فهرس الكتاب

الصفحة 893 من 1009

=المَنْهُود-

[نهد] إليهِ: مقصود و يا خواسته.

=المَنْهُوس-

[نهس] : مفع، كم گوشت و لاغر؛ «رَجُلٌ مَنْهُوسُ القَدَمين» : مردى كه دو پاى او همواره عرق مى كند.

=المَنْهُوش-

[نهش] : مفع، كوشش بدست آورده، مرد لاغر و ناتوان.

=المَنْهُوم-

[نهم] : مفع، مرد آزمند و پر خور، آنكه سر گرم چيزى باشد.

=المَنْهُوك-

[نهك] : آنكه سخت بيمار باشد.

=المَنْهِيّ-

[نهي] : «شي ءٌ مَنْهِيٌّ عنه» : آنچه كه ممنوع شده باشد.

=المِنْوَاع-

[نوع] : روش و ترتيب، مرادف المِنْوال) است.

=المِنْوَال-

[نول] : بافنده،- ج مَنَاوِيل: ابزار و دستگاه بافندگى؛ «هم على مِنْوَالٍ وَاحدٍ» :

آنها در يك سطح اخلاقى مى باشند؛ «افْعَل على هَذا المنوال» : بدين روش و ترتيب اقدام كن.

=المَنُوح-

[منح] : ماده شترى كه در زمستان شير مى دهد يعنى بعد از اينكه ساير شتران فاقد شير مى شوند.

=المَنُوع-

[منع] : بسيار باز دارنده و منع كننده.

=المُنَوَّق-

[نوق] : شتر زبون و خوار كه بسان ماده شتران در آمده باشد،- من النّخل: نخل كه پيوند شده باشد.

=المَنُوط-

[نوط] : مفع؛ «هذا مَنُوطٌ به» : اين مربوط به اوست.

=المِنْوَل-

ج مَنَاوِل [نول] : دستگاه بافندگى.

=المَنْوَمَة-

[نوم] : «طعامٌ مَنْوَمَةٌ» : غذاى خواب آور.

=المَنُون-

[منّ] (مؤنّثة و قد تَذكَّر) : مرگ؛ «ذهبت بهم المَنُونُ» : مرگ آنها را با خود برد، روزگار؛ «رِيَبُ المَنونِ» : حوادث و سختيهاى روزگار.

=مُنِيَ-

[مني] لكذا: موفق بر آن شد،- بكذا:

با آن آزمايش شد.

=المُنِيب-

[نوب] : فا، باران بسيار، زيبائى بهار.

=المُنْيَة-

ج مُنَى [مني] : آرزو، آنچه كه مورد آرزو قرار گيرد.

=المِنْيَة-

ج مُنىً [مني] : مرادف (المُنْيَة) است.

=المَنِيَّة-

ج مَنَايَا [مني] : مرگ.

=المَنِيح-

[منح] : تيرى از تيرهاى قمار كه برنده نشود.

=المَنِيحَة-

«ناقة مَنيحَة» : ج مَنَائِح: ماده شترى كه به كسى دهند تا از كرك و شير و نوزاد آن استفاده نمايد.

=المُنِير-

[نور] : فا، زيبا و خوش آب و رنگ.

=المُنَيَّر-

[نير] : پوست ستبر و كلفت؛ «ثوبٌ مُنَيَّر» : پارچه دو بافتى و دو لائى.

=المَنِيزْيُوم-

(ك) : منگزيوم.

=المَنِيع-

آنكه با عزت و شوكت است و كسى بر او نتواند چيره شود،- مَن الأَشْيَاء:

چيز گرانمايه و كم ياب؛ «حِصَنٌ منيعٌ» : دژ استوار كه دسترسى به آن غير مقدور است.

=المَنِيعَة-

مؤنث (المنيع) است.

=المُنِيف-

[نوف] : فا؛ «جَبَلٌ مُنيفٌ» : كوه بلند و مشرف.

=المُنِيفَة-

[نوف] : «امرأَةٌ مُنِيفَةٌ» : زن زيبا و خوش اندام.

=المَنِين-

ج مُنُن و أَمِنَّة [منّ] : نيرومند، ناتوان، گرد و غبار كم.

=المَنِيهُوك-

(ن) : نام گياهى است كه مركز اصلى آن برزيل است و دانه هائى كه از ريشه آن گرفته مى شود بنام (تابيوكا) به ساير كشورها صادر مى شود.

=مَهْ-

اسم فعل و مبنى است و بمعناى بازدار و يا باز ايست مى باشد. و گاهى (مَهٍ) تلفظ مى شود و بهمان معناست.

=مَهَى-

-مَهْيًا [مهي] الشفرةَ أو الحديدةَ: تيغ يا آهن را تيز كرد،- الشّي ءَ: چيزى را آب طلا يا نقره و مانند آن كشيد.

=المَهَاب-

[هيب] : «مكانٌ مَهَابٌ» : جاى ترسناك.

=المُهَاجِر-

[هجر] : مهاجر و دور از وطن.

=المَهَاجِر-

[هجر] : جايها و يا كشورهائى كه بدان مهاجرت كنند.

=المُهَاجَرَة-

[هجر] : مهاجرت، ترك وطن.

=المِهَاد-

ج مُهْد و مُهُد و امْهِدَة: فرش، بساط، زمين پست و هموار.

=المُهَادَاة-

[هدي] : سازش و آشتى با يكديگر.

=المَهَاذِيب-

[هذب] : «إِبلٌ مَهَاذِيبُ» : شتران تندرو.

=المَهَارَة-

مهارت و كاردانى در چيزى يا امرى.

=المُهَارِش-

[هرش] : فا؛ «فَرَسٌ مُهَارِشُ الْعَنانِ» : اسب چابك و سبك.

=المَهَال-

[هول] : جاى هولناك و ترسناك.

=المَهَانَة-

[هون] : رسوائى، خوارى.

=المَهَاوَة-

ج مَهًا و مَهَوَات و مَهَيَات [مهو] : بلور درخشان، گاو وحشى كه داراى چشمانى زيباست، خورشيد.

=المُهَاوَدَة-

[هود] : مص، مراجعت و بازگشت، آسان گرفتن نرخ و بها.

=المَهَاوِش-

[هوش] : مالى كه از راه حرام بدست آمده و توجيهى نداشته باشد.

=المُهَايَأَة-

[هيأ] : كارى كه بر آن توافق شده باشد.

=المَهَبّ-

ج مَهَابّ [هبّ] : جاى وزش باد؛ «جَلَسَ في مَهَبِّ الرّيح» : در كوران هوا نشست.

=المِهْبَاج-

[هبج] : دسته هاون بزرگ، اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=المُهَبَّج-

[هبج] : مفع، مرد تنبل و بى نشاط.

=المَهْبَط-

[هبط] : جاى نزول و فرود آمدن، قطب منفى در توليد برق.

=المُهَبَّل-

[هبل] : آنكه به او گفته شود (هَبِلَتْكَ امُّكَ) : مادرت بعزايت بنشيند، آنكه چهره آماسيده و متورّم داشته باشد، كم عقل؛ «لَحْمٌ مُهَبَّلٌ» : گوشت كه بر روى آتش بريان شده باشد. اين تعبير در زبان متداول رايج است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت