فهرس الكتاب

الصفحة 661 من 1009

خسته و فرو هشته پلك.

=الغَضِيضَة-

ج غَضَائِض: بيچاره و خوار، مؤنّث (الغَضِيض) است.

=غَطَّ-

-غَطًّا الشي ءَ في الماء: آنرا در آب فرو برد،-- غَطًّا هُ: آن را سخت فشرد،-- غَطِيطًا النّائمُ: شخص خفته در خواب خور خور كرد،- البعيرُ: شتر غُريد و دهانش كف كرد.

=غَطَا-

-غَطْوًا و غُطُّوًّا [غطو] الماءُ و غيرُهُ: آب و جز آن به بالا آمد و بلند گرديد،- اللَّيلُ:

تاريكى شب همه چيز را فرا گرفت،- الشَّي ءَ: آن چيز را پوشانيد و پنهان كرد.

=غَطَى-

-غَطْيًا [غطي] الليلُ: شب تاريك شد،- الماءُ: آب بسيار شد،- الشَّجرُ:

شاخه هاى درخت كشيده شد،- الشَّي ءَ وَ عَلَى الشَّي ء: آنرا پنهان كرد و بالا برد،- الشَّبابُ: جوانى به حد اعلا رسيد.

=غَطَّى-

تَغْطِيَةً [غطو] الشي ءَ: آنرا پنهان كرد و پوشانيد.

=الغِطَاء-

ج أَغْطِيَة [غطو] : روپوش، روانداز.

=الغِطَاس-

عند النصارى: از اعياد مسيحيان است.

=الغَطَّاس-

آنكه به قعر آب فرو رود، غواص، پرنده آبى كه بنام (الغوّاص) معروف است.

=الغِطْرَاف-

(ج) غَطَارِفَة- و غَطَاريف [غطرف] :

جوان خوش بيان و خوش برخورد، دست باز و سخاوتمند، زيبا، مهتر.

=غَطْرَسَ-

غَطْرَسَةً [غطرس] الرجُلُ: آن مرد بر همگنان خود برترى جوئى و تجاوز كرد،- على فلانٍ: بر او تكبر نمود،- بالشَّي ءِ: از آن چيز در شگفتى قرار گرفت،- هُ: او را خشمناك كرد.

=الغِطْرِس-

ج غَطَارِس: متكبر، خود بزرگ بين.

=الغِطْرُوف-

[غطرف] : مترادف (الغِطْرَوْف) است.

=الغِطْرَوْف-

[غطرف] : جوان زيرك و ظريف، زيبا روى.

=الغِطْرِيس-

ج غَطَارِيس [غطرس] : مترادف، (الغِطْرِس) است.

=الغِطْرِيف-

ج غطارِفَة و غَطاريف [غطرف] :

مترادف (الغِطرَاف) است،- ج غَطَاريف (ح) :

جوجه باز، مگس.

=غَطَسَ-

-غَطْسًا في الماء: در آب فرو رفت،- هُ في الماء: او را در آب فرو برد،- في الإِناء: دهان خود را در جام گذاشت و از آن آب نوشيد.

=غَطَّسَ-

تَغْطِيسًا [غطس] هُ في الماء: او را به داخل آب فرو برد.

=غَطْغَطَ-

غَطْغطَةً [غطغط] تِ القِدْرُ: جوشش ديگ شدت يافت،- البَحرُ: موجهاى دريا بالا رفت و بسيار شد،- النَّومُ على فلانٍ:

خواب بر او چيره شد.

=الغَطْرَفَة-

[غطرف] : خود بزرگ بينى، خودپسندى.

=الغَطُوس-

آنكه در جنگ پيش قدم شود و بر دشمن آن چنان كه آب را بشكافد بتازد.

=الغُطَيْطَة-

[غطّ] : مرادف (الضَّباب) است.

اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=غَفَّ-

غَفًّا [غفّ] الطائرُ عند العامَّة: پرنده بر زمين افتاد، اين كلمه سريانى است.

=غَفَا-

-غَفْوًا و غُفُوًّا [غفو] : كمى خوابيد، چُرت زد.

=الغُفَار-

موهاى ريز كه بر گردن و صورت و پَسِ گردن و مانند آن برآيد.

=الغِفَار-

علامتى در چهره و گونه.

=الغَفَّار-

مُرادف (الغَفُور) است.

=الغِفَارَة-

پوشش بر روى هر چيزى، روسرى زنان، نوعى زِره كه جنگجو زير كلاه و عمامه خود پوشد.

=الغَفَّارَة-

مؤنّث (الغَفّار) است، جبّه يا ردائى فراخ كه احبار يهود در معابد خود بر دوش افكنند.

=غَفَرَ-

غَفْرًا و غَفِيرًا و غَفِيرَةً و غُفْرانًا و مَغْفِرَةً و غُفُورًا لَهُ الذنْبَ: گناه او را بخشيد،- غَفْرًا الشَّي ء: آن چيز را پنهان كرد،- الشَّيبَ بِالْخِضَاب: سفيدى موى را با رنگ و خضاب پنهان كرد.

=غَفَّرَ-

تَغْفِيرًا [غفر] الرجُلَ: آن مرد «غَفَرَ اللّهُ لَهُ» گفت،- الشَّي ءَ: آن چيز را پوشانيد و پنهان كرد.

=الغَفْر-

چين و پرز جامه، موى نرم و تازه كه بر گردن و زير چانه و يا پشت گردن و مانند آن درآمده باشد.

=الغَفَر-

مرادف (الْغَفْر) است، گياه ريز و كوچك.

=الغَفِر-

مردى كه موى نرم و ريز بر پُشت گردن و چهره و مانند آن داشته باشد.

=الغُفْرَة-

آنچه كه با آن چيزى را بپوشانند.

=غَفَلَ-

-غُفُولًا و غَفْلَةً و غَفَلًا عنهُ: از آن غفلت كرد و آنرا رها نمود.

=غَفَّلَ-

تَغْفِيلًا [غفل] هُ: او را غافل كرد يا غافل ناميد،- الشَّي ءَ: آنرا پنهان كرد.

=الغُفْل-

ج أَغْفَال: تير قمار و ستور و جز آن كه بى نشان و علامت باشد، آنكه حسب و نسب ندارد، آنكه از خير و شر او اميد و يا بيم نباشد،- مِنَ الشُّعراءِ: شاعر گمنام،- مِنَ الشِّعر: شعرى كه سراينده اش معلوم نباشد،- مِنَ الكُتُب: كتابى كه نام مؤلّف نداشته باشد،- مِنَ الأَرْض: زمينى كه در آن ساختمان نباشد؛ «نَعَمٌ اغْفَال» : شترانِ بى نشان.

=الغَفَل-

مص، فراخى در زندگى.

=الغُفْلان-

به معناى (الغَافِل) است، غفلت كردن.

=الغَفْلَان-

مترادف (الغَافِل) است.

=الغَفْلَة-

مص، عدم توجه و ناآگاهى؛ «موتُ الغَفْلة» : سكته، مرگ ناگهانى؛ «على غَفْلَةٍ او عَلى حينِ غَفْلَةٍ» : ناگهانى، بدون اطلاع قبلى.

=الغَفْوَة-

[غفو] : اسم مرة از (غَفَا) است، خواب سبك و چرت زدن.

=الغَفُور-

بسيار آمرزنده، از نامهاى خداوند متعال مى باشد.

=غَفِىَ-

-غَفْيَةً [غفو] : چُرت زد، كمى خوابيد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت