فهرس الكتاب

الصفحة 579 من 1009

ساروج سفيد كرد.

=الصِّهْرِيّ-

واژه اى در (الصِّهْريج) است.

=الصِّهْرِيج-

ج صَهَارِيج: حوض آب يا نفت، تانكر آب، تانكر نفت.

=صَهَلَ-

-صَهِيلًا و صَاهِلَةً و صُهَالًا الفرسُ:

اسب شيهه كشيد.

=الصَّهْوَة-

ج صِهَاء و صَهَوَات [صهو] : زين اسب؛ (اسْتَوىَ عَلَى صَهْوَةِ العِزّ) : در جايگاه بزرگى قرار گرفت،- ج صِهَاء و صَهَوات و صُهى: بُرجِ ديده بانى بالاى قلّه كوه.

=الصَّهُور-

ج صُهُر: آب كننده، ذوب كننده، كبابى، كباب پز.

=الصَّهير-

ذوب شده، گداخته.

=الصَّهيل-

شيهه اسب.

=الصَّوَاب-

[صوب] : درست، حقيقت، شايسته؛ «هُوَ عَلَى صَوَابٍ» : او بر حق است و درست مى گويد. و در زبان متداول به معناى خرد بكار مى رود.

=الصُّوَّابَة-

[صوب] : خردمندان و نيكان قوم.

=الصُّوَّاخ-

[صوخ] : «بلدٌ صُوَّاخٌ» : شهرستان پُر رفت و آمد.

=الصُّوَار-

ج أَصْوِرَة [صور] : گلّه گاو، مقدار كمى مشك، جعبه مشك، بوى خوش.

=الصِّوَار-

مرادف (الصُّوار) است.

=الصَّوَارِد-

[صرد] : بادهاى سرد.

=الصَّوَّاغ-

[صوغ] : دروغگو و دروغ پرداز.

=الصَّوَّاف-

[صوف] : پشم فروش.

=الصُّوَالَة-

[صول] : خاكروبه اطراف خرمن، كاه كه از گندم پاك كرده جدا شود.

=الصَّوَّام-

[صوم] : آنكه بسيار روزه مى گيرد.

=الصُّوَان-

ج أَصْوِنَة [صون] : صندوق لباس يا كتاب، قفسه كتاب، گنجه لباس.

=الصَّوَان-

ج أَصْوِنة [صون] : مرادف (الصّوان) است.

=الصِّوَان-

ج أَصْوِنَة [صون] : مُرادف (الصُّوان) است.

=الصَّوَّانة-

ج صَوَّان [صون] : سنگ چَخماغ- زناد- پشت و عقب.

=الصَّوَانِيّ-

ظرفهائى كه در چين ساخته مى شود، ظرف چينى.

=صَوَّبَ-

تَصْوِيبًا [صوب] السهمَ: تير را به هدف زد،- رأيَهُ: حكم بنفع او صادر كرد،- فُلانًا: به او گفت نيكو كردى،- الفرسَ:

اسب را تيز رها كرد،- الإِنَاءَ: ظرف را سرازير كرد تا آنچه در آن است بريزد،- الماءَ: آب را ريخت،- رأسَهُ: سر خود را بزير افكند.،- المكانُ و غيرُهُ: زمين سراشيبى شد.

=الصَّوْب-

[صوب] : مص، دُرُست و صحيح، عطاء و بخشش مثل ريزش باران، ابرى پر باران، جهت و سمت؛ «مِنْ كُلِّ حَدْبٍ وَ صَوب» : يعنى از همه طرف، از همه جهت؛ «صوبَ كذا» : يعنى بطرف معينى.

=صَوْبَنَ-

صَوْبَنَةً هُ: آن چيز را با صابون شست و پاكيزه كرد.

=صَوَّتَ-

تَصْوِيتًا [صوت] : آواز داد،- الطَّسْتَ: طشت را به صدا درآورد،- في الانتخابات: در انتخابات رأى داد.

=الصَّوْت-

ج أَصْوات [صوت] : آواز صدا، هر نوع آهنگ، قرائت رأْى در انتخابات، رأى گيرى، نيكنامى؛ «انْتَشَرَ صَوْتُهُ بَيْنَ النّاسِ» : نام نيك او زبان زدِ مردم شد.

=الصُّوَّة-

ج صُوَّى و جج أَصْوَاء [صوّ] : انعكاس صوت، سنگى كه براى راهنمايى مردم در ميان راه نصب كنند،- البحريّة: نشانه اى دريائى كه براى راهنمايى بر روى آب قرار دهند.

=الصُّوجَة-

(ن) : گياهى است از جنس قرنيات بشكل لوبياى سفيد كه مركز اصلى آن ژاپن و هندوستان است.

=صَوَّحَ-

تَصْوِيحًا [صوح] البقل: دانه ها خشك شد،- تهُ الشّمسُ او الرّيحُ: آفتاب و باد آنرا خشك كرد.

=الصُّوحَان-

[صوح] : خشك.

=الصُّوديُوم-

(ك) : ماده اى شيميايى است به رنگ سفيد نقره اى و نرم، سديم از تركيبات آن نمك خوراكى مى باشد.

=صَوَر-

يَصْوَرُ صَوَرًا [صور] : كج شد، خم شد.

=صَوَّرَ-

تَصْوِيرًا [صور] هُ: آن را تصوير كرد و براى آن شكل و صورتى نقاشى نمود.

=صُوِّرَ-

[صور] لي: به خيالم آمد، گمان كردم.

=الصُّور-

[صور] (مو) : شاخى كه در آن دمند،- (مو) : بوق.

=الصَّوْر-

ج صِيران [صور] : طرف گردن، كنار رودخانه،- ج صِيران وَ اصْوار: نخل خرماى كوچك.

=الصَّوَر-

[صور] : مص، كجى، خميدگى؛ «فِى عُنُقِهِ صَوَر» : يعنى در گردن او كجى است.

=الصُّورَة-

ج صُوَر و صِوَر و صُور [صور] : نقش، چهره، عكس كه به شكل تصوير درآيد، «صَورَةٌ طِبْقُ الأَصْل» : رونوشت با اصل برابر است؛ «صُوَرةٌ مُصَغَّرة» : تصويرى كوچك با رنگهاى متنوع و زيبا؛ «صُوَرةٌ شَمْسِيَّة» :

تصوير شمسى كه با دوربين عكاسى گرفته شود؛ «صَورَةٌ زيتيَّة» : تصوير قلمى كه بر روى پارچه يا تخته تهيه كنند، «صُوَرةٌ العَقْل كَذا» : يعنى شكل و هيئت آن؛ «بِصُورَةِ عَامَّة» : بطور كلى، و بمعناى نوع و صفت نيز مىيد.

=الصَّوْرَة-

[صور] : كجى و خميدگى، خارش بسيار در سر.

=الصُّوص-

[صوص] : «صُوصُ البابِ» : پاشنه درب، جوجه هنگام بيرون آمدن از تخم.

=الصُّوع-

-ج أَصْوَاع و أَصْوُع و أَصْوُع و صُوعَ و صِيعان [صوع] : پيمانه.

=الصَّوْغ-

[صوغ] : مص، يقال «هو صَوْغُ أَخيهِ» :

او در يك زمان با برادرش يا بعد از برادرش متولد شد و ميان آنها نوزاد ديگر نبوده است.

=الصَّوْغة-

[صوغ] : اسم مَرة از (صاغَ) است؛ «هُوَ صوغَة اخيه» : او در يك زمان با

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت