زمين فرود آمد،- الرَّجُلُ: آن مَرد تشنه شد، آن مرد مشرف بر هلاك و نابودى شد.
ج أَجْيَاد و جُيُود [جيد] : گردن.
ج جِيَاد و جج جِيَادَات و جَيَائِد و كان قياسهُ جَيَاوِد بالواو فَهُمز شذوذًا [جود] : خوب. اين واژه ضد (الرَّدي ء) است؛ (جَيِّدًا) : بسيار خوب، نيكو، مُتقن.
=الجَيْدَاء-
ج جُود [جيد] : زنِ گردن بلند و زيبا.
=الجَيْدَانة-
ج جُود [جيد] : مترادف (الجَيْدَاء) است.
=جَيَّرَ-
تَجْيِيرًا [جير] السندَ (ت) : سند، سفته يا چك را به حواله كرد ديگرى امضاء كرد،- الحوضَ: حوض را با آهك اندود كرد.
=الجِير-
گچ، آهك.
=الجِيرو-
(ت) : پُشت نويسى سَنَد يا تحويل سند بنام ديگرى كه آن را (التدْوير) نيز نامند. اين واژه ايتاليايى است.
=الجِيزة-
ج جِيز و جِيَز [جوز] : يك جُرعه آب، ناحيه، كنار دره.
=جَيَّشَ-
تجْيِيشًا [جيش] الجيوشَ: لشكريان را جمع آورى كرد.
=الجَيْش-
ج جُيُوش [جيش] : ارتش، گروه سربازان،- (ن) : گياهى است دراز با شاخه هاى بلند كه پُر از دانه است،- عند العامَّة: و در زبان متداول صداى بلند و نيرومند است؛ «جيشُ الاحتِلالِ» : ارتش اشغالگر كه كشورى را اشغال كند.
=الجَيْشَة-
ج جَيْشَات [جيش] : اسم مرّة از (جاشَ) است.
=جَيَّفَ-
تَجْيِيفًا [جيف] تِ الجُثَّةُ: لاشه گنديد و بوى گرفت.
=الجِيفَة-
ج جِيَف و أَجْياف [جيف] : لاشه گنديده مُرده.
=الجِيل-
ج أَجْيَال و جِيلان [جيل] : سَدِه يا قرن، مردم يك زمان، صنفى از مَردم.
=الجِيم-
مترادف (الديباج) است به معناى جامه يا پارچه ابريشمى.
=الجِيُودِيزِيَّة-
(ه) : شناخت مساحت زمين در مسافاتى فراخ؛ «النقطة الجِيُوديزيّة» :
نقطه اى كه از آن حدود كشورها و مرزها شناخته مى شود و با آن مقايسه مى گردد. اين واژه يونانى است.
=الجِيُولُوجيا-
(ط ا) : علم زمين شناسى. اين واژه يونانى است.