فهرس الكتاب

الصفحة 301 من 1009

راهنمايى مردم قرار گيرد.

=ثَوَّرَ-

تَثْوِيرًا [ثور] هُ: او را وادار به شورش كرد،- الْأمرَ: در آن امر بحث و بررسى كرد،- الكتابَ: در معانى آن كتاب بحث و تحقيق كرد.

=الثَّوْر-

ج ثِيران و أَثْوَار و ثِيَار و ثِيَرَة و ثِوَرَة (ح) : گاو نَر،- (فك) : بُرجى است در آسمان؛ «ثَوْرُ الشفَقِ» : سُرخى و نمايان شدنِ شَفَق است.

=الثَّوَرَان-

[ثور] : مص؛ «ثَوَرانُ الشَّفَقِ» : سرخى و پخش و نمايان شدن شفق است.

=الثَّوْرَة-

مؤنّث (الثَّور) است، برانگيخته شدن، هيجان، بدست گرفتن اسلحه بر عليه دولت؛ بدست گرفتن اسلحه بر ضد ظلم و ستم؛ «الثَّورة الأَهليّة» : جنگ داخلى.

=الثَّوْرَوِيّ-

انقلابي، مترادف (الثّوريّ) است.

=الثَّوْريّ-

انقلابى، شورش كننده، متمرّد، ياغى.

=الثَّوْل-

[ثول] : گروه زنبوران، اين واژه مفرد ندارد.

=الثُّوم-

(ن) : سير كه براى خوشبو كردن غذا بويژه گوشت از آن استفاده مى شود.

=الثُّومَة-

(ن) : يكدانه سير.

=ثُوِيَ-

دفن شد.

=الثَّوِيّ-

ج أَثْوِيَاء [ثوي] : اسير، ميهمان، ميهمان سرا.

=الثَّوِيَّة-

مؤنّث (الثَّويّ) است، زن، آغُل گوسفند و گاو و شتر، سنگى كه در چراگاه قرار دهند تا نشانه اى براى چوپان به هنگام بازگشت گوسفندان در شب باشد.

=الثِّيَابِيّ-

[ثوب] : نگه دارنده ى جامه ها.

=الثَّيِّب-

[ثيب] : مردى كه ازدواج كرده باشد،- ج ثَيِّبَات: زنى كه ازدواج كرده باشد؛ «امرأةٌ ثَيِّبٌ» : زنى كه شوهر او مُرده يا از او طلاق گرفته باشد، زنِ بيوه.

=الثِّيل-

(ن) : گياهى است كه بر روى زمين مى رويد و در زبان متداول به آن (التَّيِّن) يا؛ «عرق الانجيل» : گويند، چمن.

=الثَّيِّل-

[ثيل] (ن) : مترادف (الثِّيل) است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت