فهرس الكتاب

الصفحة 363 من 1009

،- عند العامّة (طب) : دانه هائى است كه در داخل دهان بيرون زند و موجب درد و ناراحتى شود. اين تعبير در زبان متداول رايج است؛ «حَمْوُ الشمس» : گرما و تابش خورشيد.

=الحَمُو-

مثنّاه حَمَوَانِ، ج أَحْمَاء [حمو] : پدر شوهر يا پدر زن. اين واژه از اسماء خمسه است و اعراب آن در حال رفع با واو و در حال نصب با الف و در حال جر با ياء است و همواره مضاف مى باشد مانند (هذا حَمُوهُ و رَأَيْتُ حَمَاهُ و مَرَرْتُ بِحَميِهِ) .

=الحَمُود-

مترادف (الحَمِيد) است بمعناى ستوده.

=الحُمُوضة-

مزه ى ترشى، ترشى؛- «مُوَلِّدُ الحُمُوضةِ» : اكسيژن.

=الحَمُّوقة-

آنكه حماقت بسيار دارد، بسيار احمق.

=الحَمُول-

«حَمُولُ البحرِ» : گياهان دريائى.

=الحَمُولة-

بار كه بر روى ستوران حمل كنند.

=حَمِيَ-

-حَمِيَّةً و مَحْمِيَّةً [حمي] من الشي ء: از انجام آن كار بيزار و روى گردان شد،- حَمْيًا و حُمِيًّا و حُمُوًّا تِ النارُ: گرماى آتش سخت شد،- عليه: بر او خشمگين شد،- الوطيسُ: جنگ سخت در گرفت.

=الحَمْي-

[حمي] : «حَمْيُ الشمس» : گرماى آفتاب.

=الحَمِيّ-

[حمي] : آنكه تحمّل ستم را نداشته باشد، آنكه مورد حمايت باشد، بيمارى كه از خوردن آنچه برايش زيان دارد منع شده باشد.

=الحُمَيَّا-

[حمي] : آغاز و سختى خشم؛- «فلانٌ شديد الحُمَيّا» : او سخت خشم و صاحب غيرت است.

=الحِمْيَة-

[حمي] : پرهيز بيمار از چيزى كه خوردنش زيان داشته باشد؛ «المِعْدَةُ بيت الداء و الحِمْيَةُ رأس كلِّ دواء» : معده خانه ى بيمارى است و پرهيز اولين دارو است، آنچه كه مورد حمايت و نگهدارى باشد.

=الحَمِيَّة-

[حمي] : بزرگمنشى كه رمز حمايت كردن است، مروت و جوانمردى، خشم و بد اخلاقى؛ «الحَمِيّةُ القَومِيّة» :

تعصب قومى، نژاد پرستى.

=الحَمِيدَ-

مترادف (الحامِد و المحمود) است بمعناى ستوده.

=الحَمِيدَة-

مؤنث (الحميد) است.

=الحُمَيْرَة-

(طب) : مترادف (الحُمْرة) است بمعناى سرخى. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الحَمِيس-

دلير، دلاور، سخت، تنور.

=الحِمَيْسَة-

(ط) : غداى قليه.

دانه هاى برشته و بو داده، و در زبان متداول بر توتون يا تنباكوى سبز كه در آفتاب براى خشك شدن پخش كنند اطلاق مى شود.

=الحَمِيضة-

ج حُمْض: زمينى كه در آن گياهان (الحَمْض) بسيار رويد.

=الحُمَيْقَى-

(طب) : مترادف (الحُماق) است بمعناى آبله ى گاوى.

=الحُمَيْقَاء-

(طب) : مترادف (الحُماق) است.

=الحُمَّيْقَة-

آنكه بسيار احمق است.

=الحَمِيل-

مترادف (المَحْمُول) است، بچه كه در شكم مادر باشد، بچه ى سر راهى كه او را بردارند و پرورش دهند، كفيل، غريب، حرامزاده، خس و خاشاك باز مانده ى سيل.

=الحَمِيلَة-

ج حَمَائِل: دوال شمشير.

=الحَمِيم-

ج حَمَائِم [حمّ] : آب گرم، آب سرد، گرما، عرق، باران كه پس از گرماى سخت بارد، پاره اى آتش كه با آن بخور كنند،- ج أَحِمَّاء: خويشاوندى كه بكار وى اهتمام ورزى، دوست.

=الحَمِيمَة-

ج حَمَائِم [حمّ] : آب گرم، شير داغ.

=حَنَّ-

-حَنِينًا [حنّ] : از فرط خوشى يا اندوه از خود صدا در آورد،- تِ القوسُ: كمان صدا كرد،- اليه: مشتاق وى شد،- حَنَّةً و حنانًا عليهِ: با او مهربانى و محبت كرد،-- حَنًّا هُ: او را از آن كار بازداشت.

=حَنَا-

-حَنْوًا [حنو] الشي ءَ: آن چيز را كج كرد يا تا زد،- الحَنِيَّة: پل را ساخت،- حُنُوًّا عليه: به او تمايل كرد.

=حَنَى-

-حِنَايَةً الشي ءَ: آن چيز را كج كرد.

=حَنَّى-

تَحْنِيَةً الشي ءَ: آن چيز را تا زد.

=الحِنَّاء-

ج حُنُآن [حنأ] (ن) : حنا كه از آن براى خضاب استفاده كنند و در سرزمينهاى گرمسيرى كشت مى شود؛- «ابو الحِنَّاء» : پرنده ايست كوچك با سينه اى سرخ رنگ.

=الحِنَّاءَة-

(ن) : واحد (الحِنَّاء) است.

=الحَنَادِس-

[حندس] : سه شب آخر هر ماه قمرى است كه در آن ماه نتابد.

=الحِنَاط-

هر بوى خوشى است كه درون جسد مردگان ريزند تا نپوسد.

=الحَنَّاط-

آنكه مرده را حنوط كند.

=الحَنَّاطِيّ-

فروشنده ى گندم.

=الحِنَاك-

ج حُنُك: ريسمانى كه با آن لگام را بندند.

=الحَنَان-

[حنّ] : مهربانى قلب، بركت، رزق و روزى، رحمت؛ «حَنَانَيْكَ و حَنَانَكَ يا ربُّ» : خدايا رحمت تو.

=الحَنَّان-

[حنّ] : آنكه نسبت به چيزى عاطفه و مهربانى دارد، بسيار مهربان، از نامهاى خداوند متعال است،- مِنَ السِّهامِ:

تيرى كه بهنگام گردانيدن آن ميان انگشتان آواز دهد؛ «طريقٌ حَنّان» : راهى آشكار و نمايان.

=الحَنَّانَة-

[حنّ] : چرخ چاه كه به هنگام گردانيدن صداى نرمى از آن درآيد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=حَنَأَ-

-حَنْأً [حنأ] المكانُ: كِشت آن مكان سبز و خرم شد.

=حَنَّأَ-

تَحْنِيئًا و تَحْنِئَةً هُ: او را حنا بست، با حنا وى را خضاب كرد.

=حَنْبَلَ-

حَنْبَلَةً [حنبل] : لوبيا خورد، پوستين پوشيد.

=الحُنّبُل-

(ن) : لوبيا.

=الحَنْبَل-

پوستين فرسوده، كفش.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت