فهرس الكتاب

الصفحة 754 من 1009

كه واحد (كُلْيَتَيْن) است، دو غُده در سمت راست و چپ و پيوسته به استخوان دو طرف پهلوى انسان است و كار آنها تصفيه و بيرون كردن ادرار از خون است،- مِنَ الْقَوس: فاصله ى سه وجب از دسته ى كمان است،- مِن السّحاب: دامنه و قسمت پائين ابر.

=الكُلِّيَّة-

[كلّ] : دانشكده يا مدرسه عالى؛ «كُليَّة الشي ءِ» : مجموعه كامل هر چيزى؛ «اخَذَ بِكُلِّيَّتِهِ» : همه ى آن چيز را گرفت.

=الكَلِيل-

ج كِلَال [كلّ] : خسته و ناتوان؛ «بَصَرٌ كليل» : چشم كم سو: «سَيفٌ كليلٌ» :

شمشير كُند.

=الكَلِيم-

ج كَلْمَى: مجروح، زخمى،- ج كُلَمَاء: آنكه با تو سخن گويد، همسخن؛ «كليمُ اللّهِ» : لقب حضرت موسى (ع) است.

=كَمْ-

استفهام يا پرسش عددى است؛ «كم درهمًا لك» : چند درهم (پول نقره يا فلزى) دارى؟ كه در اينجا (درهمًا) مميّز كم استفهاميّه است كه همواره منصوب بوده و مجرور كردن آن جايز نمى باشد. و گاهى (خبريّه) بمعناى بسيار مىيد مانند «كم عَبدٍ او كم عبيدٍ مَلَكْتُ» : چه بسيار بنده و غلام داشتم. در اينجا (عَبْدٍ) تمييز كم خبرى است كه وجوبًا به (مِنْ) مضمرة مجرور است و هرگاه حرف (كم) از تميز خود فاصله گيرد منصوب مى شود مانند «كم لي عبدًا» : چه بسيار غلام دارم.

=كَمَّ-

-كَمًّا [كمّ] الشي ءَ: آن چيز را پوشانيد و پنهان كرد،- البَعِيرَ: دهان شتر را با پوزبند بست،- النّاسُ: مردم جمع شدند،- تِ النَّخْلَةُ: نخل خرما غلاف شكوفه هاى خود را بيرون آورد.

=كُمَّ-

[كمّ] تِ النخلةُ: مترادف (كَمَّتَ) است.

=الكُمّ-

ج أَكْمَام و كِمَمَة [كمّ] : آستين جامه و پيراهن.

=الكَمّ-

[كمّ] : اندازه و كميت.

=الكِمّ-

ج أكِمَّة و أَكْمَام و كِمَام و أَكَامِيم [كمّ] : غلاف شكوفه يا ميوه يا خوشه خرما كه پس از شكافته شدن از آن شكوفه و ميوه بيرون آيد.

=كَمَى-

-كَمْيًا [كمي] شهادتَهُ و غيرَها: گواهى خود و جز آنرا پنهان كرد،- نَفْسَهُ: خود را با زره و كلاه خُود پوشانيد.

=كَمَّى-

تَكْميَةً [كمي] نَفْسَهُ: خود را پنهان كرد.

=الكَمَّاء-

[كمأ] : فروشنده ى قارچ يا سماروغ، آنكه سماروغ را براى فروش جمع آورى كند.

=الكُمَاج-

گونه اى نان، نان كماج. اين واژه فارسى است.

=الكُمَاجَة-

واحد (الكُمَاج) است.

=الكِمَاد-

گرم كردن اندام با پارچه و مانند آن، كمپرس زخم يا عضوى كه درد كند، اسم است از (كَمَدَ القَصّارُ الثوبَ) .

=الكِمَادَة-

كمپرس زخم يا عضوى كه درد كند با پارچه ى گرم.

=الكَمَّاشَة-

ميخ كِش، گاز انبر.

=الكَمَال-

مص، اسم مصدر است.

=الكَمَالِيَّات-

اشياء غير ضرورى در زندگى روزمرّه.

=الكِمَام-

[كمّ] : پوزبند حيوان كه چيزى را نگزد و يا نخورد.

=الكِمَامَة-

[كمّ] : مترادف (الكِمَام) است، كاسه پشت گُل، غلاف شكوفه ى خرما.

=كَمَأَ-

-كَمْأً [كمأ] هُ: به او سماروغ خورانيد.

=كَمِئَ-

-كَمَأَ [كمأ] : پنهان شد،- تْ يَدُهُ مِنَ الْبَردِ اوِ الْعَمَل: دستش از سرما شكاف برداشت و مانند سماروغ شد.

=الكَمْ ء-

[كمأ] : مص،- اكْمُؤ و كَمْأة (ن) :

گونه اى قارچ از رسته ى (الكمئيّات) است كه در زير زمين رويد. رنگ آن تيره و از آن غذاى خوشمزه تهيه كنند.

=الكِمْبِيَالة-

(ت) : سفته، سند، حواله ى كتبى.

=الكَمْبيُو-

(ت) : صرافى و تبديل پول و ارز. اين واژه ايتاليائى است.

=كَمَتَ-

-كَمْتًا الغيظَ: خشم را پنهان كرد.

=كَمَتَ-

-كَمْتًا و كَمَاتَةً و كَمَاتَةً و كُمْتَةً الفرسُ: اسب سرخ رنگ مايل به سياهى شد.

=كَمَّتَ-

تَكْمِيتًا [كمت] الثوب: پيراهن را به رنگ سرخ مايل به سياهى در آورد.

=كُمِّتَ-

[كمت] تِ الخمرُ أو الفرسُ و غيرهُما:

مي يا اسب و جز آنها به رنگ سرخ مايل به سياهى در آمدند.

=الكُمَّة-

[كمّ] : كُلاه گرد يا عمامه، هر ظرفى كه با آن چيزى را بپوشانند.

=الكُمْتَة-

رنگ كُمَيتْ (سرخى مايل به سياهى) .

=الكُمَّثْرَى-

(ن) : گلابى، نام ديگر آن (الإِجَّاص) است.

=الكُمَّثْراة-

(ن) : يك دانه گلابى.

=الكَمْخَة-

چركى كه بر روى ظرف و جز آن ظاهر شود.

=كَمَدَ-

-كَمْدًا و كُمُودًا القصَّارُ الثوبَ: گازر جامه را كوبيد.

=كَمِدَ-

-كَمَدًا: چهره او گرفته شد،- الرَّجُلُ: قلب او در اثر اندوه و غم درد گرفت،- الثَّوبُ: لباس كُهنه شد و رنگ آن دگرگون گرديد.

=كَمَّدَ-

تَكْمِيدًا [كمد] العضوَ: عضو را با قرار دادن پارچه بر روى آن گرم كرد.

=الكَمْد-

دگرگونى و گرفتگى رنگ چهره، غم و اندوه سخت.

=الكَمَد-

مُرادف (الْكَمْد) است.

=الكَمِد-

آنكه در اثر ناراحتى و اندوه دچار بيمارى قلبى شده باشد.

=الكُمْدَة-

مُرادف (الْكَمْد) است.

=كَمَرَ-

-كَمْرًا هُ بالغِطاء: او را طورى پوشانيد كه چيزى از آن پيدا نشود. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الكَمَر-

(ب) : هر ساختمان طاق دار ضربى مانند پلها، كمربندى كه در آن پول نهند.

=كَمْرَكَ-

كَمْرَكَةً [كمرك] البضاعةَ: عوارض گمركى را پرداخت. (اين كلمه فارسى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت