برافراشت،- الطَّيْر عَلَى الشَّي ءِ: پرنده بال زد تا بر روى چيزى بنشيند.
[غيب] : مص، گور؛ «غَيَابُ الشَّجَر» : ريشه هاى درخت.
[غيب] : مص، غروب خورشيد.
[غيب] : آنكه بسيار غايب شود؛ «غَيَّابُ الشَّجَرِ» : ريشه هاى درخت.
=الغِيَاث-
[غوث] : كمك و يا غذا دادن به بيچارگان و بينوايان.
=الغِيَار-
[غير] : مص؛ «قِطَعُ الغِيَار» : لوازم يدكى ماشين (اتومبيل) .
=الغَيَّان-
[غوي] : گمراه و هوسران.
=الغَيَايَة-
ج غَيَايَات [غيي] : آنچه كه بر انسان سايه افكند مانند ابر و يا گرد و خاك، ته چاه، نور خورشيد.
=غَيَّبَ-
تَغْيِيبًا [غيب] هُ: او را دور كرد،- هُ الثَّرى: او را به خاك سپرد و دفن كرد.
=الغَيْب-
[غيب] : مص،- ج غِيابٌ و غُيُوبٌ:
زمين هموار، راز، شك و ترديد، آنچه كه ناپديد و از تو پنهان باشد؛ «سمعتُ صوتًا مِنْ وَرَاءِ الغَيْب» : از جائيكه آنرا نمى ديدم صدائى شنيدم؛ «غَيْبًا» : چيزى را از بَر خواندن؛ «عَلّامُ الغُيُوب» : خداوند متعال.
=الغَيْبَة-
[غيب] : مص، زمين پست و گودال، گور.
=الغِيبَة-
[غيب] : سخن چينى، مُرادف (الاغْتِيَاب) است.
=الغَيْبُوبَة-
[غيب] : هنگام فرو رفتن خورشيد (غروب) ، بيهوشى.
=الغَيَّة-
[غوي] : گمراهى.
=الغِيَّة-
[غوي] : مترادف (الغَيَّة) است.
=الغَيْث-
[غيث] مص،- ج غُيُوث و اغْيَاث:
باران، ابر، گياه و سبزه كه با باران آبيارى شود.
=غَيِدَ-
-غَيَدًا [غيد] الغلامُ: اندام كودك نرم شد، گردن او خميده و كج شد.
=الغَيَدَ-
[غيد] : مص، نرمى و نازكى.
=الغَيْدَاء-
[غيد] : مؤنّث (الأَغْيَد) است.
=الغَيْدَان-
[غيد] ؛ «غَيْدانُ الشَّبابِ» : آغاز جوانى.
=غَيَّرَ-
تَغْيِيرًا [غير] الشي ءَ: آن را به شكلى ديگر درآورد، آن را دگرگون و با چيزى ديگر عوض كرد.
=الغَيْر-
ج أَغْيار [غير] : ديگرى، ديگران.
=غَيْرُ-
به جز، مگر؛ «جاءَ القومُ غيرَ فلانٍ» : آن قوم به جز فلانى همه آمدند، و گاهى به معناى الّا مىيد مانند (لَيْسَ غَيرَ) كه به معناى (ليسَ الّا) است.؛ «فَعَلَهُ غَيْرَ مَرَّةٍ» : آن كار را بيش از يكبار انجام داد و گاهى به معناى (لا) مىيد مانند «فَمَنْ اضْطُرَّ غَيْرَ باغ وَ لا عادٍ» : يعنى (لا باغيًا) و به معناى (دون) نيز مىيد مانند «مِنْ غيرِ عِلْم مِنهُ» : بدون اطلاع او؛ «على غَيرِ مَعْرِفَتهِ» : بدون شناخت او؛ «غَيْرَ انَّ» و «الّا انَّ» : كه هر دو عبارت به معناى (ولى) در فارسى مى باشد.
