فهرس الكتاب

الصفحة 830 من 1009

=المُزَّاء-

[مزّ] : مى خوش طعم.

=المَزَّاء-

[مزّ] : مؤنث (الأَمَزَّ) است.

=المُزَابَنَة-

[زبن] : فروش چيزى ظاهر بدون عدد يا وزن يا پيمانه.

=المِزَاج-

مص،- ج أَمزِجَة: آنچه كه با چيزى ديگر مزج شود مانند آب در شير، حال و طبيعت جسم از نظر سلامتى و يا بيمارى؛ «مُنْحَرِفُ المزاجِ» : ناخوش؛ «هذا لا يوافِق مزاجى» : اين چيز بمن نمى سازد.

=المَزَّاج-

«رجُلٌ مَزَّاجٌ» : مرد دو رنگ و دروغگو.

=المُزَاح-

شوخي و سرگرمى.

=المَزَاح-

[زيح] : جا و مكانى كه به آن شتافته باشند.

=المَزَّاح-

[مزح] من الناس: كسيكه بسيار شوخى كند.

=المُزَاحَة-

مرادف (المُزَاح) است.

=المُزَاحَمة-

ج مُزَاحَمَات [زحم] : مزاحمت، سختگيرى؛ «لَا يَقْبَلُ المُزَاحَمة» :

مزاحمت بردار نيست.

=المَزَاد-

ج مَزَاوِد [زود] : مرادف (المِزْوَد) است.

=المَزَاد-

[زيد] : «البَيْعُ بالمَزَاد العَلَنيّ» : مرادف (المزايدة) است و بمعناى حراج مى باشد.

=المَزَادَة-

ج مَزَاود [زود] : ظرف توشه و غذا.

=المَزَادَة-

ج مَزَاد و مَزَايد [زيد] : پوست يا مشك كه در آن آب نهند.

=المَزَار-

[زور] : مص،،- ج مَزَارَات: زيارتگاه اماكن مقدسه، زيارت، حرم و جاى زيارت.

=المُزَارع-

[زرع] : كشاورز، كسيكه زمينى را براى كشاورزى اجاره كند.

=المَزَّاع-

آنكه با سرعت پنبه را با انگشتان باز كند، خار پشت.

=المُزَاعَة-

من الشي ءِ: ريزه هاى چيزى كه هنگام پراكندن بر زمين افتد.

=المَزَاعِم-

[زعم] : ادّعاها، فرضيه ها.

=المُزَامَنَة-

[زمن] : مص؛ «عاملهُ مُزَامَنَةً» : با زمان با او معامله و مقايسه كرد مانند شهريه (ماهانه) كه از شهر (ماه) گرفته شده است.

=المُزَاوَلَة-

[زول] : مص، مواظبت، ممارست در كار.

=المُزَايَدَة-

[زيد] ، أو البيع بالمَزاد العلنيّ (ت) :

مزايده، حراج.

=المُزْئِر-

[زأر] : «أَسدٌ مُزْئِرٌ» : شيرى كه از سينه صدا در آورد.

=المُزْبِد-

[زبد] : فا، آبى كه بر كناره يا ساحل كف اندازد؛ «بَحْرٌ مُزْبِد» : درياى پر تلاطم و پر موج.

=المِزْبَد-

ج مَزَابِد [زبد] : آنچه كه با آن كره استخراج كنند.

=المُزْبِدَة-

[زبد] (ح) : نوعى از حشرات نيم بالى كه از خود لعاب خارج مى كنند.

=المَزْبَرَة-

[زبر] : «أَرضٌ مَزْبَرَةٌ» : زنبورستان.

=المَزْبُلَة-

ج مَزَابِل [زبل] : زباله دان، اشغال دان.

=المَزْبَلَة-

ج مَزَابِل [زبل] : جائيكه در آن زباله ريزند.

=المُزَّة-

[مزّ] : مؤنث (المُزّ) است، ملس (ترش و شيرين) .

=المَزَّة-

مى خوش طعم؛ «ما بَقي في الإِنَاءِ إلّا مَزَّةٌ» : در ظرف مقدار كمى باقى مانده است.

=مَزَجَ-

-مَزْجًا و مِزَاجًا الشرابَ بالماءِ: مى را با آب مخلوط نمود.

=مَزَّجَ-

تَمْزِيجًا [مزج] السنبلُ: خوشه گندم پس از سبزى به رنگ زرد در آمد.

=المَزْج-

انگبين، عسل، آبى كه به مى افزوده مى شود.

=المِزْج-

مرادف (المَزْج) است.

=المُزَجّ-

[زجّ] : «رمُحٌ مُزَجّ» : نيزه كه يك طرف آن آهن باشد.

=المِزَجّ-

[زجّ] : نيزه كوتاه.

=المُزْجَى-

[زجو] : چيز كم و يا نامرغوب.

=المُزَجَّى-

[زجو] : مرد سست و ناتوان كه به راهنمائى ديگران نيازمند باشد.

=المُزْجَاة-

[زجو] : مؤنث (المُزْجَى) است.

=المِزْجَال-

[زجل] : نيزه كوتاه قبل از آماده شدن.

=المِزَجَّة-

[زجّ] : موچين، ابزارى كه با آن زير ابرو را بر مى دارند.

=المَزْجَر-

[زجر] : جاى رانده شده و يا بازداشت شده، مترسك در كشتزارها.

=المَزْجَرَة-

[زجر] : چيزيكه دور كند يا فرارى دهد؛ «ذِكرُ اللّهِ مَزْجَرَةٌ للشيطان» : ذكر خدا باعث دور كردن شيطان است.

=المَزْجَل-

[زجل] : جائيكه كبوتر نامه بر را از آن رها كنند.

=المِزْجَل-

[زجل] : نيزه كوتاه يا تير قمار قبل از تراشيدن و آماده شدن.

=مَزَحَ-

-مَزْحًا: شوخى و مداعبه كرد.

=مَزَّحَ-

تَمْزِيحًا [مزح] السنبلُ أو العنبُ: خوشه گندم يا انگور بخود رنگ گرفت و زرد شد.

=المَزْح-

مص، خوشه.

=المِزْحَاف-

[زحف] : «بعيرٌ مِزْحَافٌ» : ج مَزَاحِف و مَزَاحِيف: شتر خسته و مانده شده.

=المَزْحَف-

ج مَزَاحِف [زحف] : جاى خزيدن؛ «مَزَاحِفُ الحَيّات» : جاى خزيدن مارها؛ «مزاحِفُ السحابِ» : جاى فرو افتادن قطرات باران.

=المِزْحَف-

[زحف] : جاى سرازيرى و آماده شدن در هواپيماى جنگى براى فرو ريختن بمب.

=المَزْحَل-

[زحل] : مصدر ميمى از (زَحَلَ) ، است، مقصد و يا جائيكه به آن روند.

=المِزْحَم-

[زحم] : كسيكه مردم را با فشار از سر راه خود كنار زند.

=المُزَخْرَف-

[زخرف] : آراسته و آرايش يافته، آنچه كه درخشندگى ساختگى داشته باشد.

=المِزْدَاء-

[زدو] : مرادف (المِزدَاة) است.

=المِزْدَاة-

[زدو] : گودالى كوچك كه كودكان هنگام گردو بازى، گردوها را در آن ريزند.

=المُزْدَبِد-

[زبد] : كره فروش و يا كره ساز.

=المُزْدَرَع-

[زرع] : جاى كشت.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت