فهرس الكتاب

الصفحة 452 من 1009

اين راضي شد كه بسلامت برگردد.

=الرَّضِيّ-

[رضو] : ضامن،- ج أرضِيَاء و رُضَاة:

خوشنود، آنكه ناراضى نباشد و قانع باشد، دوستدار.

=الرَّضِيَّة-

مؤنث (الرَّضِيّ) است؛ «بِنَفْسٍ رَضِيَّةٍ» : با طيب خاطر.

=الرَّضِيح-

هسته ى كوفته و خرد شده.

=الرَّضِيخ-

هسته ى شكسته شده.

=الرَّضِيخَة-

مترادف (الرُّضَاخة) است.

=الرَّضِيض-

[رضّ] : شكسته و خرد شده، آنكه كوفته شده باشد.

=الرَّضِيع-

ج رُضَعَاء: مترادف (الراضِع) است، فرومايه؛ «رَضِيعُكَ» : برادر شيرى تو؛ «انتَ رَضِيعُهُ» : تو برادرى شير او مى باشى؛ «انتُما رَضِعَانِ» : شما دو برادر شيرى با هم هستيد:

«رضيعُ اللُّؤمِ» : آنكه از كودكى فرومايه است.

=الرَّضِيف-

سنگ داغ و سوزان، گوشتى كه بر روى سنگ داغ پخته شود، شيرى كه با انداختن سنگريزه هاى داغ و آتشين در آن جوش آيد.

=الرَّضِيفَة-

شيرى كه با سنگ داغ جوش آيد، شكنبه ى پاك كرده كه در آن گوشت خرد شده ريزند و با افكندن سنگ داغ و سوزان در آن گوشتها را بپزند.

=الرَّضِيم-

«بَيْتٌ رَضِيمٌ» : خانه اى كه با سنگ ساخته شده باشد.

=الرَّطَّاب-

ج رَطَّابُون: فروشنده ى خرماى تازه (رطب) .

=رَطَبَ-

-رَطَابَةً البُسْرُ: غوره ى خرما رُطب شد،- هُ: به او رطب خورانيد،- رَطْبًا و رُطُوبًا الدَّابَّةَ: به ستور رطب خورانيد.

=رَطِبَ-

-رُطُوبَةً و رَطَابَةً: تر يا خيس شد. اين واژه ضد (يَبسَ) است، نم دار شد، آن چيز نرم شد.

=رَطُبَ-

-رَطَابَةً البُسرُ: غوره ى خرما رطب شد،- رُطُوبَةً و رَطَابَةً: آن چيز نم دار شد.

=رَطَّبَ-

تَرْطِيبًا البُسْرُ: غوره ى خرما رطب شد،- الثَوبَ و نحوَهُ: پيراهن و مانند آن را خيس كرد.

=الرُّطْب-

چمن زار سبز و پر از گياه.

=الرَّطْب-

تر، نمناك. ضدّ (اليَابِس) است، شاخه ى نرم و تازه ى درخت، پَر تازه و مانند آنها.

=الرُّطُب-

مترادف (الرُّطْب) است.

=الرُّطَب-

ج رِطَاب و أَرْطَاب: خرماى رسيده و تازه، رُطَب.

=الرَّطْبَة-

(ن) : گياهى است از تيره ى علفيها و داراى شكوفه هائى به رنگ بنفشه، يونجه.

=الرُّطَبَة-

مفرد (الرطَب) است، يك دانه رطب.

=رَطَلَ-

-رَطْلًا الشي ءَ: آن چيز را با رطل وزن كرد،- الرجُلُ: آن مرد دويد.

=رَطَّلَ-

تَرْطِيلًا الشي ءَ: آن چيز را با رطل وزن كرد،- الشَّعرَ: موى خود را با روغن نرم كرد و آنرا شانه زد و فرو هشته كرد،- الرجُلُ: دو گوش آن مرد آويخته شد.

=الرَّطْل-

اسب چابك و سبك رو، نوجوان باريك اندام،- مِنَ الرجال: مرد سست و نرم، مرد احمق، پيرمرد سالخورده و ناتوان،- ج أرْطال: وزنى معادل دوازده اوقيّه يا 2564 گرم.

=الرَّطْل-

اسب سبك رو، نوجوان باريك و تازه بالغ،- مِن الرّجال: مرد سست و نرم،- ج أَرْطَال: دوازده اوقيه يا 2564 گرم.

=رَطَمَ-

-رَطْمًا هُ: او را در گل و لاى يا به كارى سخت كه نتواند از آن خارج شود انداخت.

=رُطِمَ-

البعيرُ: شتر به بيمارى يبوست و خشكى مزاج دچار شد.

=الرُّطْمَة-

كار يا امرى كه در آن راههاى تدبير بسته شده باشد.

=رَطَنَ-

-رَطَانَةً و رِطَانَةً لهُ: با زبان غير عربى با وى سخن گفت.

=الرُّطُوبة-

مص، حالتى است كه در آن چيزى يا مكاني با آب يا شبنم يا بخار و يا ابر نمناك يا تر گردد.

=الرَّطِيب-

مترادف (الرَّطْب) است؛ «عيْشٌ رَطِيبٌ» : زندگى خوش و فراخ و گوارا.

=الرُّطَيْلَاء-

[رطل] (ح) : اين كلمه تصحيف يا تغيير داده شده از واژه ى (رُتَيْلَاء) است.

=الرُّطَيْنَى-

[رطن] : سخن نامفهوم.

=رَعَى-

-رَعْيًا و رِعَايَةً و مَرْعىً [رعي] تِ الماشيةُ الكلأ: ستور در ميان علفها رفت و چريد،- المَاشيةَ: ستور را در ميان گياه و علف چرانيد،- النّجومَ: ستارگان را مراقبت كرد،- رِعَايَةً الأَميرُ رَعِيَّتَهُ: امير يا حاكم امور رعيت خود را خوب اداره كرد،- عليهِ حُرمَتَهُ: احترام او را نگهداشت،- الأَمْرَ: آن امر را رعايت كرد؛ «رَعَى الْعَهْدَ» : پيمان را محترم شمرد و رعايت كرد.

=الرَّعَائِيّ-

ويژه ى سرپرستى روحانى است مانند بطريرك و اسقف مسيحيان؛ «رِسَالَةٌ رعائيّة» : دعوت مذهبى و روحانى.

=الرَّعَّاب-

افسونگر، آنكه با ورد و افسون داد و ستد كند.

=الرَّعَّابة-

آنكه مردم را بسيار بترساند.

=الرَّعَّاد-

ابرى كه پر سر و صدا و تندر باشد، آنكه بسيار سخن گويد،- (ح) : نوعى ماهى است كه در بدن آن نيروى برق مى باشد و هرگاه كسى آنرا لمس كند دستش را مى لرزاند و بى حس مى كند نام ديگر آن (سَمَكَةُ الرَّعْد) است كه به آن ماهى برقى گويند.

=الرُّعَاش-

بيمارى رعشه يا لرزش اندام در انسان.

=الرَّعَاع-

[رعّ] : مردم پست و فرومايه.

=الرُّعَاف-

خون كه از بينى بيرون آيد، باران بسيار.

=الرَّعَّاف-

آنكه بسيار خون از بينى او بيرون آيد.

=الرُّعَافِيّ-

مرد بخشنده و عطا بخش.

=الرَّعَاوِيّ-

[رعي] : مترادف (الرَّعَائِيّ) است.

=الرِّعَاية-

[رعي] : مص، زيركى و آگاهى،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت