فهرس الكتاب

الصفحة 946 من 1009

=النِّفْيَة-

[نفي] : پس مانده چيزى كه دور ريخته شود.

=النَّفِيَّة-

[نفي] : مؤنث (النفِيّ) است، سفره اى از برگهاى نخل كه براى خشك كردن گوشت يا پنير در آفتاب بگسترانند.

=النَّفِيتَة-

آرد كه بر روى آن آب يا شير بريزند تا خمير شود.

=النَّفِيث-

«دمٌ نَفِيثٌ» : خون بيرون آمده از زخم.

=النِّفِّيج-

ج نُفُج: بيگانه اى كه خود را ميان قوم در آورد نه اصلاح كند و نه افساد؛ «النُّفُج» مردم سنگين وزن و گرانبار.

=النَّفِيجَة-

كمان.

=النِّفِّيح-

آنكه بر قومى وارد شده باشد.

=النَّفِيخ-

مص، آنكه مأمور آتش افروختن باشد يا آتش را باد زند.

=النَّفِيذ-

مرادف (النافِذ) است؛ «امْرٌ نَفِيذٌ» :

امرى كه مورد اطاعت قرار گرفته باشد.

=النَّفِير-

مص،- ج أنْفَار: گروهى از مردان كه كمتر از ده نفر باشند، گروهى كه با تو كنار مى روند يا از جنگ روى گردانند، بوق يا شيپور هنگام نفخ در آن،- العامُ: قيام همه مردم براى جنگ با دشمن؛ «يَوْمُ النَّفِير» : بمعناى (يوم النَّفر) است.

=النَّفِيس-

دارائى بسيار؛ «مالٌ نفيسٌ» : مال بسيار؛ «رَجُلٌ نفِيسٌ» : مرد حاسد؛ «شي ءٌ نَفيسٌ» : چيزى كه مورد خواسته افراد و كمياب باشد.

=النَّفِيش-

متاع ريخته شده در ظرف.

=النِّفِّيض-

مرادف (النَّفَض) است.

=النَّفِيضَة-

ج نَفَائِض: هيأت اعزامى براى تجسس در سرزمين و شناسائى دشمن.

=النَّفِيط-

آنكه بدست چوب كبريت دارد.

=النَّفِيطَة-

مؤنث (النَّفِيط) است.

=النَّفِيعَة-

مرادف (النَّفَاع) است.

=نَقَّ-

-نَقِيقًا [نقّ] الضفدعُ: قورباغه آواز داد و همچنين مرغ يا كبوتر و يا گربه و جز آنها صدا در دادند،- نقًّا الوَلَدُ: در زبان متداول بمعناى نق نق كردن بچه است.

=النَّقّ-

[نقّ] عند العامَّة: مصدر (نَقَّ الولدُ) است يعنى بچه نق زد و شكايت كرد؛ «ثلاثة لا تُطاق النَّقّ و الطَّقّ و البَقَّ): سه چيز قابل تحمل نيست نق زدن و صداى ناهنجار و پشه.

=نَقَا-

-نَقْوًا [نقو] العَظْمَ: مغز استخوان را بيرون آورد.

=نَقَى-

-نَقْيًا [نقي] العَظْمَ: مغز استخوان را بيرون آورد.

=نَقَّى-

تَنْقِيَةً [نقو] هُ: آنرا پاك و لطيف كرد،- الطّعامَ: كف غذا را گرفت.

=النَّقَا-

ج أَنْقَاء [نقو] : آنچه كه مغز داشته باشد،- ج أنْقَاء و نُقِيّ و نُقْيَان: يك قطعه شن محدّب؛ مثناي اين كلمه (نَقَوانِ و نَقَيان) است؛ «بَنَاتُ النَّقَا» : حشره ايست كه در زير شن و ماسه زندگى مى كند نام ديگر آن (شَحْمَة النَّقا) است.

=النِّقاب-

مص،- ج نُقُب: روبند زن كه با آن چهره خود را بپوشانند؛ «كَشَفَ النِّقَابَ عن كذا» : موضوع را افشا و آشكار كرد، مرد دانشمند، راه در پستيها و بلنديها، شكم.

=النَّقَّاب-

آنكه در امور قاطع باشد، آنكه در بحث مبالغه كند.

=النِّقَابَة-

مص، انجمن صنفى، اتحاديه افراديكه داراى يك پيشه و كار مى باشند.

=النُّقَاة-

[نقو] : «نُقاةُ الطعامِ» : مانده و پس مانده غذا.

=النَّقَاة-

[نقو] : زمين سفيد كه در آن گياهى نرويد؛ «نَقَاةُ الطّعامِ» بمعناى (نُقَاتُهُ) مى باشد؛ «نَقَاةُ الشّي ءِ» : بهترين و نيكوترين چيز.

=النَّقَّاد-

آنكه پول را نقد و صرافى كند، چوپان (النَّقَد) كه نوعى گوسفند كوتاه پا مى باشد.

=النَّقَّار-

بر وزن فَعّال براى مبالغه است، آنكه چوب و تخته را سوراخ كند، نقاش ركاب و لِگام؛ آنكه پيرامون اخبار كنجكاو باشد،- (ح) : پرنده ايست بسان سبز قبا كه بر روى درختان نشيند و از كرم درخت تغذيه كند.

=النُّقَارَة-

آن مقدار كه پرنده با نوك خود چيزى را گود كند، بازمانده از سنگ سوراخ شده.

=النِّقَارَة-

حرفه نقاش يا منبت كار و يا مجسمه تراش و حكاك.

=النَّقَّارَة-

ج نَقَّارَات: مؤنث (النَّقّار) است، دستگاه ضربى همانند نقاره بسان (دفّ) است كه برخى كلمه (نِقّيرة) بر آن اطلاق مى كنند.

=النُّقَاز-

نوعى بيمارى بسان طاعون كه در دام و ستور افتد.

=النُّقَّاز-

ج نَقَاقِيز (ح) : نام پرنده ايست، جوجه هاى گنجشك.

=النَّقَّاز-

ج نَقَاقِيز: مرادف (النقَّاز) است.

=النِّقَاسَة-

لقب دادن بد.

=النَّقَّاش-

ج نَقَّاشُون: نقاش بر روى چوب يا معدن با قلم آهنين.

=النِّقَاشَة-

حرفه نقاش، نقاشى.

=النُّقَاضَة-

آنچه كه از ريسمان موئى كنده و يا ريخته مى شود و مانند آن.

=النَّقَّاط-

آنكه بر روى حروف نقطه گذارى كند.

=النَّقَاع-

ظرفى كه در آن مويز انگور و مانند آنرا خيس كنند.

=النَّقَّاع-

بر وزن فعّال براى مبالغه است، آنكه به آنچه از فضيلت كه ندارد ادعا كند.

=النُّقَاعَة-

آنچه كه خيسانده شده باشد.

=النَّقَّاف-

كنده كار و منبت كار چوبى، آنكه در پرسش اصرار ورزد؛ «رَجُلٌ نَقَّافٌ» :

مرد با تدبير و صاحب نظر.

=النَّقَّافَة-

آنكه در پرسش از ديگرى اصرار ورزد.

=النَّقَّاق-

[نقّ] : بر وزن فعّال براى مبالغه است،- ح: قورباغه.

=النَّقَّاقَة-

[نقّ] : مؤنّث (النَّقّاق) است،- ح:

قورباغه.

=النِّقَال-

مص، دمپائى پهن و كوتاه.

=النَّقَّال-

بر وزن فعّال براى مبالغه است،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت