فهرس الكتاب

الصفحة 605 من 1009

=الطَّيْجَن-

ج طَيَاجِن [طجن] : مرادف (الطّاجِن) است- اين كلمه يونانى است.

=طَيَّحَ-

تَطْيِيحًا [طيح] الشي ءَ: آن چيز را گم كرد،- هُ: او را سرگردان كرد.

=طَيَّرَ-

تَطْيِيرًا [طير] هُ: و- به: آنرا پرانيد، وادار به پرواز كرد،- نَوْمَهُ: خواب از او ربود:،- المالَ: مال را تقسيم كرد.

=الطَّيْر-

[طير] : مص، پرندگان، جمع طائِر است و بر مفرد نيز اطلاق مى شود، اسم است از (التطيّر) ؛ «لا طَيرَ الَّا طَيْرُ اللّه» همه پرندگان از آنِ خدايند. همچنانكه گويند: «لَا آمَر إلَّا امرُ اللّهِ» .

=الطَّيَرَان-

[طير] : مص، حركت هر بالدارى در فضا؛ «الطيَرانُ الحَرْبيّ» : آنكه امور هواپيمايى جنگى را اداره مى كند؛ «الطَّيَرانُ المَدَني» : مديريت هواپيمايى كشورى؛ «مَصْلَحَةُ الطّيران» : اداره هواپيمايى؛ «شركاتُ الطَّيرانِ» : شركتهاى هواپيمايى؛ «خُطُوطُ الطّيران» : راههاى هوائى.

=الطَّيْرَة-

ج طَيْرات [طير] : سبك مغزى و بى پروائى؛ «ايّاكَ و طَيْرات الشَّباب» : از غرور جوانى بر حذر باش.

=الطَّيْرَة-

[طير] : آنچه كه با آن فالِ بد زنند.

=الطِّيَرَة-

[طير] : مُرادف (الطِّيرة) است.

=الطَّيْرُورَة-

[طير] : مُرادف (الطَّيْرَة) است.

=الطَّيْش-

[طيش] : كم عقلى و سبك مغزى.

=الطَّيَّع-

[طوع] : فرمانبردارى، مرادف (الطائع) است.

=طَيَّفَ-

تَطْيِيفًا [طيف] : طواف بسيار كرد، بسيار گرديد.

=الطَّيْف-

[طيف] : مص، رؤيا، خواب و خيال،- (ف) : شكلى است كه در اثر نفوذ نور سفيد در شيشه منشور نورهاى رنگارنگ به ترتيب خيال: سرخ و پرتقالى و زرد و سبز و آبى و بنفش و نيلى پديد مىيد، خشم، ديوانگى.

=الطِّيَل-

[طول] : مرادف (الطِّوَل) است.

=الطَّيْلَس-

ج طَيَالِس: لباس سبز رنگى است كه بزرگان مشايخ و علماء مى پوشند.

و از لباس ايرانيان است.

=الطَّيْلُسَان-

ج طَيَالِس و طَيَالِسَة: مرادف (الطَّيْلَس) است.

=الطَّيْلَسَان-

ج طَيَالِس و طَيَالِسَة: مرادف (الطَّيْلَس) است.

=الطَّيْلِسَان-

ج طَيَالِس و طَيَالِسَة: مرادف (الطَّيْلَس) است.

=طَيَّنَ-

تَطْيِينًا [طين] الحائطَ: ديوار را گِل كارى كرد.

=الطَّيْن-

[طين] : گِلْ؛ «زادَ الطّينَ بَلَّة وَ زَادَ فِى الطِّين بَلَّةً» : مسأله را پيچيده و مشكل كرد.

=الطِّينَة-

[طين] : گِلْ، يك مشت گل، خلقت و طبيعت؛ «هو يابِسُ الطِّينة» : او آدم خشكى است؛ «لَهُ طِينَةٌ طَيِّبَةٌ» : داراى طبيعت و باطن خوبى است.

=الطَّيُّون-

[طين] (ن) : نام گياهى است داراى گلى زرد و خوشبو و چسبناك از رسته ى (المركبات) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت