فهرس الكتاب

الصفحة 464 من 1009

=الرَّوَاح-

[روح] : مص، آغاز شب، سرشب.

اين واژه در مقابل (الصباح) است بمعناى بامداد، خورسندى و شادمانى.

=الرَّوَاحة-

[روح] : راحت، شادمانى كه در انسان پديد آيد.

=الرُّوَادَة-

[رود] : مترادف (الرَّادة) است.

=الرَّوَادِف-

[ردف] : ناتوانان، قوم عقب افتاده يا پس افتاده.

=الرَّوَازح-

[رزح] : «إبلٌ رَوَازِح» : شتران ناتوان و از كار افتاده.

=الرَّوَاسِب-

[رسب] (ط ا) : مواد رسوبى كه آبهاى روان در زمينهاى گود بر جاى گذارند و نيز بر آنها (الرُّسُوبِيّات و المَوادّ الرُّسُوبِيَة) اطلاق مى شود.

=الرَّوَاسِي-

[رسو] : كوههاى ثابت و استوار.

=الرَّوَاسِيم-

[رسم] : نام كتابهائى است كه در زمان جاهليت وجود داشته است.

=الرَّوَاعِف-

[رعف] : نيزه ها.

=الرَّوَاعِي-

[رعي] : «رَوَاعي الشيْبِ» : آغاز و اوايل پيرى.

=الرَّوَاغ-

[روغ] : مكر و حيله.

=الرَّوَّاغ-

[روغ] : آنكه بسيار حيله و مكر داشته باشد، روباه؛ «هو ثلعبٌ رَوّاغٌ» : او روباه مكارى است؛ «هُم ثعالبُ رَوَّاغَة» :

آنها روباهان مكارند.

=الرُّوَاق-

ج أَرْوِقة و رُوَاقَات و رُوق [روق] (ب) :

سقف جلوى خانه، الرَّوَاق- ج أرْوِقه و رِوَاقَات و رُوق (ب) رواق خانه؛ «رِواقُ العينِ» : ابروى چشم؛ «رِواقُ الليلِ» : سر آغاز شب؛ «رِواق السلامة» (ا ع) : اخذ روش و تدابير نظامى براى دفاع از كاروانهاى ارتش و حمايت آنها.

=الرَّوَامِس-

[رمس] : پرندگانى كه در شب پرواز مى كنند، بادهاى سختى كه آثار خانه ها را از برانگيختن خاك مى پوشانند.

=الرِّوَاية-

ج رِوَايَات [روي] : مص داستان، قصّه، نمايشنامه؛ «رِوايَةٌ مَسْرَحِيَّة» و «رِوَايةٌ سِينَمَائيَّة» و «رِوَايةٌ هزليَّة» : داستان نمايشى يا سينمائى يا فكاهى.

=رَوَّأَ-

تَرْوِيئًا و تَرْوِئَةً [روأ] في الأَمرِ: در آن كار تأمّل كرد و انديشيد.

=رَوَّبَ-

تَرْوِيبًا [روب] اللّبنَ: شير را ماست كرد.

=الرَّوْب-

[روب] : شير سفت و غليظ.

=الرَّوْبَى-

[روب] : آنها كه از فرط راه خسته شده و به خواب سنگين رفته اند، «قومٌ رَوْبَى» : قومى كه ماست نوشيده و مست شده اند، گروهى سست نفس.

=الرَّوْبَان-

واحد (الرَّوبَى) است.

=الرُّوبَة-

[روب] : مايه ى ماست كه در شير نهند تا ماست شود، بازمانده ى شير سرگردانى و تنبلى از بسيار نوشيدن شير، قوام زندگى، نيازمندى، بينوائى،- مِنَ اللَّحْمِ: يك پاره گوشت،- من الليل: پاسى از شب.

=الرَّوْبَة-

[روب] : مايه ى ماست كه در شير آميزند تا ماست شود، بقيه ى شير.

=الرَّوْبَعَة-

[ربع] (طب) : گونه اى بيمارى است كه در شتر بچگان پديد آيد.

=الرُّوبِيَان-

(ح) : گونه اى خرچنگ دريائى است كه نام ديگر آن (القُرَيْدِس) است.

=الرُّوبِينِيَّة-

(ن) : درخت اقاقيا.

=الرُّوتَابَاغَا-

(ن) : مترادف (الرُّتْباغا) است بمعناى شلغم بيابانى.

=الرَّوْث-

ج أَرْوَاث [روث] : پشگل اسب يا سرگين هر ستور سم دارى.

=رَوَّجَ-

تَرْوِيجًا [روج] الشي ءَ و بهِ: در آن چيز تعجيل كرد،- السِّلْعَةَ و الدراهمَ: كالا يا درهمها را متداول كرد،- فلانٌ كلامَهُ:

فلانى سخن خود را با آب و تاب گفت ولى مفهوم نشد،- الرجُلُ: آن مرد شتاب كرد. اين تعبير اخير در زبان متداول رايج است.

=الرَّوْجَة-

[روج] : شتاب، عجله.

=رَوحَ-

-رَوَحًا [روح] : آن چيز را فراخ يا گشاد شد.

=رَوَّحَ-

تَرْوِيحًا القومَ: بهنگام شب نزد آن قوم رفت،- الإبِل: شتران را به استراحتگاه برد،- الدهنَ: روغن را خوشبو كرد،- قلبَهُ: دل او را شادمان كرد،- الرَّجُلَ: آن مرد را راحت و شادمان كرد،- عن النَّفْسِ: به استراحت پرداخت،- عليهِ بِالمِرْوَحة: با بادزن دستى ويرا باد زد،- بِالجَمَاعةِ: با جماعت نماز تراويح خواند،- الإنَاءُ: كاسه لبريز شد و از آن چيزى ريخت. اين تعبير در زبان متداول رايج است،- الشي ءَ: آن چيز را ضايع و تلف كرد. اين تعبير نيز در زبان متداول رايج است، تِ المرأةُ: آن زن بچه ى خود را ناتمام افكند. اين تعبير نيز در زبان متداول رايج است.

=الرُّوح-

ج أَرْوَاح [روح] : روان، روح، نفس، وحي، فرمان خدا، فرشته؛ «الرُّوح الأَعْظم» :

خداوند؛ «الرُّوح القُدس» : اقنوم سوم از اقانيم الهى كه ويژه ى مذهب مسيحيان است؛ «هو خَفِيفٌ الرُّوح» : او سبكبال و خوش قلب است؛ «طويلُ الرُّوح» : بردبار، شكيبا. اين تعبير در زبان متداول رايج است؛ «رُوحُ الكلامِ» : فحواى سخن. اين تعبير در زبان متداول رايج است.

=الرَّوْح-

[روح] : شادمانى، راحت، رحمت، عدالت، يارى كردن، نسيم باد؛ «يومٌ رَوْحٌ» : روزى خوش؛ «ليلةٌ رَوْحَةٌ» : شبى خوش.

=الرَّوَح-

[روح] : فراخى، گشادى ميان دو پا.

=الرُّوحَانيّ-

منسوب به (الروح) است.

=الرُّوحَانِيَّة-

عقيده ى مذهبى كسانى است كه نفس را غير از ماده ميدانند.

=الرَّوْحَاء-

[روح] : مؤنث (الأَروَح) است.

=الرَّوْحة-

ج رَوْحَات [روح] : اسم مرّه از (راحَ) است.

=الرُّوحِيّ-

ويژه ى رُوح يا نفس است، غير مادى، آنچه كه ويژه ى دين يا كليسا باشد؛ «السُّلطةُ الرُّوحِيَّة» : حكومت مذهبى؛ «المَشرُوبَاتُ الرُّوحِية» : مشروبات الكلي.

=رَوَّدَ-

تَرْويدًا [رود] هُ: او را به ملايمت و آهستگى واداشت.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت