فهرس الكتاب

الصفحة 567 من 1009

باز؛ «سَمَاءٌ صَحْوٌ» : آسمان باز و روشن «يَوْمٌ صَحْوٌ» : روز روشن. اين كلمه وصف است براى مصدر.

=صَحِيَ-

-صَحًا [صحو] : بهوش آمد،- مِنْ نَوْمِهِ: از خواب بيدار شد.

=الصِّحِّيّ-

[صحّ] : آنچه كه ويژه بهداشت باشد؛ «لِدَاعٍ صِحِّيّ» : براى ضرورت بهداشت؛ «الحَجْرُ الصحيّ» : قرنطينه، اتخاذ تدابير لازم براى جلوگيرى از سرايت بيمارى بداخل كشور.

=الصَّحِيح-

[صحّ] : آنچه كه ثابت و يا مطابق با حقيقت باشد؛ «خَبَرُ صحيحٌ» :

خبرى درست،- «في عِلْم الصَّرْف» : كلمه اى كه معتل نباشد مانند «حرفٌ صحيحُ» ،- ج اصِحَّاء و صِحَاح و اصِحَّة و صَحَائِح:

صحيح و سالم از هر گونه عيب.

=الصحِيرة-

شيرى جوشانده كه بر روى آرد و روغن ريخته شود.

=الصَّحِيف-

سطح زمين.

=الصَّحِيفَة-

ج صَحَائِف و صُحُف: نوشته، يك ورق از كتاب كه در دو طرف آن نوشته شده باشد، روزنامه؛ «صَحيْفَةُ الْوَجه» پوست صورت؛. «صُنْ صحيفة وَجهِك» از پوست صورت خود نگهدارى كن.

=الصَّخَّاب-

آنكه بسيار فرياد كشد.

=الصَّخَّابَة-

: مؤنث (الصَّخّاب) است.

=صَخِبَ-

-صَخَبًا: آن مرد داد و فرياد كرد.

=الصَّخَب-

مص، آميخته شدن صداها، داد و فرياد.

=الصَّخِب-

آنكه بسيار فرياد كشد.

=الصَّخْبَى-

مؤنث (الصَّخْبان) است.

=الصَّخْبَان-

ج صُخْبَان: به معناى (الصَّخِب) است.

=الصَّخِبَة-

مؤنّث (الصَّخِب) است.

=صَخَدَ-

-صَخْدًا تْهُ الشمسُ: خورشيد بر او تابيد و آن مرد آفتاب زده شد.

=صَخِدَ-

-صَخَدًا و صَخَدَانًا اليومُ: گرماى هواى روز سخت شد.

=الصَّخِر-

من الأَمكنة: جائيكه پر از سنگ باشد.

=الصَّخْرَة-

ج صَخْر و صَخَر و صُخُور و صُخُورَة و صَخَراتٍ: صخره، سنگ سخت و بزرگ؛ «فلانٌ صَخْرَةُ الوَادِي» : فلانى استوار و پا برجاست و نمى ترسد.

=الصَّخَرَة-

ج صَخْر و صَخَر و صُخُور و صُخُورَة و صَخَراتٍ: سنگ سخت و بزرگ، صخره.

=الصَّخْرِيّ-

منسوب به الصَّخْر) است.

=الصَّخُوب-

مرادف (الصّاخِب) است.

اين كلمه در مذكر و مؤنث يكسان بكار مى رود.

=صَدَّ-

-صَدًّا و صُدُودًا [صدّ] عنهُ: از او روى گردانيد،- صَدِيدًا مِنَ الشَّي: از آن چيز ناله و فرياد كشيد،-- صدّاهُ عَنْ كَذَا: از آن كار او را منصرف كرد و بازداشت،- السَّبِيل: راه بر او بسته شد و مانعى ايجاد گرديد.

=الصُّدّ-

ج أَصْداد و صُدُود [صدّ] : مترادف (الصَّد) است.

=الصَّدّ-

ج أَصْداد و صُدُود [صدّ] : گوشه اى از دشت و دره، كوه، ابر بلندى كه مانند كوه ديده مى شود.

=صَدَا-

-صَدْوًا [صدو] بيديه: با دو دست خود كف زد.

=صَدَّى-

تَصْدِيَةً [صدو و صدي] بيديه: با دو دست خود كف زد.

=الصَّدَى-

ج أَصْدَاء [صدي] : تشنگى سخت، انعكاس آواز در كوهستان؛ «اسْرَعُ مِنْ رجع الصّدى» : سريعتر از برگشت صدا، جسم انسان پس از مرگ، تعرض، مغز سر، درون سر،- (ح) : گونه اى جغد كه سر بزرگى دارد و بهر سو كه بخواهد سر خود را مى چرخاند و در جاهاى خراب و تاريك زندگى مى كند نام ديگر آن (الْهامة) است، پرنده اى خرافى كه گويند از سر كشته بيرون مىيد و همواره مى گويد «اسقُوني اسقوني» مرا سيراب كنيد تا انتقام خون او گرفته شود و قاتل اعدام شود و لذا به آن (الصدَى) گويند.

=الصَّدَّاح-

آوازخوان.

=الصَّدَّاد-

ج صَدَائِد [صدّ] : راهى كه به آب منتهى شود،- (ح) : مار،- (ح) : چلپاسه.

=الصِّدَار-

پيش بند سينه، نشانى كه بر سينه شتر زنند.

=الصَّدَارَة-

رياست، وزارت، منصب نخست وزيرى در دولت عثمانى.

=الصُّدَاع-

(طب) : سردرد.

=الصِّدَاغ-

داغ روى شقيقه شتر.

=الصَّدَاق-

ج أَصْدِقَة و صُدُق: مِهريه زن، كابين.

=الصِّدَاق-

ج أَصْدِقَة و صُدُق: مرادف (الصدّاق) است.

=الصَّدَاقَة-

محبت و دوستى.

=الصِّدَام-

(طب) : بيمارى ويژه اى است كه در سر چهار پايان پديد آيد.

=صَدَأَ-

-صَدْأً [صدأ] المِرآةَ: آئينه را پاك و درخشان كرد،- الشي ءَ: زنگ و چركى را از آن چيز پاك كرد.

=صَدِئَ-

-صَدَأَ الحديدُ: روى آهن زنگ خورد،- الشّي ءُ: به رنگِ زنگ زده درآمد.

=صَدُؤَ-

-صَدَاءَةً: مرادف (صَدِئَ) است.

=صَدَّأَ-

تَصْدِئَةً [صدأ] المرآةَ: آئينه را پاك و درخشان كرد،- الشّي ءَ: آن چيز برنگ زنگ خورده درآمد.

=الصَّدَاْ-

[صدأ] (ك) : ماده اى است برنگ سرخ يا بلوند كه بر روى آهن بعلت رطوبت هوا مى نشيند (زنگ) ؛ «رَجُلٌ صَدَأ:» مردى كه جسم نرم و لطيفى دارد.

=الصَّدِئ-

[صدأ] : آنچه كه روى آن زنگ خوردگى باشد.

=الصَّدْآء-

[صدأ] : مؤنث (الأَصْدَأ) است.

=الصُّدْأَة-

[صدأ] : رنگ چيزى كه زنگ زده باشد.

=الصَّدِئَة-

مؤنث (الصَّدِئ) است.

=صَدَحَ-

-صَدْحًا و صُدَحًا الرجُلُ أو الطائرُ: آن مرد يا پرنده با صداى بلند آواز خواند.

=صَدَّدَ-

تَصْدِيدًا [صدّ] : دست زد (كف زد) ،- الجَرحُ: زخم چرك كرد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت