راهنمايى مردم قرار گيرد.
تَثْوِيرًا [ثور] هُ: او را وادار به شورش كرد،- الْأمرَ: در آن امر بحث و بررسى كرد،- الكتابَ: در معانى آن كتاب بحث و تحقيق كرد.
=الثَّوْر-
ج ثِيران و أَثْوَار و ثِيَار و ثِيَرَة و ثِوَرَة (ح) : گاو نَر،- (فك) : بُرجى است در آسمان؛ «ثَوْرُ الشفَقِ» : سُرخى و نمايان شدنِ شَفَق است.
=الثَّوَرَان-
[ثور] : مص؛ «ثَوَرانُ الشَّفَقِ» : سرخى و پخش و نمايان شدن شفق است.
=الثَّوْرَة-
مؤنّث (الثَّور) است، برانگيخته شدن، هيجان، بدست گرفتن اسلحه بر عليه دولت؛ بدست گرفتن اسلحه بر ضد ظلم و ستم؛ «الثَّورة الأَهليّة» : جنگ داخلى.
=الثَّوْرَوِيّ-
انقلابي، مترادف (الثّوريّ) است.
=الثَّوْريّ-
انقلابى، شورش كننده، متمرّد، ياغى.
=الثَّوْل-
[ثول] : گروه زنبوران، اين واژه مفرد ندارد.
=الثُّوم-
(ن) : سير كه براى خوشبو كردن غذا بويژه گوشت از آن استفاده مى شود.
=الثُّومَة-
(ن) : يكدانه سير.
=ثُوِيَ-
دفن شد.
=الثَّوِيّ-
ج أَثْوِيَاء [ثوي] : اسير، ميهمان، ميهمان سرا.
=الثَّوِيَّة-
مؤنّث (الثَّويّ) است، زن، آغُل گوسفند و گاو و شتر، سنگى كه در چراگاه قرار دهند تا نشانه اى براى چوپان به هنگام بازگشت گوسفندان در شب باشد.
=الثِّيَابِيّ-
[ثوب] : نگه دارنده ى جامه ها.
=الثَّيِّب-
[ثيب] : مردى كه ازدواج كرده باشد،- ج ثَيِّبَات: زنى كه ازدواج كرده باشد؛ «امرأةٌ ثَيِّبٌ» : زنى كه شوهر او مُرده يا از او طلاق گرفته باشد، زنِ بيوه.
=الثِّيل-
(ن) : گياهى است كه بر روى زمين مى رويد و در زبان متداول به آن (التَّيِّن) يا؛ «عرق الانجيل» : گويند، چمن.
=الثَّيِّل-
[ثيل] (ن) : مترادف (الثِّيل) است.