=الغِيَر-
[غير] : «غِيرُ الدَّهرِ» : حوادث زمانه.
=الغَيْرَى-
[غير] : مؤنّث (الْغَيْران) است.
=الغَيْرَان-
ج غَيَارىَ و غُيَارَى [غير] : فا. مرد با غيرت نسبت به خانواده خود.
=الغَيْرَة-
[غير] : رشك و غيرت مرد نسبت به همسر و يا همسر به شوهر.
=الغِيرَة-
ج غِيَر [غير] : اسم است از (غَارَ يغير) :
به معناى رشك ورزيدن، كمك و يارى خواستن، ديه و خونبها، خواربار، غذاى ذخيره شده.
=الغَيَّرْدِيا-
(ن) : نام درختى است از رسته مركبات كه داراى گلهاى پهن است و معمولا در باغچه ها كِشت مى شود.
=الغَيْرِيَّة-
[غير] : بر خلاف عينيه است و آن عبارت است از دو چيزى كه بر خلاف يكديگر باشند، ايثار و دوستى برخلاف خودپسندى. (آلْتِرويسم) .
=غَيَّضَ-
تَغْيِيضًا [غيض] الماءَ أو الثمنَ: آب يا بها را كم كرد،- دَمْعَهُ: اشك خود را پنهان كرد.
=الغَيْض-
مص، كم؛ «هَذَا غَيضٌ مِنْ فَيْضٍ» :
اين چيزى كم از بسيار است.
=الغَيْضَة-
ج غِيَاض و أَغْيَاض و غَيْضَات [غيض] : يكبار كم شدن، بيشه، اسم مره از (غَاضَ) است.
=غَيَّظَ-
تَغْيِيظًا [غيظ] هُ: او را خشمناك كرد.
=الغَيْظ-
مص، خشم يا سختترين گونه آن، آغاز خشم گرفتن.
=الغَيْل-
[غيل] : مص،- ج أَغَيال: آب روان بر روى زمين، هر دره اى كه در آن چشمه هاى آب روان باشد، آنچه كه از نزديك ديده مى شود در حاليكه دور است، شيرى كه زن باردار به كودك دهد، نوجوان فربه و درشت اندام.
=الغِيل-
ج أَغْيَال و غُيُول [غيل] : بيشه، درختان بسيار انبوه، جايگاه شير، هر دره اى كه در آن آب باشد.
=الغَيْلَة-
[غيل] : مؤنّث (الغَيْل) است: به معناى دختر فَربه و درشت اندام.
=الغِيلَة-
[غول] : اسم است از (الاغتيال) :
كسى را با فريب و نيرنگ كشتن.
=الغِيلَة-
[غيل] : شير دادن زن به هنگام آبستنى، فريب دادن و ناگهان كشتن؛ «قَتَلَه غِيلَةً» : او را فريب داد و به جائى بُرد و كُشت.
=الغَيْلَم-
[غلم] : جاى بيرون آمدن آب از چاهها،- (ح) : قورباغه،- (ح) : لاك پشت نر؛ (مَا فِى الدَّارِ غَيْلَمٌ) : در خانه كسى نيست.
=غِيمَ-
[غيم] البعيرُ: شتر تشنه و گرما زده شد.
=غَيَّمَ-
تَغْيِيمًا [غيم] تِ السماءُ: آسمان ابرى شد.
=الغَيْم-
[غيم] : مص، ابر، ج غُيُوم: تشنگى، گونه اى بيمارى در شتران كه انگيزه آن تشنگى مى شود.
=الغَيْمَى-
[غيم] : مؤنّث (الغَيْمان) است.
=الغَيْمان-
[غيم] من الجِمال: شترانى كه تشنه و گرما زده مى شوند.
=الغَيْمَة-
[غيم] : يك قطعه ابر.
=الغَيْنَاء-
[غين] : مؤنّث (الأَغْيَن) است.
=الغَيْنَة-
[غين] : درختان بِهَم پيچيده و