فهرس الكتاب

الصفحة 581 من 1009

=الصَّيْرَف-

ج صَيَارِفة [صرف] : فروشنده ارز و پول، صرّاف.

=الصَّيْرَفيّ-

ج صَيَارفة [صرف] : مرادف (الصَّيْرف) است.

=الصِّيصَة-

ج صَيَاصٍ [صيص] : سيخك پاى خروس، شاخ آهو و يا گاو، ابزار چيدن خرما، قلاب بافندگى، چنگك رفوگرى.

ديوار و سور و يا دژ محكم.

=الصِّيصِيَة-

ج صَيَاصٍ: مرادف (الصِّيصَة) است.

=الصَّيِّغ-

[صوغ] : مرادف (الصوَّاغ) است.

=الصِّيغة-

ج صِيَغ [صوغ] : گونه، اصل و نسب؛ «هُو مِنْ صِيغَةٍ كَرِيمَةٍ» : او از نژاد و نسب بزرگى است، عكس، شكل و در زبان متداول به معناى زيور آلات است.

=صِيفَ-

[صيف] المكانُ أو الرجُلُ: باران تابستانى بر آن مكان يا آن مرد باريد.

=صَيَّفَ-

تَصْيِيفًا [صيف] بالمكان: در فصل تابستان در آنجا اقامت كرد،- الْمَكَانَ: در همه فصل تابستان در آنجا باقى ماند «هَذَا الطَّعامُ يُصَيِّفُنِى» : اين توشه براى غذاى تابستان من كافى است.

=صُيِّفَ-

[صيف] المكانُ أو الرجُلُ: باران تابستان بر آن مكان يا آن مرد فرود آمد.

=الصَّيْف-

ج أَصْيَاف [صيف] : فصل تابستان (از اول تيرماه تا پايان شهريور) مطابق 21 حزيران تا 21 ايلول.

=الصَّيِّف-

[صيف] : باران تابستانى، گياهى كه در تابستان مى رويد.

=الصَّيِّفَة-

[صوف] : «جُبَّةٌ صَيِّفَةٌ» : عَبا و قباى پشمى.

=الصَّيِّفَة-

[صيف] : باران تابستانى.

=الصَّيْفِيّ-

[صيف] : آنچه كه ويژه تابستان است، محصول كم تابستانى، گياهى كه در تابستان رويد، آنچه از ميوه كه در تابستان چيده مى شود مانند انگور، انجير، سيب، گوجه و غيره.

=الصَّيْفِيَّة-

[صيف] : فصل تابستان.

=الصيْلَم-

[صلم] : شمشير.

=الصِّينِيَّة-

سينى، طَبَق، مفرد (الصَّواني) است.

=الصِّيوان-

ج صَوَاوِين: چادر بزرگ از قماش- فارسى است.

=الصَّيُوب-

[صوب] : درست كار، مرادف (الصَّائب) است.

=الصَّيُوب-

[صيب] من السِّهام، ج صُيُب: تيرى كه به هدف اصابت كند.

=الصَّيُّوب-

[صوب] : «مطرٌ صَيُّوبٌ» : باران كه در حال ريزش باشد.

=الصَّيُود-

ج صِيد و صُيُد [صيد] : مرادف (الصَّيَّاد) است، «كَلْبٌ صَيُودٌ و صَقَرٌ صَيُودٌ» :

سگ شكارى، باز شكارى.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت