فهرس الكتاب

الصفحة 408 من 1009

بر اثر پيرى و سالخوردگى شكست.

=الدَّرْص-

ج أَدْرَاص و دِرَصَة و دِرْصَان و دُرُوص و أَدْرُص (ح) : بچه ى موش و گربه و خرگوش و مانند آنها.

=الدِّرْص-

ج أَدْرَاص و دِرَصَة و دِرْصَان و دُرُوص و أَدْرُص (ح) : مترادف (الدَّرْص) است.

=الدَّرْصَاء-

«ناقةٌ دَرْصاء» : ماده شترى كه دندانهايش بر اثر پيرى شكسته باشد.

=دَرَّعَ-

تَدْرِيعًا [درع] هُ: او را زره آهنين پوشانيد،- المَرأةَ: بر تن آن زن پيراهن پوشانيد.

=الدِّرْع-

ج دُرُوع و أَدْرُع: زره كه از حلقه هاى ريز فولادى بافته مى شود و در قديم بهنگام جنگ آن را روى لباسها بر تن مى كردند.

اين واژه مؤنث است و گاهى مذكر بكار مى رود؛ «دِرْعُ المَرْأَةِ» . ج أدراع: پيراهن زن كه در خانه بر تن كند. اين واژه مذكر است.

=الدَّرِع-

من العشب: گياه تر و تازه.

=الدُّرْعَة-

ج دُرَع: ليفى كه با آن روى نخل خرما را پوشانند.

=الدِّرْعِيَّة-

ج دَرَاعيّ: پيكانهائى كه در زره ها نفوذ كنند.

=دَرَّفَ-

تَدْرِيفًا هُ: او را برگردانيد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّرْفَة-

ج دِرَف عند العامَّة: يكى از پاشنه هاى درب. اين واژه در زبان متداول رايج است و فصيح آن (الصِّفق) است.

=الدَّرَقَة-

ج دَرَق: سپرى كه از پوست بدون چوب ساخته شده باشد.

=دَرَّكَ-

تَدْرِيكًا [درك] المَطَرُ: ريزش باران ادامه يافت،- فُلانًا بِالشَي ءِ: فلانى را زير نظر و وابسته به چيزى قرار داد.

=الدَّرْك-

مترادف (الدرَك) است.

=الدَّرَك-

ملحق شدن، پيوست، تبعيت، انتهاى گودى چيزى؛ «بَلَغَ الغوَّاصُ دَرَكَ البحرِ» : غواص به تهِ دريا رسيد؛ «رجالُ الدَّرَك» : نيروى نظامى موسوم به ژاندارمرى، ژاندارمها.

=دَرْكَبَ-

دَرْكَبَةً [دركب] هُ: آن چيز را غلطانيد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّرَكَة-

ج دَرَكَات: درجه ى عقب گرديدن است نه بالا رفتن، در مقابل اين كلمه درجه ى صعود يا بالا رفتن است؛ «الجَنَّة دَرَجَاتٌ و النارُ دَرَكَات» : بهشت درجات است و دوزخ دركات؛ «دَرَجَاتُ الحياةِ و دَرَكاتُ الموت» : درجات زندگى و دركات مردن.

=دَرْكَلَ-

دَرَكَلَةً [دركل] هُ: آن را غلطانيد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّرْكِيّ-

مترادف (الدَّرَكِيّ) است.

=الدَّرْكِيّ-

ژاندارم.

=دَرَمَ-

-دَرْمًا و دَرَمًا و دَرَمَانًا و دَرَامَةً القنفذُ أو الأرنبُ و نحوهما: خار پشت يا خرگوش و مانند آنها فاصله ميان گامها را با شتاب كوتاه كردند.

=دَرِمَ-

-دَرَمًا تِ الأَسنانُ: افتادن دندانها نزديك شد،- البعيرُ: دندانهاى شتر ريخته شد،- العُضوُ: گوشت استخوان آن عضو را پوشانيد،- تِ الساقُ: پاى استوار و متناسب شد.

=دَرَّمَ-

تَدْرِيمًا أظفارَهُ: ناخنهاى خود را پس از چيدن صاف كرد.

=الدَّرِم-

(عُضْوٌ دَرمٌ) : عضوى كه گوشت استخوانش را پوشانده باشد.

=الدَّرْمَاء-

مؤنث (الأَدْرَم) است،- (ن) :

گياهى است كه برگ آن سرخ مى باشد.

=الدَّرِمَة-

«دِرْعٌ دَرِمةٌ» : زره صاف يا نرم.

=دَرِنَ-

-دَرَنًا الثوبُ: جامه چركين شد.

=الدَّرَن-

ج أَدْرَان: چركى،- عند الأَطِبَّاءِ:

كورك يا دانه هاى سفت كه در بدن پديد آيد همانگونه كه در بيمارى جذام و مانند آن مى باشد، سِلّ؛ «الدَّرَنُ الرئَوِي» : سلّ سينه و ريه.

=الدَّرِن-

«ثَوْبُ دَرِنٌ» : جامه ى چرك.

=الدَّرِنَة-

«ثِيابٌ دَرِنَةٌ» : جامه هاى چرك.

=الدِّرْهام-

ج دَرَاهِيم [درهم] مترادف (الدِّرْهَم) است. اين كلمه يونانى است.

=الدِّرهَم-

ج دَرَاهِم: پول نقدينه كه از نقره ضرب شود. اين واژه يونانى است؛ «الدَّرَاهِم» : مطلق پول.

=الدِّرْهِم-

ج دَرَاهِم: مترادف (الدرْهَم) است.

=الدَّرُوج-

من الرياح: بادى كه سخت و تند وزد.

=الدَّرُور-

[درّ] : ماده شتر بسيار شيرده، «حَرْبٌ دَرُور» : جنگى كه بسيار خون ريزد.

=الدُّرُوز-

افراد منتسب به طايفه ى (الدرْزيَّة) .

=الدَّرْوِيش-

درويش، راهب يا عابد و زاهد. اين واژه فارسى است بمعناى بينوا.

=الدُّرِّيّ-

[درّ] : «دُرِّيُّ السيف» : برق و درخشندگى شمشير؛ «الكواكبُ الدُّرِّيّ:

ستاره درخشان؛ «فرسٌ دُرِّيٌّ» : اسب تندرو.

=الدرِّيّ-

[درّ] من الكواكب: ستاره ى درخشان،- مِنَ الخَيلِ: اسب بسيار تندرو.

=الدرِّيّ-

[درّ] من الكواكب: مترادف (الدرِّيّ) است،- مِنَ الخَيلِ: اسب بسيار تندرو.

=الدُّرِّي ء-

[دَرَأ] (فك) : ستاره ى درخشنده.

=الدِّرِّي ء-

(فك) : مترادف (الدُّرِّي ء) است.

=الدَّرِيئَة-

[درأ] : حلقه ايست كه با آن چگونگى فرا گرفتن نيزه زدن را مىموزند، كمينگاه شكارگر كه با آن شكار را فريب دهد.

=الدَّرِير-

[درّ] : مص، ستور تندرو، چراغ روشن و نور دهنده.

=الدَّرِيس-

جامه ى كهنه، خطهائى است كه بر روى سنگ مى كشند و با ريگ دانه هاى ريز كه بر روى گوشه هاى آن خطوط نهند سرگرم بازى مى شوند.

=الدُّرَيْع-

اسم مصغر (الدِّرع) است به معناى زره كوچك.

=الدَّرِيكَة-

[درك] : شكار.

=الدرِيم-

[درم] : «عُضْوٌ دَرِيمٌ» : مترادف (دَرِمٌ) است.

=الدَّرِين-

: جامه ى كهنه، گياه آفت زده يا گنديده كه دام و ستور آن را نخورند؛ «أُمُّ دَرِين» : زمين خشك و بيحاصل.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت