فهرس الكتاب

الصفحة 755 من 1009

است).

=الكُمْرُك-

(ت) : عوارض گمركى كه از كالاهاى داخلى و خارجى معمولًا گرفته مى شود، اداره گمرك. اين كلمه فارسى است و عربى آن (مَكْس) است.

=كَمَشَ-

-كَمْشًا هُ عند العامَّة: او را گرفت و يا دستگير كرد،- مِنَ الشَّى ءِ كَمْشَةً عندَ العامَة ايضًا: يك مشت پر از چيزى را گرفت.

=كَمْكَمَ-

كَمْكَمَةً [كمكم] الشي ءَ: آن چيز را پنهان كرد.

=كَمَلَ-

-كَمَالًا و كُمُولًا: آن چيز تمام و كمال شد.

=كَمِلَ-

-كَمَالًا و كُمُولًا: مُرادف (كَمَلَ) است.

=كَمُلَ-

-كَمَالًا و كُمُولًا: مُرادف (كَمَلَ) است.

=كَمَّلَ-

تَكْميلًا [كمل] الشي ءَ: آن كار يا آن چيز را تكميل و تمام كرد.

=الكَمَل-

به معناى (الكامِل) است.

=كَمَّمَ-

تَكْمِيمًا [كمّ] القميصَ: براى جامه دو آستين دوخت،- تِ النَّخْلَةُ: نخل خرما غلافهاى شكوفه هاى خود را بيرون آورد.

=كَمَنَ-

-كُمُونًا: آن مرد پنهان و مخفى شد، او در كارى كه نمى داند دخالت كرد.

=كَمِنَ-

-كُمُونًا: مُرادف (كَمَنَ) است، به بيمارى تورم پلك چشم يا خارش آن دچار شد،- تْ عَيْنُهُ: چشم آن مرد تاريك و كم سو شد.

=كُمِنَ-

كُمُونًا: به بيمارى تارى چشم دچار شد،- تْ عينُهُ: چشم او تار يا متورم شد.

=الكُمْنَة-

تارى چشم يا ورم پلك آن، خارش پلكهاى چشم كه باعث سرخى آنها شود.

=الكَمَنْجَة-

(مو) : كمانچه (موسيقى) - اين كلمه فارسى است.

=كَمِهَ-

-كَمَهًا: آن مرد كور يا شبكور شد،- بَصرُهُ: چشمش تاريك شد،- النَّهارُ: روز تاريك شد و گرد و غبار جلو آفتاب را گرفت،- الرَّجُلُ: رنگ چهره او تغيير كرد، عقل از سر او پريد.

=الكَمْهَاء-

مؤنّث (الأَكْمَه) است.

=الكَمُّون-

(ن) : گياه (زيره) كه در غذا از آن استفاده مى شود،- الحُلْو (ن) : گياه انيسون (باديان رومى) است.

=الكَمُّونَة-

(ن) : واحد (الكَمّون) است.

=الكَمِيّ-

ج كُمَاة و أَكْمَاة [كمي] : شجاع و قهرمان يا آنكه زره و كلاه خُود در بر كرده و بدست سلاح گرفته باشد، آنكه راز نگهدار است.

=الكَمِّيّ-

[كمّ] : منسوب به (كَمْ) است.

=الكُمَيْت-

من الخيل، ج كُمْت (للمذكّر و المؤنَّث) : اسبى كه رنگ آن سرخ مايل به سياهى باشد. اين كلمه تصغير (أكْمَت) بر خلاف قياس است، از نامهاى مي كه رنگ آن ميان سياهى و سرخى است.

=الكَمِّيَّة-

ج كَمِّيَّات [كمّ] : مؤنّث (الْكَمِّيّ) است، مقدار و اندازه، كميّت.

=الكَمِيد-

بيمار قلبى كه در اثر غم و اندوه مريض شده باشد.

=الكَمِيل-

به معناى (الكامِل) است.

=الكَمِين-

گروهى كه خود را در كمينگاه پنهان مى كنند تا ناگهان بر سر دشمن بتازند؛ «نَصَبَ لَهُ كَمِينًا» : براى او دام يا تله نصب كرد،- ج كُمَناء: آنكه در امرى كه نداند دخالت كند.

=كَنَّ-

-كَنًّا و كُنُونًا [كنّ] الشي ءَ: آن چيز را در جاى خود پنهان كرد و روى آن را پوشانيد و از تابش خورشيد محافظت كرد،- الْعِلْمَ وَ غَيْرَهُ في نَفْسِه: دانش و معلومات را در درون خود نگهداشت،- في اصْطِلاح العَامَّة: آرام شد؛ «كَنَّتِ الرِّيحُ» : وزش باد آرام شد.

=كَنَّنَ-

تَكْنِينًا [كنّ] الشي ءَ: مُرادف (كَنَّهُ) است،- الْعِلْمَ و غَيرَهُ في نَفسه: دانش و جز آن را براى خود نگهداشت.

=الكِنّ-

ج أَكْنَان و أَكِنَّة [كنّ] : خانه، پناهگاه پوشش و پرده.

=كَنَى-

-كِنَايَةً [كني] بالشى ءِ عن كذا: از فلان چيز به كنايه و پوشيده سخن گفت؛ «زَيْدٌ كَثِيرُ الرّماد» : كنايه از سخاوت و بخشش زيد است، به چيزى سخن گفت ولى مقصودش چيز ديگرى بود،- كُنْيَةً و كِنْيةً زيدًا: او را ابا فلان يا ابى فلان ناميد.

=كَنَّى-

تَكْنِيَةً [كني] زيدًا أَبا فلانٍ أو بأَبي فلانٍ:

زيد را ابو فلان ناميد.

=الكَنَّاد-

آنكه كفران نعمت كند، ناسپاس، بسيار برّان.

=الكَنّاد-

(عاميّة فارسيّة) : حاشيه جامه، كنار دريا، پيرامون هر چيزى.

=الكَنَّارَات-

ابزار موسيقى مانند عودها و دفها و طبلها و طنبورها.

=الكَنَّارَة-

واحد (الكَنَّارات و يا الكَنَانِير) است.

=الكِنَّارَة-

يك قطعه از پارچه كتانى (اين كلمه يونانى است) ، مُرادف (الكَنَّارة) است.

=الكَنَارِيّ-

(ح) : قنارى (پرنده اى كوچك و خوش صدا و زرد رنگ) اين واژه اسپانيايى است.

=الكِنَاز-

ج كُنُز و كِنَاز: مرد پر گوشت و توانا.

=الكَنَّاز-

آنكه بسيار مال و پول جمع آورى كند و نگهدارى كند.

=الكِنَاس-

ج أَكْنِسَة و كُنُس: لانه آهو.

=الكَنَّاس-

جاروب كش، رُفتگر.

=الكُنَاسَة-

آشغال و زباله، خاكروبه، زباله دان.

=الكُنَّاشَات-

بيخهاى درخت كه از آن شاخه ها بيرون آيد.

=الكُنَّاشَة-

واحد (الكُنّاشَات) است، دفترى كه در آن مسائل گزيده و فوائد و سخنان نادر و لطيفه ها نوشته مى شود.

=الكِنَافَة-

ج كِنَافَات (ط) : نوعى شيرينى كه در ميان آن پنير يا خامه نهند.

=الكِنَان-

ج أَكِنَّة [كنّ] : پوشش و حافظ هر چيزى.

=الكِنَانَة-

ج كَنَائِن و كِنَانَات [كنّ] : جعبه جاى تير كه معمولًا از پوست يا چوب ساخته مى شود، تركش.

=الكَنَانِير-

ابزار موسيقى مانند عودها و يا دايره ها و طبلها.

=و الكِنَاية-

[كنو و كني] : مص،- فى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت