فهرس الكتاب

الصفحة 335 من 1009

=الحُبَاب-

[حبّ] : محبت و دوستى، محبوب،- (ح) : مار؛ «أُمُّ حُباب» : دنيا.

=الحَبَاب-

[حبّ] : حباب روى آب يا شراب.

=الحَبَّاب-

[حبّ] : سازنده ى خم آب يا سبوى كلان. اين واژه جمع (حَبَّة) بمعناى كوزه ى بزرگ يا خم آب است.

=الحُبَابة-

ج حُبَاب [حبّ] (ح) : حشره ايست به رنگ سياه كه در آب زندگى مى كند.

=الحُبَاحِب-

أو أُم حُبَاحِب [حبحب] (ح) :

مگس رنگارنگ و شب تاب؛ «نار الحُبَاحِب» : آتش كم نور و ضعيف. اين تعبير را در مثل زدن به ضعف و ناتوانى بكار مى برند.

=الحَبَّار-

(ح) : جانورى است از تيره ى نرم تنان و اندام آن بيضوى است كه بر روى پوستش صدفى دارد. اين جانور مايعى سياهرنگ از خود خارج مى كند كه در رنگ آميزى و ساختن مركب سياه بكار مى رود.

=الحُبَارَى-

ج حُبَارَيَات (ح) : پرنده ايست بزرگتر و گردن درازتر از مرغ خانگى و ضرب المثل حماقت و نادانى است؛ «ابْله من الحُبَارَى» : از حبارى ابله تر است زيرا اين پرنده لانه ى خود را گم مى كند و بر روى تخمهاى غير از خود مى نشيند.

=الحُبَاط-

گونه اى بيمارى است كه در شكم شتر و بر اثر انتفاخ از خوردن شبدر وحشى پديد مىيد.

=الحِبَاك-

ج حُبُك: بند شلوار، آغلى كه از نى درست كنند و آنرا به زمين بندند، راه در رمل و شنزار و مانند آن.

=الحَبَّال-

سازنده ى طناب و ريسمان يا فروشنده ى آن.

=الحِبَالة-

ج حَبَائِل: دام كه براى شكار نصب كنند.

=حَبُبَ-

-حُبًّا و حِبًّا [حبّ] إليه: دوست و محبوب او شد.

=حَبَّبَ-

تَحْبِيبًا [حبّ] هُ إليَّ: او را محبوب من ساخت؛ «حَبَّبَني ايّاه» : مرا محبوب او كرد،- الزرْعُ: كِشت دانه دار شد.

=الحَبَب-

[حبّ] : دندانهاى مرتب و منظّم، حباب روى آب يا شراب؛ «حَبَبُ الماء او الرّمل» : بيشترين آب يا رمل

الحِبَب-

[حبّ] : «حِبَبُ الماء أو الرملِ» :

بيشترين آب يا رمل و شن.

=الحُبَّة-

ج حُبَب: دانه هاى ريز كه در داخل برخى از ميوه ها موجود است مانند دانه هاى حبه ى انگور يا سيب.

=الحَبَّة-

ج حَبَّات: واحد (الحَبّ) است، وزن دو دانه جو، يك ششم از يك دهم دينار؛ «حَبَّةُ العَيْنِ» : مردمك چشم؛ «حَبَّةُ القَلْبِ» : محبوب، عزيز، گرامى؛ «الحَبَّة السّوداء» (ن) : شونيز كه به (حَبَّة البَرَكَة) نيز معروف است؛ «الحَبَّة الخَضْراء» (ن) :

بادام كوهى

الحَبْحَاب-

ج حَبَاحِب [حبحب] : كوتاه قامت، بدخوى، بد اخلاق.

=حَبْحَبَ-

حَبْحَبَةً الماءُ: آب كمى روان شد،- تِ النّارُ: آتش روشن شد؛- العُنقودَ عند العَامَّة: و در زبان متداول بمعناى انگور را دانه دانه برداشت.

=حَبَّذَ-

تَحْبِيذًا [حبذ] هُ: به او (حَبَّذا) : چه بسيار خوبى گفت.

=حَبَّذا-

اين واژه تركيبى است از فعل (حَبَّ) و (ذا) ى اسم اشاره و از افعال مدح و ستايش است كه همواره شكل خود را بهمين گونه حفظ مى كند و اعراب آن چنين است: (حَبَّ) : فعل ماضى. (ذا) اسم اشاره و فاعل. و جمله ى فعل و فاعل خبر مقدم است براى مبتداى مؤخر كه اسم يا ضمير بعد از آن است مانند (حَبَّذا الرَّجُلُ) ؛ «يا حَبَّذَا» : اگر آن كار ممكن بود «حَبَّذا لَو» : اى كاش.

=حَبَرَ-

-حَبْرًا و حَبْرَةً هُ: او را خورسند و شادمان كرد،- حَبرًا الشي ءَ: آن چيز را آرايش و زيبا كرد.

=حَبِرَ-

-حُبُورًا و حَبَرًا: خوشحال شد،- حَبْرًا ت الأَرضُ: گياه و سبزه ى زمين فراوان شد.

=حَبَّرَ-

تَحْبِيرًا الكلامَ أو الخطَّ أو الشَّعْرَ: سخن يا خط يا شعر را نيكو و زيبا كرد،- الورقَ:

روى برگ كاغذ نوشت،- القَلَمَ: قلم را پر از جوهر يا مركب كرد،- الدوَاةَ: در دوات مركب ريخت.

=الحَبْر-

ج أَحْبَار و حُبُور: خورسندى و روزى فراخ، دانشمند نيكوكار، رهبر مذهبى، رئيس كاهنان يهود؛ «الحَبْرُ الأَعْظَم» :

پاپ بزرگ مسيحيان.

=الحِبْر-

ج أَحْبَار و حُبُور: مترادف (الحَبْر) ،- ج حُبُور: مركب يا جوهر نوشتن؛- «قَلَمُ الْحِبْر» :

خودنويس، قلم مركب؛- «حِبْرٌ على وَرَق» :

نوشته ى بى اثر، آنچه كه به نتيجه نرسد، زيبائى؛- «فلانٌ حَسَنُ الحِبْرِ و السِّبْر» : فلانى زيبا و خوش اندام است، نشان، اثر.

=الحَبِر-

پارچه اى نرم و نگارين، جامه ى نو و نرم.

=الحَبْرَة-

شادمانى، نعمت، هر آواز زيبائى

الحَبَرَة-

ج حَبَرَات و حِبَر: روپوش يا مانتوى مشكى كه زنان با حجاب خارج از خانه در بر مى كنند.

=الحِبَرَة-

ج حِبَرَات و حِبَر: مترادف (الحَبَرَة) است.

=الحُبْرُور-

ج حَبَارِير (ح) : جوجه ى مرغ (حُبارى) .

=الحَبْرِيَّة-

مقام و منصب أُسقُفِ مسيحيان است.

=الحِبْرِير-

ج حَبَارِير (ح) : جوجه مرغ (حُبارى) .

=حَبَسَ-

-حَبْسًا و مَحْبَسًا هُ: او را زندانى كرد،- هُ عَنِ الشي ء: او را از آن چيز بازداشت،- عليه أَنْفاسَهُ: بر او سخت گرفت،- الشي ءَ: آن چيز را ضبط كرد،- الشي ءَ بالشي ءِ: آن چيز را با چيزى پنهان كرد،- المالَ على كذا: مال را بر چيزى وقف كرد.

=حَبَّسَ-

تَحْبِيسًا المالَ: مال را در راه خدا وقف كرد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت