آزاد كرد،- في الأَمْرِ: آغاز بكار كرد.
مص، جمع (النَّسَمَة) است،- ج أنْسَام: نفس زدن است، وزش ملايم باد، بوى شير و چربى، بينى كه با آن تنفس كنند، راه كهنه و قديمى و متروك.
النَّسْمَة: عرق كردن بدن در حمام و جز آن.
=النَّسَمَة-
ج نَسَم و نَسَمَات: نَفَس انسان، انسان يا هر جاندار، برده اعم از مذكر يا مؤنث،- و در علم پزشكى بمعناى بيمارى آسم و تنگى نفس است.
=النَّسْنَاس-
[نسنس] (ح) : حيوان و هيولاى موهوم كه آنرا بشكل انسان تصور مى كنند،- و در زبان متداول بمعناى نوعى ميمون است.
=النِّسْوَان-
[نسو] : زنان.
=النُّسْوَة-
[نسو] : زنان.
=النَّسْوَة-
[نسو] : مص، يك جرعه شير.
=النِّسْوَة-
[نسو] : جمع (المرأة) از غير لفظ آن است.
=النَّسُوف-
ج مَنَاسِيف: شترى كه گياه را از ريشه بر كند؛ «عقبةٌ نَسُوفٌ» : راه دراز و دشوار در گردنه كوه.
النَّسُول: مرادف (النَّسَّال) و بمعناى دونده تندرو و پر توان است.
=النَّسُولَة-
من المواشي: آنچه از دام كه براى جفت گيرى برگزيده مى شوند، آنكه فرزند بسيار دارد.
=النِّسُونَ-
[نسو] : مرادف (النِّسْوَة) است.
=النُّسْوِيّ-
[نسو] : منسوب به (النُّسْوَة) است.
النِّسْوِيّ: منسوب به (النِّسْوَة) است.
=نَسِيَ-
-نَسىً [نسي] : از درد عصب سياتيك شكايت داشت،- نَسْيًا و نِسْيَانًا و نِسَايَةً و نَسْوَةً الشي ءَ: آن چيز را فراموش كرد، از ياد برد.
=النَّسْي-
ج أَنْساء [نسي] : آنچه كه فراموش شده باشد؛ «اصبح نَسْيًا مَنْسِيًّا» : بكلى مورد فراموشى قرار گرفت.
=النِّسْي-
ج أَنْسَاء [نسي] : مرادف (النَّسْي) است.
=النِّسِي-
[نسي] : آنكه عصب سياتيك او درد كند.
=النِّسِيّ-
[نسي] : بسيار فراموشكار، آنكه در زمره خانواده او نباشد.
=النَّسِي ء-
[نسأ] : بتأخير و عقب انداختن، شيرى كه در آن آب بسيار باشد.
=النَّسِيئَة-
[نسأ] : مرادف (النُّسْأَة) و بمعناى بتأخير انداختن است.
=النَّسْيَاء-
[نسي] : مؤنث (الأنْسَى) است، آنكه از درد عصب سياتيك شكوه كند.
=النَّسِيب-
مص، ج انْسِبَاء و نُسَبَاء: مناسب، نزديك، با نسب، شِعر و غزل در عشق به زنان
النَّسِيَة-
[نسي] : مؤنث (النَّسِي) است.
=النُّسَيَّة-
[نسو] : اسم مصغر از (النِّسْوة) است؛ «نُسَيَّات» : اسم تصغير از جمع است.
=النَّسِيج-
ج نُسُج: پارچه بافته شده.
=النَّسِيجَة-
ج نَسَائِج: مؤنث (النَّسيج) است.
=النَّسِيس-
[نسّ] : مص، بازمانده روح در بدن،- ج نُسُس: طبيعت، منتهاى كوشش انسان، گرسنگى شديد، نم يا كفى كه بر سر چوب هنگام سوختن پديدار شود.
=النَّسِيسَة-
ج نَسَائِس [نسّ] : سرشت و طبيعت، سخن چينى و فتنه انگيزى، نم كه بر سر چوب هنگام سوختن پديد آيد.
النَّسِيف: اثر گزيدن الاغ، راز؛ «شي ءٌ نَسِيفٌ» : چيز غربال شده؛ «كلامٌ نسيفٌ» :
سخن پنهانى.
النَّسِيفَة: مرادف (النَّسَفَة) است.
النَّسِيق: آنچه كه مرتب و منظم باشد.
النَّسِيك: زر، سيم (نقره) .
=النَّسِيكَة-
ج نَسَائِك: شمش طلا يا نقره و مانند آن، قربانى.
=النَّسِيل-
آنچه از پشم و يا پر كه موقع چيدن فرو افتد، عسل آب كرده و بدون موم.
النسيلَة: فرزند، واحد (النسيل) است، فتيله، عسل آب كرده و بدون موم.
=النَّسِيم-
مص،- ج نِسَام: باد ملايم و نرم، روح، عرق بدن.
=النِّسْنِين-
[نسو] : مرادف (النِّسْوَة) است.
=نَشَّ-
-نَشًّا و نَشِيشًا [نشّ] النبيذُ: شراب جوشيد،- الماءُ في الكُوز الجَديد: آب در كوزه نو صدا كرد،- اللّحمُ: صداى گوشت در ديك يا ماهيتابه شنيده شد،- الغديرُ: آبگير آبرا در خود فرو برد،- الرُّطبُ: خرما خشك شد،- تِ اللَّحْمَةُ: گوشت آب چكانيد،- الإناءُ عند العامّة: ظرف از آنچه كه در آن بود تراوش كرد،-- نشًّا المِسْكَ و نحوَهُ: مشك را كوبيد و گرد كرد،- الشي ءَ: آنرا مخلوط كرد،- الدابَّةَ: ستور را با نرمش و ارفاق راند.
=النَّشّ-
[نشّ] : مصدر است، نيمه هر چيزى،- و در زبان متداول بمعناى نم ديوار از باران است.
=نَشَّى-
تَنْشِيَةً [نشو] الثوب: نشاسته بر لباس خود زد.
=النَّشَا-
[نشو] : نشاسته،- ج أنْشاء: وزش بوى خوش باد، بوى خوش عمومًا.
=النَّشَاء-
[نشو] : نشاسته گندم.
النُّشَّاب: تيرها.
النَّشَّاب: آنكه جنگ افروز بسيار باشد، تيرانداز.
=النُّشَّابَة-
ج نَشَاشِيب: يك دانه تير.
=النَّشَاة-
ج نَشًا [نشو] : درخت خشك.
=النَّشَّاح-
من الآنية: ظرف پُر و لبريز.
النَّشَّاد: آنكه بدنبال گمشده باشد.
=النُّشَادِر-
(ك) : نشادر. ماده ايست قليائى و داراى طعمى تيز- اين كلمه فارسى است.
النُّشَارَة: خاك ارّه.
النَّشَاز: جاى بلند و مرتفع.
=النَّشَّاش-
[نشّ] : بر وزن فَعّال اسم مبالغه است، كاغذ مركب خشك كن.
=النَّشَّاشَة-
أرْضٌ نَشَّاشَةٌ»: زمينى كه خاك آن خشك نشود و گياه در آن نرويد.
النُّشَافَة: آبى كه خشك شده باشد، كف كه هنگام دوشيدن شير بر روى آن قرار گيرد، غذاى داغ كه از ديگ بردارند.
النَّشَّافَة: حوله، پارچه يا دستمال كه با آن آب را خشك كنند.
النَّشَّال: دزد زبردست، جيب بر.
=النَّشَاوِيَّةَ-
[نشو] (ط) : نوعى غذا كه از