فهرس الكتاب

الصفحة 152 من 1009

=انْتَبَر-

انْتِبَارًا- انْتِبَارًا [نبر] الجرحُ: زخم ورم سخت كرد،- الخَطيبُ: سخنران بر روى منبر رفت،- الجسدُ: جسم و رم كرد،- تْ يَدُهُ: دست از كار بسيار پينه بست.

=انْتَبَشَ-

انْتِبَاشًا [نبش] الشي ءَ من الارض: آن چيز را از زمين استخراج كرد، بيرون آورد.

=انْتَبَطَ-

انْتِبَاطًا [نبط] الكلامَ: سخن را به اجتهاد خود گفت.

=انْتَبقَ-

انْتِبَاقًا [نبق] الكلامَ: سخن را از ته دل گفت.

=انْتَبَلَ-

انْتِبَالًا [نبل] : مرد و بوى بد گرفت،- فلانًا: فلانى را كشت،- الخَطْبُ: بلا و مصيبت سخت شد،- الشي ءَ: آن چيز را يكباره و با شتاب برداشت،- لِلأَمْرِ: براى آن كار هشيار و آماده شد.

=انْتَبَه-

انْتِبَاهًا [نبه] الرجُلُ: آن مرد بزرگوار شد،- مِنَ النّوم: از خواب بيدار شد،- لِلْأَمْرِ: در آن كار زيرك و آگاه شد.

=انْتَتَأَ-

انْتِتَاءً [نتأ] الشي ءُ: آن چيز تراشيده و باريك شد.

=انْتَتَجَ-

انْتِتَاجًا [نتج] تِ الإِبلُ: شتران بچه دار شدند،- تِ النّاقة: ماده شتر راه خود را گرفت و رفت و زائيد و جاى آن شناخته نشد.

=انْتَتَح-

انْتِتَاحًا [نتح] الشي ءَ: آن چيز را بركند.

=انْتَتَر-

انْتِتَارًا [نتر] : اين واژه مطاوع (نَتَر) است،- في مشيَتِهِ: در راه رفتن استوار شد.

=انْتَتَفَ-

انْتِتَافًا [نتف] الريشَ أو الشعَرَ و نحوَهُ: پر يا موى و مانند آنرا كند،- الشَّعَرُ او الرِّيشُ: موى يا پر كنده شد.

=انْتَتَقَ-

انْتِتَاقًا [نتق] الشي ءُ: آن چيز چسبيد و منجذب شد،- آنچه در مشك بود ريخت و خالى شد.

=انْتَتَلَ-

انْتِتَالًا [نتل] : سبقت گرفت، به پيش رفت.

=انْتَثَرَ-

انْتِثَارًا [نثر] الشي ءُ: آن چيز پراكنده شد،- الرّجُلُ: آن مرد آب استنشاق كرد.

=انْتَثَل-

انْتِثَالًا [نثل] البئْرَ و الجراب و الكنانَة:

بمعناى (نَثَلَ) است،- الدّرعَ عنه: زره را از تن بدر كرد و به يكسو انداخت،- على فلانٍ دِرْعَه: فلانى را زره پوشانيد،- اللّحْمَ في القِدرِ: گوشت را بريد و در ديگ انداخت.

=أَنْتَجَ-

إنْتَاجًا [نتج] القومُ: شتران و گوسفندان آن قوم زائيدند و بچه دار شدند،- تِ البَهِيمَةُ:

هنگام زائيدن جانوران فرا رسيد،- تِ الرِّيحُ السّحابَ: باد ابر را به بارش در آورد،- الشي ءَ من الشي ءِ: چيزى را از چيزى توليد كرد يا بدست آورد،- تِ البهيمةُ وَلَدًا: آن جانور بچه ى نر زائيد.

=انْتَجَى-

انْتِجَاءً [نجو] القومُ: آن قوم با يكديگر راز گفتند،- الرجُلَ: آن مرد را رازدار خود كرد، او را همراز خود كرد.

=انْتَجَأَ-

انْتِجَاءً [نجأ] هُ: او را چشم زد.

=انْتَجَبَ-

انْتِجَابًا [نجب] الشي ءَ: آن چيز را برگزيد،- الشَّجَرَةَ: پوست درخت را كند.

=انْتَجَعَ-

انْتِجاعًا [نجع] فلانًا: خواستار بخشندگى فلان شد،- القومُ الكَلأَ: آن قوم در جستجوى گياه و بدست آوردن آن رفتند.

=انْتَجَفَ-

انْتِجَافًا [نجف] الشي ءَ: آن چيز را بدر آورد، استخراج كرد،- الشاةَ: گوسفند را دوشيد،- تِ الربحُ السحابَ: باد ابر را از باران تهى كرد.

=انْتَجَلَ-

انْتِجَالًا [نجل] الأمرُ: آن امر آشكار شد،- فلانٌ النَّزَّ: آب بيرون آمده از زمين را كشيد.

=انْتَجَمَ-

انْتِجَامًا [نجم] البَرْدُ أو الشتاءُ: سرما يا زمستان رفت.

=انْتَحَى-

انْتِحَاءً [نحو] الشي ءَ أو الرجُلَ: به سوى آن چيز يا آن مرد رفت،- نَاحيَةً: به يكسو رفت، به تنهايى نشست،- لهُ: به او اعتماد كرد و گرايش نمود،- البَعِيرُ على شِقّهِ الأَيْسَر:

شتر به سمت چپ خود تكيه كرد.

=انْتَحَى-

انْتِحَاءً [نحي] في الشي ء: بر آن چيز اعتماد كرد،- في الأمر: در آن كار كوشيد.

=انْتَحَبَ-

انْتِحَابًا [نحب] : گريه اى سخت كرد، نفس سخت كشيد.

=انْتَحَتَ-

انْتِحَاتًا [نحت] من الخَشَبة ما يجعلهُ في النار: با تيشه زيادى چوب را بريد تا از آن براى آتش افروختن استفاده كند،- تِ الخشبةُ: مطاوع (نَحَتَها) است بمعناى چوب را اره كرد.

=انْتَحَرَ-

انْتِحَارًا [نحر] الرجُلُ: آن مرد خودكشى كرد،- السّحابُ: ابر باران بسيار باريد،- القومُ على الأمر: آن قوم با يكديگر بر سر آن كار كشمكش داشتند،- هُ بِالْعَصَا: او را با عصا زد.

=انْتَحَسَ-

انْتِحَاسًا [نحس] فلانٌ: فلانى بد بخت و بد حال شد.

=انْتَحَضَ-

انْتِحَاضًا [نحض] الشي ءُ: بمعناى (نَحَضَهُ) است، آن چيز را تراشيد يا پوست آنرا كند.

=انْتُحِضَ-

[نحض] : آن چيز لاغر و گوشت آن كم شد.

=انْتَحَلَ-

انْتِحَالًا [نحل] مذهبَ كذا أو قبيلةَ كذا: به مذهب يا قبيله اى گرويد و خود را به آن نسبت داد،- الشِّعْرَ او الْقَولَ: سخن يا شعرى را بخود نسبت داد در حاليكه از ديگرى بوده است.

=انْتَحَمَ-

انْتِحَامًا [نحم] على كذا او لكذا: در باره ى كارى تصميم گرفت.

=انْتَخَى-

انْتِخَاءً [نخو] علينا: بر ما فخر و بزرگى كرد،- مِنْ كَذَا: از كار يا چيزى امتناع كرد و روى گردان شد.

=الانْتِخَاب-

[نخب] : مص،- ج انْتخَابَات:

روشى ديموكراسى است در گرفتن رأى انتخابى از مردم براى برگزيدن نمايندگان مجلس يا رياست جمهورى برابر با قوانين و مقررات، روشى است در انتخاب نمايندگان صنفى در هيأتى يا مجلس يا كانونى يا سازمانى يا باشگاهى.

=الانْتِخَابيّ-

[نخب] : منسوب به (الانتخاب) است؛ «المَعْرَكَةُ الانْتِخَابِيّة» : فعاليتهاى انتخاباتى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت