فهرس الكتاب

الصفحة 843 من 1009

=المُشَرَّع-

[شرع] : مفع،- من البيوت:

خانه هاى بلند.

=المَشْرُعَة-

ج مَشَارع [شرع] : مرادف (المَشْرَع) است.

=المَشْرَعَة-

ج مَشَارع [شرع] : مرادف (المَشْرَع) است.

=المُشْرَف-

ج مَشَارف [شرف] : جاى بلند؛ «مَشَارِفُ الأَرْضِ» : بلنديهاى زمين.

=المُشْرِف-

[شرف] من الأَماكِن: جاى بسيار بلند.

=المَشْرَفِيّ-

[شرف] : شمشيرى كه منسوب به (مَشارف شام) است، «السّيوف المَشْرفِيّة» شمشيرهاى مشرفى و گفته مى شود كه مشارف در يمن است نه در شام.

=المَشْرُق-

ج مَشَارق [شرق] : خاور، مشرق.

=المَشْرَق-

ج مَشَارِق [شرق] : خاور، شرق.

=المَشْرق-

ج مَشَارِق [شرق] : خاور، شرق.

=المَشْرق-

ج مَشَارِق [شرق] : جاى بر آمدن خورشيد؛ «المَشْرِقَانِ» : مشرق تابستان و زمستان؛ «المَشَارِق و المغارب» : اختلاف در جاى بر آمدن خورشيد و فرو رفتن آن است زيرا در عرض سال هر روز از جائى بر مىيد و در جائى فرو مى رود.

=المُشَرَّق-

[شرق] : مفع، جاى ساخته شده با آهك.

=المَشْرُقَة-

[شرق] : مرادف (المَشْرِقَة) است.

=المَشْرَقَة-

[شرق] : مرادف (المَشْرِقَة) است.

=المَشْرِقَة-

[شرق] : جاى نشستن در آفتاب در فصل زمستان.

=المَشْرُوب-

[شرب] : مفع،- ج مَشْرُوبات: هر نوشيدنى و آشاميدنى، «المَشْرُوبات الرُّوحِيَّة» : نوشابه هاى الكلى.

=المَشْرُوع-

[شرع] : مفع، آنچه كه شرع تصويب كند، موفق، آنچه را از كار كه آغاز كرده اى،- مَشَاريع و مَشْرُوعات: امورى كه مورد مطالعه قرار مى گيرد تا تصويب و اجراء شود، «مَشْرُوعُ قانون» لايحه دولت كه براى تصويب به مجلس عرضه مى شود.

=المَشْرُوف-

[شرف] : كسى كه آبرويش ريخته شده است.

=المِشْرِيق-

[شرق] : مرادف (المَشْرِقَة) است.

=مَشَّشَ-

تَمْشِيشًا [مشّ] العَظْمَ: استخوان را مكيد و مغز آنرا در آورد.

=المَشَش-

[مشّ] : سفيدى كه در چشمان شتر پديد مىيد.

=مَشَطَ-

-مَشْطًا الشَّعْرَ: موى سر را شانه زد،- الشي ء: چيزى را مخلوط نمود،- البعيرَ:

شتر را با ابزارى بشكل شانه داغ كرد.

=مَشِطَ-

-مَشَطًا تِ الناقةُ: دو پهلوى شتر از بسيارى پيه بشكل شانه ها شد،- تُ يَدُهُ:

دست او از كار زبر شد يا خار به آن چسبيد.

=مَشَّطَ-

تَمْشِيطًا [مشط] الشَّعْرَ: موى سر را شانه زد،- تِ النّاقةُ: دو پهلوى شتر از پيه مانند شانه ها شد.

=المُشْط-

مرادف (المِشْط) است، ابزار بافتن كه همانند شانه است، نشانى بر روى شتر بشكل شانه، استخوانهاى نرم پشت پا، و نيز بر تمامى (پا) اطلاق مى شود، ماهى رودخانه كه آنرا (البُلْطِيّ) نيز گويند.

=المَشْط-

ج أَمْشَاط و مِشَاط: مرادف (المِشْط) است.

=المِشْط-

ج أَمْشَاط و مِشَاط: شانه.

=المُشْط-

ج أَمْشَاط و مِشَاط: مرادف (المِشْط) است.

=المَشِط-

ج أَمْشَاط و مِشَاط: مرادف (المِشْط) است.

=المُشُط-

ج أَمْشَاط و مِشّاط: مرادف (المِشْط) است.

=المُشَطَّب-

[شطب] : مفع؛ «سيفٌ مُشَطَّبٌ» :

شمشيرى كه بر روى آن خطوطى باشد؛ «رَجُلٌ مُشَطَّب» مردى كه بر چهره او اثر شمشير خوردگى و مانند آن باشد.

=المِشْطَة-

اسم نوع از (مَشَطَ) است.

=المَشْطُوب-

[شطب] : مفع؛ «سيفٌ مشطوبٌ» : شمشيرى كه بر روى آن خط خوردگى باشد.

=مَشَعَ-

-مَشْعًا الشي ءَ: آنرا بدست آورد، آنرا دزديد،- الغَنَم: شير گوسفند را دوشيد،- فلانًا بالحبل و غيرهِ: با ريسمان او را زد،- القطنَ: پنبه را زد،- الرجُلُ: به آرامى به راه خود ادامه داد.

=مَشَّعَ-

تَمْشِيعًا [مشع] القصعةَ: همه غذاى در ظرف را خورد،- الشي ء: آنرا پاك كرد.

=المُشِعّ-

ج مُشِعَّات [شعّ] (ف) : آنچه كه در آن درخشندگى و نورافشانى باشد مانند راديوم و اورانيوم كه داراى شعاعهاى مؤثر فيزيكى يا فيزيولوژى باشد (راديو اكتيو) .

=المِشْعَال-

ج مَشَاعِيل [شعل] : مرادف (المِشْعَل) است.

=المَشْعَب-

ج مَشَاعِب [شعب] : راه؛ «هذا مَشْعَبُ الحقِّ» : راه حق و حقيقت.

=المِشْعَب-

ج مَشَاعِب [شعب] : مته، سوراخ كن.

=المُشَعَّب-

[شعب] : اصلاح شده.

=المِشْعَة-

يك قطعه پنبه زده شده.

=المَشْعَر-

ج مَشَاعِر [شعر] : نشان و علامت، سايه درخت كه از آن استفاده شود، جاى انجام دادن مناسك حج در مكه.

=المَشْعَل-

ج مَشَاعِل [شعل] : شعله آتش كه براى روشنائى از آن استفاده شود، قنديل، مشعل آتش كه در دست گيرند.

=المِشْعَل-

ج مَشَاعِل [شعل] : صافى، دستگاه صافى.

=المَشْعَلَة-

ج مَشَاعِل [شعل] : جائيكه در آن آتش افروزند، قنديل.

=المُشَعْوَذ-

[شعوذ] : مرادف (المُشَعْوِذ) است.

=المُشَعْوِذ-

[شعوذ] : شعبده باز، حقه باز.

=المَشْعُور-

[شعر] : مفع؛ «اناءٌ مَشْعُورٌ» : جام شكاف برداشته؛ «رَجُلٌ مَشْعُور» : مرد ديوانه.

=المِشْغَب-

[شغب] : فتنه برانگيز در ميان مردم.

=المَشْغَل-

ج مَشَاغِل [شغل] : جاى كار،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت