فهرس الكتاب

الصفحة 918 من 1009

بيرون آورند.

=نَثَرَ-

-نَثْرًا و نِثَارًا: در سخن خود نثر آورد،- الشي ءَ: چيزى را افكند و پخش كرد،- الدرّعَ عنهُ: زره از تن خود بر افكند-- نَثِيرًا تِ الدابَّةَ: ستور عطسه زد.

=نَثَّرَ-

تَنْثِيرًا [نثر] الشي ءَ: چيزى را بطور پراكنده انداخت و پخش كرد.

=النَّثْر-

مص، سخن يا گفتار كه بر خلاف شعر و يا نظم باشد.

=النَّثِر-

شخص پرگو كه رازها را فاش كند.

=النَّثْرَة-

اسم مرده از (نَثَرَ) است، قطعه اى از نَثْر، انتهاى سوراخ بينى و پشت آن، عطسه، زره گشاد كه به آسانى پوشيده شود؛- «نَثْرَةُ الأَسَدِ» : در علم ستاره شناسى نام دو ستاره است كه فاصله بين آن دو به اندازه يك وجب است و در سطح آنها سفيدى همانند ابر وجود دارد. نام ديگر آن (انْفُ الأسد) است و يكى از منازل قمر است.

=نَثَلَ-

-نَثْلًا الفرسُ و كلُّ ذي حافر: اسب يا هر حيوان سم دار سرگين افكند،-- نَثْلًا البئرَ: خاك چاه را بيرون كشيد،- الكِنَانَةَ:

تيرهاى تيردان را بيرون آورد و پخش كرد،- الجرابَ: مشك يا انبان را از آنچه داشت خالى كرد،- الدّرعَ عنه: زره از تن خود بيرون آورد و آنرا بر افكند،- عَنْ فُلانٍ دِرْعَهُ:

زره را بر روى او افكند، اللَّحْمَ في القِدْرِ:

گوشت را ريز ريز كرد و در دريك افكند.

=النَّثَل-

گودال كنده شده.

=النَّثْلَة-

اسم مره از (نَثَل) است، زره گشاد، فرو رفتگى ميان لب بالا.

=النَّثُور-

«رجُلٌ نَثُورٌ و امرأَةٌ نَثُورٌ» : مرد يا زنيكه فرزندان بسيار داشته باشند.

=النَّثْوَة-

[نثو] : عيب جوئى از مردم.

=النَّثِيثَة-

[نثّ] : تراوش مشك يا خيك.

=النَّثِير-

پخش و پراكنده.

=النَّثِيل-

سرگين حيوانات.

=النَّثِيلَة-

مرادف (النُّثَالَة) است، گوشت پر ارزش.

=نَجَّ-

-نَجًّا [نجّ] الشي ءَ من فيهِ: چيزى را از دهان بيرون انداخت،-- نجًّا و نجيجًا تِ، القرحةُ: خونابه زخم روان شد،- الرّجُلُ:

شتاب كرد.

=نَجَا-

-نَجَاةً و نَجَاءً و نَجْوًا و نَجَايَةً [نجو] من كذا:

رهايى يافت،- نَجْوًا فلانًا: او را نجات داد،- الدّواءَ: دارو را نوشيد،- الشجرةَ:

درخت را بريد،- الصَّبيُّ: كودك مدفوع كرد،- النَّجوُ من الْبَطن: مدفوع از معده خارج شد،- نجوًا و نجًا الْجِلدَ عَنِ الذَّبيحَة: پوست قربانى را سلاخى كرد و در آورد،- نجاءً:

شتاب كرد و سبقت گرفت،- نَجْوًا و نجوَى الرَّجُلَ: او را به آنچه از رازها و احساسات كه در دلش بود خورسند كرد.

=نَجَّى-

تَنْجِيَةً [نجو] الرجُلَ من كذا: او را نجات داد، او را در زمين بلند رها كرد.

