فهرس الكتاب

الصفحة 365 من 1009

،- (ب) : آنچه كه مانند قوس منحنى و خميده باشد؛ «حَنِيَّةُ الكنيسةِ» (ب) : نيم گنبدى كه در كليسا بالاى هيكل قرار دارد.

=الحَنِيف-

ج حُنَفَاء: آنكه دلبسته و پيرو دين اسلام است، هر كس كه بر دين ابراهيم خليل بود، يگانه و يكتا پرست، مستقيم.

=الحَنِيفِيّ-

ج أَحْنَاف و حَنَفِيَّة: پيروان مذهب ابو حنيفه، پيشواى مذهب حنفي.

=الحَنِيفِيَّة-

في الإسلام أو الدِّين: گرايش و بستگى به اسلام يا دين.

=الحَنِيق-

ج حُنُق: خشمگين.

=الحَنِيك-

ج حُنُك: آنكه تجربه هاى روزگار وى را حكيم و آزموده نموده است.

=الحَنِين-

[حنّ] : اشتياق، علت مشتاق بودن به ميهن.

=حُو-

صداى سرما زده.

=حَوْ-

مترادف (حُو) است.

=حَوَى-

-حَوَايَةً و حَيًّا [حوي] الشي ءَ؛ دارنده ى آن چيز شد، آن چيز را جمع آورى كرد.

=حَوَّى-

تَحْوِيَةً [حوي] هُ: آن چيز را قبضه كرد، تحويل گرفت.

=الحَوَاء-

[حوي] : آواز، صدا، گرد آورنده ى مارها.

=الحَوَاة-

[حوي] : صدا، صوت.

=الحُوَار-

ج أَحْوِرَة و حِيران [حور] (ح) : بچه ى شتر تا زمانيكه شير مى خورد.

=الحِوَار-

[حور] : محادثه يا گفت و شنود ميان دو نفر يا بيشتر، جِدال، تبادل سخن ميان هنر پيشه گان بهنگام نمايش تآتر، تبال سخن ميان هنر پيشه گان سينما بهنگام نمايش فيلم،- ج احْوِرَة و حِيران (ح) : بچه ى شتر تا زمانيكه شير مى خورد.

=الحُوَّارَى-

[حور] : باريك و سفيد، پودر سفيد كننده، آنچه كه با آن چيزى را سفيد كنند.

=الحَوَارِيّ-

[حور] : سفيد كننده ى جامه ها، نصيحت كننده، حمايت كننده، يارى كننده و گفته مى شود يارى كننده ى پيامبران؛ «الحوارِيُّون» : ياران حضرت مسيح.

=الحَوَارِيَّة-

ج حَوَارِيَّات: مؤنث (الحوارِيّ) است، زن سفيد پوست و شهرنشين.

=الحَوَازّ-

[حزّ] : «حَوَازُّ القلبِ» : آنچه از امور كه باعث رنج و ناراحتى قلب شود.

=الحَوَّاز-

[حوز] : مبالغه ى (الحَائِز) است.

=الحَوَاسّ-

[حسّ] : جمع (الحاسَّة) است؛ «الحَواسُّ الخَمْس» : حواس پنجگانه و عبارتند از شنوائى و بينائى و بويائى و چشائى و لَمس؛ «مرَّت بالقوم حَوَاسُّ» :

سالهاى سختى بر آن قوم گذشت.

=الحُوَاشَة-

[حوش] : خويشاوندى، كارى كه در آن شرم باشد.

=الحَوَاشِك-

[حشك] : «الرِّياحُ الحَوَاشِك» :

بادهائى كه جهت وزش آنها مختلف باشد.

=الحِوَاص-

[حوص] : چوبى كه با آن چيزى دوزند.

=الحُوَّاط-

[حوط] : «حُوَّاطُ الأمر» : قوام امر، پايه ى كار.

=الحَوَّاط-

مبالغه ى (الحائط) است؛ «حَوّاط البَلْدة» : آنكه براى امور خارجى شهر مانند گرفتن خراج و ميهمان نوازى بيگانگان و مانند آن استخدام شده باشد.

=الحُوَاطَة-

[حوط] : محوطه اى كه براى نگهدارى و انبار كردن غله و غذاى شهر ساخته مى شود، و در زبان متداول بمعناى وظيفه ى (الحَوّاط) و دستمزد اوست.

=حَوَالَ-

[حول] : «حَوَالَ الشي ءِ أو الشخص» :

اطراف چيزى يا شخصى.

=الحِوَال-

[حول] : آنچه كه ميان دو چيز را فاصله اندازد.

=حَوَالَى-

[حول] : «حَوَالَى الشي ءِ أو الشخصِ» :

اطراف چيزى يا شخصى.

=الحَوَالِب-

[حلب] : رگهاى اطراف پستان؛ «حوالبُ البِئرِ او العَين» : منابع آبى چاه يا چشمه. و همچنين است در «حَوالِبُ الأنف» .

=الحَوَالة-

[حول] (ت) : حواله كردن و عبارت از انتقال بدهى از طرف بدهكار به بستانكار و گونه هاى متعددى دارد كه در عرف تجارت بر آن (چك) اطلاق مى شود؛ «الحَوَالةُ البريديَّة» : حواله ى پستى.

=الحَوَالِيّ-

[حول] : مرد بسيار حيله گر، مرد دانا در اداره ى امور، حيله گر.

=الحَوَامِض-

[حمض] : مترادف (الحَمْضِيَّات) است بمعناى ترشيها.

=الحَوَامِل-

[حمل] : پايها، عصب كف پاى و بازو.

=الحَوَاني-

[حنو] (ع ا) : بلندترين عضله ى بدن كه در هر طرف دو عضله است.

=الحُوب-

[حوب] : گناه، اندوه و ترس.

=الحَوْب-

[حوب] : مترادف (الحُوب) است.

=الحَوْبَاء-

[حوب] : مؤنث (الأحْوَب) است،- ج حَوْبَاوات: نَفْس، جان.

=الحُوبَة-

[حوب] : گناه، غم و اندوه، مرد ناتوان.

=الحَوْبَة-

[حوب] : گناه، پدر و مادر، خواهر و دختر، خويشاوندان مادرى، نيازمند، وضع و حالت؛ «باتَ بِحَوبَةِ سوءٍ» : شب را در حالتى بد بسر برد.

=الحُوت-

ج حِيتان و أَحْوَات و حِوتَه [حوت] (ح) :

ماهى بزرگ،- (فك) : برجى است از برجهاى آسمان؛ «حُوتُ سليمان» (ح) :

مترادف (السَّلْمون) است.

=الحُوَّة-

[حوي] : سياهى مايل به سبز يا سرخى مايل به سياه.

=الحَوْتَكَة-

[حتك] : رفت و آمد پوچ و بى هدف. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=حَوَّجَ-

تَحْوِيجًا [حوج] بهِ عن الشي ء: وى را از آن چيز بازداشت و منصرف نمود.

=الحَوْج-

[حوج] : سلامتى؛ «حوجًا لك» :

سلامت باشى، اين واژه منصوب است بنابر مفعوليت به فعل محذوفى كه تقدير آن (أَسْألُ حَوجًا لكَ) است.

=الحَوْجَاء-

[حوج] : حاجت و نيازمندى.

=حَوْجَلَ-

حَوْجَلَةً [حجل] تِ العينُ: چشم

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت