ج طَيَاجِن [طجن] : مرادف (الطّاجِن) است- اين كلمه يونانى است.
=طَيَّحَ-
تَطْيِيحًا [طيح] الشي ءَ: آن چيز را گم كرد،- هُ: او را سرگردان كرد.
=طَيَّرَ-
تَطْيِيرًا [طير] هُ: و- به: آنرا پرانيد، وادار به پرواز كرد،- نَوْمَهُ: خواب از او ربود:،- المالَ: مال را تقسيم كرد.
=الطَّيْر-
[طير] : مص، پرندگان، جمع طائِر است و بر مفرد نيز اطلاق مى شود، اسم است از (التطيّر) ؛ «لا طَيرَ الَّا طَيْرُ اللّه» همه پرندگان از آنِ خدايند. همچنانكه گويند: «لَا آمَر إلَّا امرُ اللّهِ» .
=الطَّيَرَان-
[طير] : مص، حركت هر بالدارى در فضا؛ «الطيَرانُ الحَرْبيّ» : آنكه امور هواپيمايى جنگى را اداره مى كند؛ «الطَّيَرانُ المَدَني» : مديريت هواپيمايى كشورى؛ «مَصْلَحَةُ الطّيران» : اداره هواپيمايى؛ «شركاتُ الطَّيرانِ» : شركتهاى هواپيمايى؛ «خُطُوطُ الطّيران» : راههاى هوائى.
=الطَّيْرَة-
ج طَيْرات [طير] : سبك مغزى و بى پروائى؛ «ايّاكَ و طَيْرات الشَّباب» : از غرور جوانى بر حذر باش.
=الطَّيْرَة-
[طير] : آنچه كه با آن فالِ بد زنند.
=الطِّيَرَة-
[طير] : مُرادف (الطِّيرة) است.
=الطَّيْرُورَة-
[طير] : مُرادف (الطَّيْرَة) است.
=الطَّيْش-
[طيش] : كم عقلى و سبك مغزى.
=الطَّيَّع-
[طوع] : فرمانبردارى، مرادف (الطائع) است.
=طَيَّفَ-
تَطْيِيفًا [طيف] : طواف بسيار كرد، بسيار گرديد.
=الطَّيْف-
[طيف] : مص، رؤيا، خواب و خيال،- (ف) : شكلى است كه در اثر نفوذ نور سفيد در شيشه منشور نورهاى رنگارنگ به ترتيب خيال: سرخ و پرتقالى و زرد و سبز و آبى و بنفش و نيلى پديد مىيد، خشم، ديوانگى.
=الطِّيَل-
[طول] : مرادف (الطِّوَل) است.
=الطَّيْلَس-
ج طَيَالِس: لباس سبز رنگى است كه بزرگان مشايخ و علماء مى پوشند.
و از لباس ايرانيان است.
=الطَّيْلُسَان-
ج طَيَالِس و طَيَالِسَة: مرادف (الطَّيْلَس) است.
=الطَّيْلَسَان-
ج طَيَالِس و طَيَالِسَة: مرادف (الطَّيْلَس) است.
=الطَّيْلِسَان-
ج طَيَالِس و طَيَالِسَة: مرادف (الطَّيْلَس) است.
=طَيَّنَ-
تَطْيِينًا [طين] الحائطَ: ديوار را گِل كارى كرد.
=الطَّيْن-
[طين] : گِلْ؛ «زادَ الطّينَ بَلَّة وَ زَادَ فِى الطِّين بَلَّةً» : مسأله را پيچيده و مشكل كرد.
=الطِّينَة-
[طين] : گِلْ، يك مشت گل، خلقت و طبيعت؛ «هو يابِسُ الطِّينة» : او آدم خشكى است؛ «لَهُ طِينَةٌ طَيِّبَةٌ» : داراى طبيعت و باطن خوبى است.
=الطَّيُّون-
[طين] (ن) : نام گياهى است داراى گلى زرد و خوشبو و چسبناك از رسته ى (المركبات) .