] : آن چيز لاغر و گوشت آن كم شد.
=انْتَحَلَ-
انْتِحَالًا [نحل] مذهبَ كذا أو قبيلةَ كذا: به مذهب يا قبيله اى گرويد و خود را به آن نسبت داد،- الشِّعْرَ او الْقَولَ: سخن يا شعرى را بخود نسبت داد در حاليكه از ديگرى بوده است.
=انْتَحَمَ-
انْتِحَامًا [نحم] على كذا او لكذا: در باره ى كارى تصميم گرفت.
=انْتَخَى-
انْتِخَاءً [نخو] علينا: بر ما فخر و بزرگى كرد،- مِنْ كَذَا: از كار يا چيزى امتناع كرد و روى گردان شد.
=الانْتِخَاب-
[نخب] : مص،- ج انْتخَابَات:
روشى ديموكراسى است در گرفتن رأى انتخابى از مردم براى برگزيدن نمايندگان مجلس يا رياست جمهورى برابر با قوانين و مقررات، روشى است در انتخاب نمايندگان صنفى در هيأتى يا مجلس يا كانونى يا سازمانى يا باشگاهى.
=الانْتِخَابيّ-
[نخب] : منسوب به (الانتخاب) است؛ «المَعْرَكَةُ الانْتِخَابِيّة» : فعاليتهاى انتخاباتى