[روح] : مص، آغاز شب، سرشب.
اين واژه در مقابل (الصباح) است بمعناى بامداد، خورسندى و شادمانى.
=الرَّوَاحة-
[روح] : راحت، شادمانى كه در انسان پديد آيد.
=الرُّوَادَة-
[رود] : مترادف (الرَّادة) است.
=الرَّوَادِف-
[ردف] : ناتوانان، قوم عقب افتاده يا پس افتاده.
=الرَّوَازح-
[رزح] : «إبلٌ رَوَازِح» : شتران ناتوان و از كار افتاده.
=الرَّوَاسِب-
[رسب] (ط ا) : مواد رسوبى كه آبهاى روان در زمينهاى گود بر جاى گذارند و نيز بر آنها (الرُّسُوبِيّات و المَوادّ الرُّسُوبِيَة) اطلاق مى شود.
=الرَّوَاسِي-
[رسو] : كوههاى ثابت و استوار.
=الرَّوَاسِيم-
[رسم] : نام كتابهائى است كه در زمان جاهليت وجود داشته است.
=الرَّوَاعِف-
[رعف] : نيزه ها.
=الرَّوَاعِي-
[رعي] : «رَوَاعي الشيْبِ» : آغاز و اوايل پيرى.
=الرَّوَاغ-
[روغ] : مكر و حيله.
=الرَّوَّاغ-
[روغ] : آنكه بسيار حيله و مكر داشته باشد، روباه؛ «هو ثلعبٌ رَوّاغٌ» : او روباه مكارى است؛ «هُم ثعالبُ رَوَّاغَة» :
آنها روباهان مكارند.
=الرُّوَاق-
ج أَرْوِقة و رُوَاقَات و رُوق [روق] (ب) :
سقف جلوى خانه، الرَّوَاق- ج أرْوِقه و رِوَاقَات و رُوق (ب) رواق خانه؛ «رِواقُ العينِ» : ابروى چشم؛ «رِواقُ الليلِ» : سر آغاز شب؛ «رِواق السلامة» (ا ع) : اخذ روش و تدابير نظامى براى دفاع از كاروانهاى ارتش و حمايت آنها.
=الرَّوَامِس-
[رمس] : پرندگانى كه در شب پرواز مى كنند، بادهاى سختى كه آثار خانه ها را از برانگيختن خاك مى پوشانند.
=الرِّوَاية-
ج رِوَايَات [روي] : مص داستان، قصّه، نمايشنامه؛ «رِوايَةٌ مَسْرَحِيَّة» و «رِوَايةٌ سِينَمَائيَّة» و «رِوَايةٌ هزليَّة» : داستان نمايشى يا سينمائى يا فكاهى.
=رَوَّأَ-
تَرْوِيئًا و تَرْوِئَةً [روأ] في الأَمرِ: در آن كار تأمّل كرد و انديشيد.
=رَوَّبَ-
تَرْوِيبًا [روب] اللّبنَ: شير را ماست كرد.
=الرَّوْب-
[روب] : شير سفت و غليظ.
=الرَّوْبَى-
[روب] : آنها كه از فرط راه خسته شده و به خواب سنگين رفته اند، «قومٌ رَوْبَى» : قومى كه ماست نوشيده و مست شده اند، گروهى سست نفس.
=الرَّوْبَان-
واحد (الرَّوبَى) است.
=الرُّوبَة-
[روب] : مايه ى ماست كه در شير نهند تا ماست شود، بازمانده ى شير سرگردانى و تنبلى از بسيار نوشيدن شير، قوام زندگى، نيازمندى، بينوائى،- مِنَ اللَّحْمِ: يك پاره گوشت،- من الليل: پاسى از شب.
=الرَّوْبَة-
[روب] : مايه ى ماست كه در شير آميزند تا ماست شود، بقيه ى شير.
=الرَّوْبَعَة-
[ربع] (طب) : گونه اى بيمارى است كه در شتر بچگان پديد آيد.
=الرُّوبِيَان-
(ح) : گونه اى خرچنگ دريائى است كه نام ديگر آن (القُرَيْدِس) است.
=الرُّوبِينِيَّة-
(ن) : درخت اقاقيا.
=الرُّوتَابَاغَا-
(ن) : مترادف (الرُّتْباغا) است بمعناى شلغم بيابانى.
=الرَّوْث-
ج أَرْوَاث [روث] : پشگل اسب يا سرگين هر ستور سم دارى.
=رَوَّجَ-
تَرْوِيجًا [روج] الشي ءَ و بهِ: در آن چيز تعجيل كرد،- السِّلْعَةَ و الدراهمَ: كالا يا درهمها را متداول كرد،- فلانٌ كلامَهُ:
فلانى سخن خود را با آب و تاب گفت ولى مفهوم نشد،- الرجُلُ: آن مرد شتاب كرد. اين تعبير اخير در زبان متداول رايج است.
=الرَّوْجَة-
[روج] : شتاب، عجله.
=رَوحَ-
-رَوَحًا [روح] : آن چيز را فراخ يا گشاد شد.
=رَوَّحَ-
تَرْوِيحًا القومَ: بهنگام شب نزد آن قوم رفت،- الإبِل: شتران را به استراحتگاه برد،- الدهنَ: روغن را خوشبو كرد،- قلبَهُ: دل او را شادمان كرد،- الرَّجُلَ: آن مرد را راحت و شادمان كرد،- عن النَّفْسِ: به استراحت پرداخت،- عليهِ بِالمِرْوَحة: با بادزن دستى ويرا باد زد،- بِالجَمَاعةِ: با جماعت نماز تراويح خواند،- الإنَاءُ: كاسه لبريز شد و از آن چيزى ريخت. اين تعبير در زبان متداول رايج است،- الشي ءَ: آن چيز را ضايع و تلف كرد. اين تعبير نيز در زبان متداول رايج است، تِ المرأةُ: آن زن بچه ى خود را ناتمام افكند. اين تعبير نيز در زبان متداول رايج است.
=الرُّوح-
ج أَرْوَاح [روح] : روان، روح، نفس، وحي، فرمان خدا، فرشته؛ «الرُّوح الأَعْظم» :
خداوند؛ «الرُّوح القُدس» : اقنوم سوم از اقانيم الهى كه ويژه ى مذهب مسيحيان است؛ «هو خَفِيفٌ الرُّوح» : او سبكبال و خوش قلب است؛ «طويلُ الرُّوح» : بردبار، شكيبا. اين تعبير در زبان متداول رايج است؛ «رُوحُ الكلامِ» : فحواى سخن. اين تعبير در زبان متداول رايج است.
=الرَّوْح-
[روح] : شادمانى، راحت، رحمت، عدالت، يارى كردن، نسيم باد؛ «يومٌ رَوْحٌ» : روزى خوش؛ «ليلةٌ رَوْحَةٌ» : شبى خوش.
=الرَّوَح-
[روح] : فراخى، گشادى ميان دو پا.
=الرُّوحَانيّ-
منسوب به (الروح) است.
=الرُّوحَانِيَّة-
عقيده ى مذهبى كسانى است كه نفس را غير از ماده ميدانند.
=الرَّوْحَاء-
[روح] : مؤنث (الأَروَح) است.
=الرَّوْحة-
ج رَوْحَات [روح] : اسم مرّه از (راحَ) است.
=الرُّوحِيّ-
ويژه ى رُوح يا نفس است، غير مادى، آنچه كه ويژه ى دين يا كليسا باشد؛ «السُّلطةُ الرُّوحِيَّة» : حكومت مذهبى؛ «المَشرُوبَاتُ الرُّوحِية» : مشروبات الكلي.
=رَوَّدَ-
تَرْويدًا [رود] هُ: او را به ملايمت و آهستگى واداشت.