=النَّجَا-

[نجو] : رهايى، عصا، چوب، چوبهاى هودج، پوست.

=النَّجَاء-

رهائى.

=النَّجَائِب-

[نجب] : «نَجائِبُ الشي ء» : خالص چيزى، لبّ چيزى كه پوست آن كنده شده باشد.

=النَّجَابَة-

مصدر (نَجُبَ) است.

=النَّجَاة-

[نجو] مص،؛- ج نجًا: رهائى، زمين بلند، شاخه درخت، قارچ، آز، رشك.

=النَّجَاح-

مصدر است يا اسم است از (نَجَحَ) ؛- «لَقِىَ نَجَاحًا: پيشرفت كرد.

=النَّجَاحَة-

صبر و شكيبائى.

=النِّجَاد-

حمايل شمشير.

=النَّجَّاد-

لحاف دوز.

=النِّجَادَة-

لحاف دوزى.

=النُّجَار-

مرادف (النِّجَار) است.

=النِّجَار-

اصل و نژاد، حسب و نسب، ريشه و تبار.

=النَّجَارَى-

«إِبِلٌ نَجَارَى» : شتران تشنه.

=النَّجَّار-

درودگر، نجّار.

=النُّجَارَة-

آنچه كه به هنگام تراشيدن چوب از آن بر زمين ريزد، خاك ارّه و تراشه چوب.

=النِّجَارَة-

درودگرى، نجّارى.

=النَّجَاز-

مرادف (النَّجْز) است و بمعناى بر آوردن نيازمندى است.

=النِّجَاش-

پوستى كه ميان دو پوست قرار ميدهند و آنرا مى دوزند.

=النَّجَّاش-

شكارگر.

=النَّجَاشِي-

لقب پادشاهان حبشه (اتيوپى) است.

=النِّجَاشِي-

مرادف (النَّجاشى) است.

=النَّجَاشِيّ-

مرادف (النَّجاشي) است، آنكه شكار را براند تا به سوى شكارگر رود.

=النِّجَاشِيّ-

مرادف (النَّجَاشِي) است.

=النِّجَاف-

سر درب خانه؛- «نِجَاف الغارِ» :

سنگ مشرف بر دهانه غار.

=النَّجَّام-

ستاره شناس.

=النَّجَاوَة-

[نجو] : زمين فراخ و پهن.

=نَجَأَ-

-نَجْأَ [نجأ] هُ: با چشم او را زد.

=النَّجُوء-

[نجأ] «رجُلُ نَجُؤُ العينِ» : آنكه چشم بد و ناپاك دارد، آنكه بسيار چشم زخم زند.

=النَّجِئ-

[نجأ] «رجُلٌ نَجِئُ العينِ» : چشم زننده.

=نَجَبَ-

-نَجْبًا الشجرةَ: پوست درخت را كند.

=نَجُبَ-

-نَجَابَةً الولدُ: داراى اصل و نسب بزرگى شد، در نگرش و يا گفتار و يا كردار ستوده شد.

=نَجَّبَ-

تَنْجِيبًا [نجب] الشجرةَ: پوست درخت را كند.

=النَّجْب-

بخشنده و سخاوتمند.

=النَّجَب-

من الشجر (ز) : پوست درخت.

=النُّجَبَة-

بخشنده و سخاوتمند.

=نَجَحَ-

-نَجْحًا و نُجْحًا و نَجَاحًا الأَمرُ: كار سهل و آسان شد،- فلانٌ بحاجتِهِ: رفع نياز او شد،- تْ حاجة فلان: نياز او بر آورده شد.

=نَجَّحَ-

تَنْجِيحًا [نجح] هُ: او را رستگار و ظفرمند ساخت.

=النُّجْح-

مصدر است يا اسم است از (نَجَحَ) .

=نَجَدَ-

نَجْدًا هُ: او را يارى كرد، بر او پيروز

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت