فهرس الكتاب

الصفحة 509 من 1009

سكّه زن.

=السُّكَاكَة-

هوا در بالاى زمين و مرتفعات، آنكه در رأى خود مستبد باشد، خودكامه، آنكه داراى گوش كوچك باشد.

=السَّكَّاكَة-

مسافران مانده در راه يا (ابْنَاءُ السَّبِيل) .

=السَّكَاكِر-

بر گونه هائى از شيرينى كه آميخته با شكر باشد مانند نُقل و شكولات اطلاق مى شود.

=السُّكَّان-

ج سُكَّانات من السفينة: فرمانِ كَشتى.

=السَّكَّان-

كاردساز، چاقوساز.

=السَّكَاكِينيّ-

ج سَكاكِينِيُّون: سازنده ى چاقوها.

=سَكَبَ-

-سَكْبًا و تَسْكَابًا الماءَ و نحوَهُ: آب و مانند آنرا ريخت،- سُكُوبًا الماءُ: آب ريخته شد.

=السَّكْب-

ريزش دائم و پيوسته، مِس يا سُرب،- مِن الخَيلِ: اسب تندرو؛ «ماءٌ سَكْبٌ» : آب ريزان يا ريخته شده؛ «رَجُلٌ سَكْبٌ» : مرد سبك روح و با نشاط؛ «امْرٌ سَكْبٌ» : كارى لازم و ضرورى.

=السَّكَب-

مس يا سرب (ارزيز) .

=السَّكْبَاج-

(ط) : خورشى كه از گوشت و سركه تهيه كنند. اين واژه فارسى است.

=السَّكَبَة-

پوسته يا سبوسه ى سر كه ريخته مى شود نام ديگر آن (الهِبْرِيَة) است.

=سَكَتَ-

-سَكْتًا و سُكُوتًا و سُكاتًا و سَاكُوتَةً:

خاموش شد، مُرد،- الغَضَبُ: خشم آرام شد،- تِ الحَركةُ: حركت ساكن و آرام شد،- الحَرُّ: گرما سخت شد در حاليكه باد وزيدن نداشت و راكد بود.

=سُكِتَ-

سكته كرد، به بيمارى سكته دچار شد.

=سَكَّتَ-

تَسْكِيتًا هُ: او را خاموش كرد.

=السِّكَّة-

ج سِكَك [سكّ] : قالب آهنى است كه با آن سكّه ى درهم را ضرب كنند، مهره ى درم و دينار، آهن شُخم كه با آن زمين مزرعه را شخم كنند، اداره ى پُست، رديفى از درخت، كوچه ى فراخ بسان رسته ى درختان، راه هموار؛ «سِكَّةُ الحَدِيد» :

راه آهن كه از دو خط آهنين و متوازى ساخته مى شود تا بر آن قطار حركت كند؛ «اصْحَابُ السِّكَكِ» : مأمورين راه آهن كه همواره مراقب نقل و انتقال و فرستادن كالا و مهمات در بين راه مى باشند و كشيك مى دهند.

=السُّكْتَة-

اسم است از (سَكَتَ) بمعناى خاموشى، آنچه كه با آن كودك يا جز او را خاموش كنند، بازمانده ى چيزى در ظرف.

=السَّكْتَة-

اسم است از (سَكَتَ) بمعناى خاموشى،- (طبّ) : بيمارى سكته كه همه ى اعضاى بدن بجز مجراى تنفس از حس و حركت مىفتند.

=السِّكْتَة-

آنچه كه با آن كودك يا جز او را خاموش كنند.

=سَكَرَ-

-سُكُورًا و سَكَرَانًا تِ الريحُ: وزش باد آرام شد،- الحَرُّ: گرما فتور و فروكش كرد،- بَصَرُهُ: چشم او حيران شد و بينائى آن بند آمد،- سَكْرًا الْإنَاءَ: ظرف را پر كرد،- البَابَ: درب را بست،- النَّهْرَ:

بر روى رودخانه سدى بست.

=سَكِرَ-

-سَكَرًا الحوضُ: حوض پر شد،- الرّجُلُ عَلَيْه: آن مرد بر او خشم گرفت،- سَكَرًا و سَكْرًا و سُكْرًا و سُكُرًا و سَكَرانًا مِن الشّرابِ: از شراب مست شد. اين واژه متناقض (صَحَا) است.

=سُكِرَ-

بصرُهُ: چشم او گرفته و حيران شد و بينائى آن بند آمد.

=سَكَّرَ-

تَسْكِيرًا هُ: او را خفه كرد،- البابَ:

درب را بست،- الشي ءُ: آن چيز بسان شكر شد. و در زبان متداول به تعبير درب را بست (سَكَّرَ البَابَ) گويند.

=السُّكْر-

مص، مستى، حالتى كه خرد را از انسان بدر كند.

=السِّكْر-

ج سُكُور: اسم است از (سَكرَ النهرَ) بمعناى جلوى رودخانه را سد بست، آنچه كه با آن جلوى رودخانه را بندند.

=السَّكَر-

مي، شراب، سركه، آنچه كه انسان را مست كند.

=السَّكِر-

مترادف (السَّكْران) است بمعناى مست.

=السُّكَّر-

شكر يا چكيده ى رطب و مانند آنها از قبيل قند و نبات. اين واژه فارسى است و نيز گويند هندى مى باشد.

=السَّكْرَى-

مؤنث (السَّكْرَان) است.

=السَّكْرَان-

ج سَكْرَى و سَكَارَى و سُكَارَى: مست.

اين واژه متناقض (الصَّاحِي) بمعناى هشيار است.

=السَّكْرَانَة-

مؤنث (السَّكْرَان) است.

=السَّكْرَة-

ج سَكَرَات: «سَكْرَةُ الموتِ أو الهمِّ» :

سختى مردن يا سختى اندوه.

=السَّكِرَة-

مؤنث (السَّكِر) است.

=السُّكَّرة-

يك پاره قند يا شكر، و در زبان متداول به قفل چوبي با كليد چوبى كه معمولًا در بهاى باغ را با آن مى بندند اطلاق مى شود.

=السُّكْرُجَة-

قاب غذا. اين واژه فارسى است.

=السُّكرُّجَة-

مترادف (السُّكْرُجَة) است. اين واژه فارسى است.

=سَكْسَكَ-

سَكْسَكَةً [سكسك] : ناتوان شد، دلير شد.

=سَكَعَ-

-سَكْعًا و سَكَعًا: بدون راهنمائى و اراده راه رفت،- عند العَامَّة: و در زبان متداول به معناى شَلْ شد و كج راه رفت مى باشد.

=سَكِعَ-

-سَكْعًا و سَكَعًا: مترادف (سَكَعَ) است.

=السُّكَع-

«رجُلٌ سُكَعٌ» : مرد سرگردان.

=السَّكِع-

مترادف (السَّاكِع) است.

=سَكِفَ-

-سَكْفًا البابَ: جلوى درب درگاهى ساخت.

=السَّكَك-

[سكّ] : مص، كرى، ناشنوائى.

=سَكَنَ-

-سَكَنًا و سُكْنَى الدارَ و في الدار: در خانه ساكن شد و اقامت كرد،- سُكُونًا: فقير و بى چيز شد، از حركت باز ايستاد،- عنهُ

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت