ج أَسْيَاف و سُيُوف و أَسْيُف و مَسْيَفَة [سيف] : شمشير،- (ح) : گونه اى ماهى دريائى است كه نوك درازى بشكل تيغ يا شمشير دارد؛ «سَيْفُ الغُراب» (ن) : به واژه ى (الدَّلْبُوث) مراجعه شود؛ «سَيْفُ الجَبَّار» (فك) نام سه ستاره ى آسمانى است.
ج أَسْياف [سيف] : كنار دريا، هر ساحلى اعم از دريا يا رودخانه، آنچه كه در بن شاخه هاى نخل چسبيده باشد مانند ليف،- (ح) : گونه اى ماهى دريائى است داراى نوكى دراز بسان شمشير يا تيغ.
=السِّيفَة-
[سوف] : دورى؛ «كَم سِيفةُ هَذِهِ الأَرض» : چه قدر دور است اين زمين.
=سِيقَ-
[سوق] المريضُ: جان كندن بيمار آغاز شد.
=السَّيَّق-
[سوق] من السحاب: ابر بى باران كه با وزش باد حركت كند.
=السَّيِّقَة-
ج سَيَائِق و سَيِّقَات [سوق] : آنچه از دام و ستور كه دشمن آنرا به غنيمت برده باشد؛ «المَرْءُ سَيِّقَةُ القَدَرِ» : مرد رانده شده ى قضا و قدر است.
=السِّيكارَة-
سيگار.
=السِّيكَاس-
(ن) : گونه اى درخت است از رسته ى سيكاسيها كه از نظر شاخه و برگ بسان نخل خرما است ولى از نظر تركيب به درخت صنوبر شبيه تر است. اين درخت در مناطق استوائى مى رويد و در تزيين باغچه ها در منطقه ى مديترانه كشت مى شود.
=السِّيكاه-
(مو) : آهنگ موسيقى است كه در فارسى به آن سه گاه گويند. اين واژه فارسى است.
=السِّيكَة-
راهى است كه از زمينى گود به زمين بلند و هموار احداث مى كنند تا رفت و آمد به آن آسان گردد. اين واژه در زبان متداول رايج است.
=السَّيْكَف-
[سكف] : كفش دوز، سازنده كفش و پاپوش.
=السِّيكُوْلُوجيا-
مترادف (البسيكولوجيا) است.
اين واژه يونانى است.
=السَّيْكُونَة-
ج سَيَاكِين في اصطلاح العامَّة: چوب خشك درخت. اين واژه در زبان متداول رايج است.
=سَيَّلَ-
تَسْيِيلًا [سيل] الماءَ: آب را روان ساخت.
=السَّيْل-
[سيل] : مص،- ج سُيُول: آب بسيار و فراوان، آب روان؛ «ماءٌ سَيْلٌ» : آبى كه روان باشد.
=السِّيلَان-
ج سَيَالِين [سيل] : آن قسمت از شمشير يا تيغ كه درون غلاف جاى گيرد، نام سنگى است قيمتى و ارزشمند.
=السَّيْلَة-
[سيل] : اسم مرّه از (سَالَ) است، آبراهه كه در آن آب روان باشد، مجراى آب،- عند العامَّة: و در زبان متداول بر جيب بالاى پيراهن اطلاق مى شود.
=السِّيمَى-
[سوم] : مترادف (السِّيمَاء) است.
=السِّيمَاء-
[سوم] : علامت و نشان، چهره.
=السِّيمَائِيَّة-
علم اشارات كه هدف آن رسوخ معنى در ذهن شنونده است.
=السِّيمَة-
[سوم] : علامت و نشان؛ «سِيمَةُ فلانٍ» : نصيب و قسمت فلانى اين تعبير در زبان متداول رايج است.
=السِّيمُونِيَّة-
آنچه كه منسوب به (سيمون ساحر) است: كوشش در اتقاء و بالا رفتن به مقام روحانيت همانند (اسْقُف) بوسيله ى مال و دارائى، فروش يا خريد چيزهاى مقدس و مذهبى به ارزش زماني.
=السِّيمِيَاء-
مترادف (السِّيمِيَا) است.
=السِّينِرَاما-
سينه راما. دستگاهى است كه عكسها و چهره ها را همانند وضع طبيعى بر روى صفحه ى تلويزيون يا پرده منعكس مى كند. اين واژه يونانى است.
=السِّينَما-
سينما. هنر توليد فيلمهاى سينمائى و عرضه ى آن، محلّ يا ساختمانى كه در آن فيلمهاى سينمائى بر روى صحنه آمده و عرضه مى شود.
=السِّينَمَائِيّ-
آنچه كه ويژه ى امور سينما باشد.
=السِّينَماتُوغرَاف-
دستگاه فرستنده و عرضه كننده ى فيلمها بر روى پرده ى سينما. اين واژه يونانى است.
=السِّينَماسْكوب-
روش و فن تصوير فيلمها بوسيله عدسه و دوربين ويژه اى در بزرگ جلوه دادن عكسها و تصاوير بر روى پرده اى عريض وسيله ى عدسه اى ديگر كه بزرگ كننده ى آنهاست.
=السَّيُور-
[سير] : آنكه بسيار سير و سفر كند.
=السُّيُولَة-
[سيل] : مايع شدن، آب شدن، مقدار پولِ در گردش كشور.