فهرس الكتاب

الصفحة 450 من 1009

=الرَّشْق-

مترادف (الرَّشق) است،- ج أرْشاق:

اسم است از (رَشَقَ النَّبل) : تير انداز.

=الرَّشَق-

كمان پرتوان كه با شتاب تير اندازد، و در زبان متداول بر تيراندازى پياپى در يك زمان اطلاق مى شود.

=الرَّشْقَة-

(ا ع) : بمباردمانهائى كه در يك زمان اطلاق مى شود.

=رَشمَ-

-رَشْمًا: نوشت،- بيدر الحنطة: انبار گندم را مهر كرد.

=رَشَمَ-

-رَشَمًا: بوى غذا را پيگيرى ميكرد و در پى فرصت خوردن شد.

=رَشَّمَ-

تَرْشِيمًا: نوشت.

=الرَّشْم-

اثر باران بر روى زمين.

=الرَّشَم-

اثر باران بر روى زمين، اثر هر چيزى، آغاز روئيدن گياه.

=الرَّشْمَة-

رشمه كه با آن اسب را مهار كنند.

=رَشَنَ-

-رَشْنًا و رُشُونًا: در پي بدست آوردن غذا و خوردن آن شد،- الكلبُ في الإناءِ:

سگ سر خود را درون ظرف كرد.

=الرَّشْن-

جاى بلندى كه از آن آب سرازير مى شود.

=الرَّشَن-

مترادف (الرَّشْن) است.

=الرُّشْوَة-

ج رُشًى و رِشًى [رشو] : رشوه كه معمولا براى باطل كردن حق داده مى شود.

=الرَّشْوَة-

ج رُشًى و رِشًى [رشو] : مترادف (الرُّشْوَة) است.

=الرِّشْوَة-

ج رُشًى و رِشًى [رشو] : مترادف (الرُّشْوَة) است.

=الرَّشِيح-

عرق بدن،- (ن) : نام گياهى است.

=الرَّشِيد-

آنكه رشيد و بالغ باشد، هدايت كننده، راهنما.

=الرَّشِيش-

[رشّ] (ا ع) : تفنگ مسلسل.

=الرَّشِيشَة-

[رشّ] (ا ع) : مسلسل كوچك.

=الرَّشِيق-

ج رَشَق: آنكه در كار خود ماهر و سبكبال باشد، آنكه اندام معتدل و زيبا داشته باشد،- مِن اللَّفْظِ او الخَط: ظريف و خوشبيان يا خوشنويس.

=الرُّشَيْم-

جزئى از تخم گل و گياه.

=رَصَّ-

-رَصًّا [رصّ] الشي ءَ: بعضى از آن چيز را به بعض ديگر چسبانيد.

=الرَّصَّاء-

مؤنّث (الأَرَصّ) است؛ «فخذٌ رَصّاء» : رانى كه به ران ديگر پيوسته و چسبيده باشد.

=الرَّصَاص-

[رصّ] (ك) : سرب،- (ا ع) :

گلوله و فشنگ كه با هفت تير و يا تفنگ بكار مى رود؛ «قَلَمُ الرصَاصِ» : قلم مداد.

=الرَّصَاصَة-

يك دانه فشنگ، كُره اى از سرب به اندازه ى فندق.

=الرَّصَّاصَة-

[رصّ] : بخيل، سنگ چسبيده بر لب چاه كه آب از آن روان باشد.

=الرَّصَاصى-

آنچه كه به رنگ سرب باشد.

=الرِّصَاف-

ج رَصَف و رُصُف: استخوانهاى پهلو، سوراخ پيكان در تير، عصب اسب.

=الرَّصَانة-

ثبات و آرامش.

=رَصَدَ-

-رَصْدًا و رَصَدًا هُ: ويرا مراقبت كرد، بر سرِ راه او نشست تا به وى آسيب رساند.

=رُصِدَ-

المكانُ: در آن مكان يكبار باران آمد.

=رَصَّدَ-

تَرْصِيدًا الحسابَ: به حساب رسيدگى كرد و آنرا شمرد و آماده نمود.

=الرَّصْد-

مص،- أرصاد: باران كم يا گياه و علفِ اندك؛ «رَصْدُ الأَفْلَاكِ» : مطالعه ى گردش ستاره ها در آسمان- ستاره شناسى.

=الرَّصَد-

ج أَرْصَاد: راه، نگهبانان و پاسداران و خدمتگزاران كه مراقبت و ديده بانى كنند. اين واژه در مفرد و جمع و مذكر و مؤنث يكسان بكار مى رود و نيز در جمع (أرْصَاد) گويند. و در زبان متداول واژه ى (الرَّصَد) بمعناى نرده و حِفاظ است كه ديوانگان و جز آنها را در پشت آن نگهدارى كنند.

=الرَّصْدَة-

ج رِصَاد: يكبار بارندگى.

=الرَّصْرَاصَة-

[رصرص] : زمين سفت و سخت، سنگى كه بر لب دهانه ى چاه آب روان چسبيده باشد.

=رَصْرَصَ-

رَصْرَصَةً [رصرص] البناءَ: ساختمان را محكم و استوار كرد،- فِى الْمَكَانِ: در آن جاى ثابت ماند.

=رَصَّصَ-

تَرْصِيصًا [رصّ] هُ: به معناى (رَصَّهُ) است، بر روى آن چيز سرب ماليد.

=رَصَعَ-

-رَصْعًا هُ بيدهِ: با دست خود او را زد، هُ بِالرُّمح: سخت او را با نيزه زد،- السّنَانَ في المَطْعُونِ: نيزه را در بدن زخمى فرو برد،- الحَبَّ: دانه را در ميان دو سنگ كوبيد.

=رَصِعَ-

-رَصَعًا بالطِّيب: خود را با عطر خوشبو كرد،- بِالشَّي ءِ: به آن چيز چسبيد.

=رَصَّعَ-

تَرْصِيعًا الشي ءَ: آن چيز را اندازه گرفت و بافت،- الذهبَ بِالجَوَاهِرِ: طلا را با جواهر آراست،- العِقْدَ بِالْجَوَاهِر: گردن بند را با جواهر به رشته كشيد و آراست.

=رَصَف-

-رَصْفًا الحجارةَ: سنگها را كنار هم چيد،- المُصَلِّي قَدَميهِ او بين قَدَمَيْهِ: نمازگزار گامهاى خود را بهم نزديك كرد يا بهم چسبانيد.

=رَصِفَ-

-رَصَفًا تْ أَسنانُهُ: دندانهاى او بهم پيوسته و آراسته شد.

=رَصُفَ-

-رَصَافَةً العملُ: آن كار محكم و استوار شد.

=رُصِفَ-

رَصْفًا تْ أَسنانُهُ: مترادف (رَصِفَتْ) است.

=الرَّصَف-

سنگهاى روى هم چيده شده در مسيل آب، سدّ كه در جلوى آب رودخانه بندند.

=الرَّصَفَة-

واحد (الرصَف) است.

=الرَّصَفَتَانِ-

(ع ا) : دو عصب كه هر يك درون كاسه ى زانو ميباشند، دو كاسه ى زانو.

=رَصُنَ-

-رَصَانَةً العقلُ و غيرُهُ: خِرد و جز آن محكم و استوار و ثابت شد.

=رَصَّنَ-

تَرْصِينًا الشي ءَ معرفةً: آن چيز را خوب دانست.

=الرَّصَن-

(ن) : نام گياهى است.

=الرَّصُود-

ماده شترى كه در انتظار نوبت

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت