فهرس الكتاب

الصفحة 328 من 1009

زمين فرود آمد،- الرَّجُلُ: آن مَرد تشنه شد، آن مرد مشرف بر هلاك و نابودى شد.

=الجِيد-

ج أَجْيَاد و جُيُود [جيد] : گردن.

=الجَيَّد-

ج جِيَاد و جج جِيَادَات و جَيَائِد و كان قياسهُ جَيَاوِد بالواو فَهُمز شذوذًا [جود] : خوب. اين واژه ضد (الرَّدي ء) است؛ (جَيِّدًا) : بسيار خوب، نيكو، مُتقن.

=الجَيْدَاء-

ج جُود [جيد] : زنِ گردن بلند و زيبا.

=الجَيْدَانة-

ج جُود [جيد] : مترادف (الجَيْدَاء) است.

=جَيَّرَ-

تَجْيِيرًا [جير] السندَ (ت) : سند، سفته يا چك را به حواله كرد ديگرى امضاء كرد،- الحوضَ: حوض را با آهك اندود كرد.

=الجِير-

گچ، آهك.

=الجِيرو-

(ت) : پُشت نويسى سَنَد يا تحويل سند بنام ديگرى كه آن را (التدْوير) نيز نامند. اين واژه ايتاليايى است.

=الجِيزة-

ج جِيز و جِيَز [جوز] : يك جُرعه آب، ناحيه، كنار دره.

=جَيَّشَ-

تجْيِيشًا [جيش] الجيوشَ: لشكريان را جمع آورى كرد.

=الجَيْش-

ج جُيُوش [جيش] : ارتش، گروه سربازان،- (ن) : گياهى است دراز با شاخه هاى بلند كه پُر از دانه است،- عند العامَّة: و در زبان متداول صداى بلند و نيرومند است؛ «جيشُ الاحتِلالِ» : ارتش اشغالگر كه كشورى را اشغال كند.

=الجَيْشَة-

ج جَيْشَات [جيش] : اسم مرّة از (جاشَ) است.

=جَيَّفَ-

تَجْيِيفًا [جيف] تِ الجُثَّةُ: لاشه گنديد و بوى گرفت.

=الجِيفَة-

ج جِيَف و أَجْياف [جيف] : لاشه گنديده مُرده.

=الجِيل-

ج أَجْيَال و جِيلان [جيل] : سَدِه يا قرن، مردم يك زمان، صنفى از مَردم.

=الجِيم-

مترادف (الديباج) است به معناى جامه يا پارچه ابريشمى.

=الجِيُودِيزِيَّة-

(ه) : شناخت مساحت زمين در مسافاتى فراخ؛ «النقطة الجِيُوديزيّة» :

نقطه اى كه از آن حدود كشورها و مرزها شناخته مى شود و با آن مقايسه مى گردد. اين واژه يونانى است.

=الجِيُولُوجيا-

(ط ا) : علم زمين شناسى. اين واژه يونانى است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت