فهرس الكتاب

الصفحة 520 من 1009

كيل يا پيمانه را پر از دانه كرد و روى آنرا مانند كوهان شتر بالا برد.

=السَّنِم-

جانورى كه شاخ آن درآمده باشد،- مِنَ الْإِبِلِ: شتر بزرگ كوهان،- مِن النَّبَاتِ: گياه برآمده از زمين.

=السَّنَمَة-

«سَنَمَةُ النباتِ» : خوشه يا شكوفه ى گياه.

=السَّنَمُورَة-

(ح) : گونه اى ماهى ريز از تيره ى صابوغيات است كه آنرا با نمك خشك مى كند و در همه ى درياها موجود است. اين واژه ايتاليائى است.

=سَنَّنَ-

تَسْنِينًا [سنّ] السكِّينَ: تيغ يا چاقو را تيز كرد و جلا داد،- الرُّمْحَ: براى نيزه سر نيزه ساخت،- الأَسْنانَ: دندانها را مسواك زد،- القولَ: سخن را زيبا و پسنديده گفت،- الرمْحَ اليهِ: ضربه اى با نيزه به او زد.

=السُّنُن-

[سنّ] من الطريق: جهت و بيشترين قسمت راه.

=السُّنَن-

[سنّ] من الطريق: مترادف (السنُن) است.

=السَّنَن-

[سنّ] : روش- طريقت،- مِنَ الطَّرِيق: مترادف (السنُن) است.

=السِّنَن-

[سنّ] من الطريق: مترادف (السنُن) است.

=سَنِهَ-

-سَنَهًا: سالها بر او گذشت،- الطَّعَامُ او الشرَابُ: غذا يا نوشابه دگرگون و بدبوى شد.

=السَّنِه-

آنكه بر او سالها گذشته باشد.

=السَّنْهاء-

زمينى كه سال خشك و بى گياهى بر آن گذشته باشد،- مِنَ النَّخْلِ:

نخلى كه يكسال در ميان بار دهد.

=السَّنَهِيّ-

[سنو] : نسبت به (السَّنَة) است.

=السُّنُوبيّ-

آنكه معروف به (السُّنُوبِيَّة) است.

=السُّنُوبِيَّة-

اعجاب ساختگى و ناتوانى به هر چيز تازه و نو. اين واژه انگليسى است.

=السِّنُّوْر-

ج سَنَانِير (ح) : گربه.

=السَّنُون-

[سنّ] : آنچه كه با آن دندانها را مسواك كنند يا پودرى كه با آن دندانها را پاك كنند و جلا دهنده، خمير دندان.

=السُّنُونُو-

(ح) : پرستو كه از تيره ى سنونوهاست و داراى نوكى پهن و دُمى دراز و با شتاب در پرواز. اين پرنده حشرات را در هوا شكار مى كند. اين واژه فارسى است.

=السُّنُونُوَة-

(ح) : واحد (السنُونُو) است.

=السُّنُونِيَة-

(ح) : مترادف (السنُونُوَة) است.

=السَّنَوِيّ-

[سنو] : نسبت به (السَّنَة) است.

=سَنِيَ-

-سَنَاءً [سني] : داراى مقام و منزلت و بلندى شد.

=السَّنِيّ-

[سني] : بلند.

=السُّنِّيّ-

[سنّ] : واحد (السُّنيَّة) است.

=السُّنَيَّة-

[سنو] : اسم مُصَغّر (السَّنَة) است.

=السَّنِيَّة-

[سني] : مؤنث (السَّنِيّ) است.

=السُّنِّيَّة-

[سنّ] : گروه بزرگى از مسلمانانند كه به (اهل تَسَنُّن) معروفند در برابر گروهى ديگر كه بر آنها (الشِّيعِيَّة) اطلاق مى شود.

=السَّنِيح-

ج سُنُح: شكارى كه از جانب چپ به سمت راست بگذرد، مرواريد درشت، زيور.

=السَّنِيد-

پسرخوانده كه اصل و نسب مشكوك داشته باشد.

=السَّنِيم-

من الرجال: مرد بزرگوار و عاليقدر.

=السَّنِين-

[سنّ] : مترادف (المَسْنُون) است، ريزه هاى سنگ كه بهنگام سابيدن از آن ريخته شود، زمينى كه گياه آن خورده شده باشد؛ «سَنِينُ المرءِ» : هم سن و سال مرد كه با او در يك روز بدنيا آمده باشد.

=السَّنِينَة-

ج سَنَائِن [سنّ] : مؤنث (السنِين) است، شن ريزه ى بلند و دراز، باد كه از يك سو بوزد.

=السُّنَيْنَة-

[سنو] : اسم مصغّر (السَّنَة) است.

=السُّنَيْهَة-

[سنه] : اسم مصغّر (السَّنَة) است.

=سَهَا-

-سَهْوًا و سُهُوًّا [سهو] في الأَمرِ و عن الأَمرِ: در آن كار غفلت ورزيد و آنرا فراموش كرد،- اليهِ: بىعتنا به او نگريست.

=سَهَّى-

تَسْهِيَةً [سهو] هُ: آن چيز را در ماهيتابه گرم كرد تا خشك شد.

=السُّهَا-

[سهو] (فك) : مترادف (السُّهَى) است.

=السُّهَى-

[سهو] (فك) : نام ستاره ايست در بنات نعش كوچك. اين ستاره بسيار ريز است و مردم چشمان خود را با آن مىزمايند؛ «ارِيها السُّهى و ترِيني القَمَر» : به آن زن سُها را نشان ميدهم و او به من ماه را نشان ميدهد. اين ضرب المثل درباره ى كسى است كه چيزى از او سؤال مى كنند و او در پاسخ جواب دور و درازى ميدهد.

=السُّهَاد-

بى خوابى.

=السَّهَّار-

آنكه بسيار بيدار ماند.

=السُّهَام-

دگرگونى رنگ چهره با لاغرى، گونه اى بيمارى است كه در شتران پديد آيد.

=السَّهَام-

گونه اى بيمارى است كه در شتران پديد آيد، گرماى تابستان، گرمى باد، رشته هائى كه مانند تار عنكبوت بهنگام نيمه ى روز در شعاع خورشيد ديده مى شود.

=السُّهْب-

ج سُهُوب من الأَرضِ: زمين دور و هموار.

=السَّهْب-

مص، بيابان، وقت،- مِنَ الْخَيْلِ:

اسب نيرومند و تندرو.

=السُّهُب-

ج سُهُوب من الأَرض: زمين دور و هموار.

=السَّهْبَة-

چاه بسيار گود.

=سَهِدَ-

-سَهَدًا: بيدار ماند و به خواب نرفت، خواب او كم شد.

=سَهَّدَ-

تَسْهِيدًا [سهد] هُ: او را بدخواب كرد و بيدار نگهداشت.

=السُّهْد-

بيخوابي.

=السُّهُد-

كم خواب، خوابِ كم.

=السَّهْدَة-

بيدارى.

=سَهِرَ-

-سَهَرًا: شب را نخوابيد و بيدار ماند.

=السَّهْران-

بيدار، شب زنده دار.

=السَّهْرَة-

فاصله ى زمانى از آغاز شب تا وقت خوابيدن، گرد آمدن با ديگران براى شب نشينى و گفتگو و بازى ... ؛ «لِبَاسُ

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت