فهرس الكتاب

الصفحة 526 من 1009

=السَّيْفِ-

ج أَسْيَاف و سُيُوف و أَسْيُف و مَسْيَفَة [سيف] : شمشير،- (ح) : گونه اى ماهى دريائى است كه نوك درازى بشكل تيغ يا شمشير دارد؛ «سَيْفُ الغُراب» (ن) : به واژه ى (الدَّلْبُوث) مراجعه شود؛ «سَيْفُ الجَبَّار» (فك) نام سه ستاره ى آسمانى است.

=السِّيف-

ج أَسْياف [سيف] : كنار دريا، هر ساحلى اعم از دريا يا رودخانه، آنچه كه در بن شاخه هاى نخل چسبيده باشد مانند ليف،- (ح) : گونه اى ماهى دريائى است داراى نوكى دراز بسان شمشير يا تيغ.

=السِّيفَة-

[سوف] : دورى؛ «كَم سِيفةُ هَذِهِ الأَرض» : چه قدر دور است اين زمين.

=سِيقَ-

[سوق] المريضُ: جان كندن بيمار آغاز شد.

=السَّيَّق-

[سوق] من السحاب: ابر بى باران كه با وزش باد حركت كند.

=السَّيِّقَة-

ج سَيَائِق و سَيِّقَات [سوق] : آنچه از دام و ستور كه دشمن آنرا به غنيمت برده باشد؛ «المَرْءُ سَيِّقَةُ القَدَرِ» : مرد رانده شده ى قضا و قدر است.

=السِّيكارَة-

سيگار.

=السِّيكَاس-

(ن) : گونه اى درخت است از رسته ى سيكاسيها كه از نظر شاخه و برگ بسان نخل خرما است ولى از نظر تركيب به درخت صنوبر شبيه تر است. اين درخت در مناطق استوائى مى رويد و در تزيين باغچه ها در منطقه ى مديترانه كشت مى شود.

=السِّيكاه-

(مو) : آهنگ موسيقى است كه در فارسى به آن سه گاه گويند. اين واژه فارسى است.

=السِّيكَة-

راهى است كه از زمينى گود به زمين بلند و هموار احداث مى كنند تا رفت و آمد به آن آسان گردد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=السَّيْكَف-

[سكف] : كفش دوز، سازنده كفش و پاپوش.

=السِّيكُوْلُوجيا-

مترادف (البسيكولوجيا) است.

اين واژه يونانى است.

=السَّيْكُونَة-

ج سَيَاكِين في اصطلاح العامَّة: چوب خشك درخت. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=سَيَّلَ-

تَسْيِيلًا [سيل] الماءَ: آب را روان ساخت.

=السَّيْل-

[سيل] : مص،- ج سُيُول: آب بسيار و فراوان، آب روان؛ «ماءٌ سَيْلٌ» : آبى كه روان باشد.

=السِّيلَان-

ج سَيَالِين [سيل] : آن قسمت از شمشير يا تيغ كه درون غلاف جاى گيرد، نام سنگى است قيمتى و ارزشمند.

=السَّيْلَة-

[سيل] : اسم مرّه از (سَالَ) است، آبراهه كه در آن آب روان باشد، مجراى آب،- عند العامَّة: و در زبان متداول بر جيب بالاى پيراهن اطلاق مى شود.

=السِّيمَى-

[سوم] : مترادف (السِّيمَاء) است.

=السِّيمَاء-

[سوم] : علامت و نشان، چهره.

=السِّيمَائِيَّة-

علم اشارات كه هدف آن رسوخ معنى در ذهن شنونده است.

=السِّيمَة-

[سوم] : علامت و نشان؛ «سِيمَةُ فلانٍ» : نصيب و قسمت فلانى اين تعبير در زبان متداول رايج است.

=السِّيمُونِيَّة-

آنچه كه منسوب به (سيمون ساحر) است: كوشش در اتقاء و بالا رفتن به مقام روحانيت همانند (اسْقُف) بوسيله ى مال و دارائى، فروش يا خريد چيزهاى مقدس و مذهبى به ارزش زماني.

=السِّيمِيَاء-

مترادف (السِّيمِيَا) است.

=السِّينِرَاما-

سينه راما. دستگاهى است كه عكسها و چهره ها را همانند وضع طبيعى بر روى صفحه ى تلويزيون يا پرده منعكس مى كند. اين واژه يونانى است.

=السِّينَما-

سينما. هنر توليد فيلمهاى سينمائى و عرضه ى آن، محلّ يا ساختمانى كه در آن فيلمهاى سينمائى بر روى صحنه آمده و عرضه مى شود.

=السِّينَمَائِيّ-

آنچه كه ويژه ى امور سينما باشد.

=السِّينَماتُوغرَاف-

دستگاه فرستنده و عرضه كننده ى فيلمها بر روى پرده ى سينما. اين واژه يونانى است.

=السِّينَماسْكوب-

روش و فن تصوير فيلمها بوسيله عدسه و دوربين ويژه اى در بزرگ جلوه دادن عكسها و تصاوير بر روى پرده اى عريض وسيله ى عدسه اى ديگر كه بزرگ كننده ى آنهاست.

=السَّيُور-

[سير] : آنكه بسيار سير و سفر كند.

=السُّيُولَة-

[سيل] : مايع شدن، آب شدن، مقدار پولِ در گردش كشور.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت