ج صَيَارِفة [صرف] : فروشنده ارز و پول، صرّاف.
=الصَّيْرَفيّ-
ج صَيَارفة [صرف] : مرادف (الصَّيْرف) است.
=الصِّيصَة-
ج صَيَاصٍ [صيص] : سيخك پاى خروس، شاخ آهو و يا گاو، ابزار چيدن خرما، قلاب بافندگى، چنگك رفوگرى.
ديوار و سور و يا دژ محكم.
=الصِّيصِيَة-
ج صَيَاصٍ: مرادف (الصِّيصَة) است.
=الصَّيِّغ-
[صوغ] : مرادف (الصوَّاغ) است.
=الصِّيغة-
ج صِيَغ [صوغ] : گونه، اصل و نسب؛ «هُو مِنْ صِيغَةٍ كَرِيمَةٍ» : او از نژاد و نسب بزرگى است، عكس، شكل و در زبان متداول به معناى زيور آلات است.
=صِيفَ-
[صيف] المكانُ أو الرجُلُ: باران تابستانى بر آن مكان يا آن مرد باريد.
=صَيَّفَ-
تَصْيِيفًا [صيف] بالمكان: در فصل تابستان در آنجا اقامت كرد،- الْمَكَانَ: در همه فصل تابستان در آنجا باقى ماند «هَذَا الطَّعامُ يُصَيِّفُنِى» : اين توشه براى غذاى تابستان من كافى است.
=صُيِّفَ-
[صيف] المكانُ أو الرجُلُ: باران تابستان بر آن مكان يا آن مرد فرود آمد.
=الصَّيْف-
ج أَصْيَاف [صيف] : فصل تابستان (از اول تيرماه تا پايان شهريور) مطابق 21 حزيران تا 21 ايلول.
=الصَّيِّف-
[صيف] : باران تابستانى، گياهى كه در تابستان مى رويد.
=الصَّيِّفَة-
[صوف] : «جُبَّةٌ صَيِّفَةٌ» : عَبا و قباى پشمى.
=الصَّيِّفَة-
[صيف] : باران تابستانى.
=الصَّيْفِيّ-
[صيف] : آنچه كه ويژه تابستان است، محصول كم تابستانى، گياهى كه در تابستان رويد، آنچه از ميوه كه در تابستان چيده مى شود مانند انگور، انجير، سيب، گوجه و غيره.
=الصَّيْفِيَّة-
[صيف] : فصل تابستان.
=الصيْلَم-
[صلم] : شمشير.
=الصِّينِيَّة-
سينى، طَبَق، مفرد (الصَّواني) است.
=الصِّيوان-
ج صَوَاوِين: چادر بزرگ از قماش- فارسى است.
=الصَّيُوب-
[صوب] : درست كار، مرادف (الصَّائب) است.
=الصَّيُوب-
[صيب] من السِّهام، ج صُيُب: تيرى كه به هدف اصابت كند.
=الصَّيُّوب-
[صوب] : «مطرٌ صَيُّوبٌ» : باران كه در حال ريزش باشد.
=الصَّيُود-
ج صِيد و صُيُد [صيد] : مرادف (الصَّيَّاد) است، «كَلْبٌ صَيُودٌ و صَقَرٌ صَيُودٌ» :
سگ شكارى، باز شكارى.