فهرس الكتاب

الصفحة 881 من 1009

=المُلُوخِيَّة-

(ن) : گل خبازى بوستاني.

=المِلْوَذ-

[لوذ] : مفرد (المَلَاوِذ) است.

=المِلْوَذَة-

[لوذ] : مرادف (الْمَلاذ) است و بمعناى دژ و پناهگاه است.

=المُلَوَّز-

[لوز] : خرما كه در ميان آن مغز بادام قرار دهند؛ «وجهٌ مُلَوَّزٌ» : چهره خوشگل و با نمك.

=المَلُوع-

«جَمَلٌ مَلُوعٌ» : سريع؛ «عُقابٌ مَلُوعٌ» : عقابى كه با شتاب شكار كند.

=المُلُوغَة-

اظهار پستى و حماقت و دشنام در گفتار.

=المِلْوَق-

[لوق] : قاشق داروساز.

=المُلُوكَة-

مالكيت.

=المَلُول-

[ملّ] : ملول و دلتنگ. (اين كلمه در مذكر و مؤنث يكسان بكار برده مى شود) .

=المَلُّول-

[ملّ] (ن) : نوعى از درخت بلوط كه از ميوه آن در دبّاغِى استفاده مى شود.

=المَلُولَة-

[ملّ] : مرادف (المَلُول) است و تاء براى مبالغه است.

=المَلُّولَة-

[ملّ] (ن) : واحد (المَلُّول) است.

=المَلُوم-

[لوم] : مفع.

=مُلِّيَ-

[ملو] عمرهُ: عمر او طولانى شد و از آن بهره مند بود.

=المَلِيّ-

ج مِلَاء و أَمْلِئَاء و مُلأَاء [ملأ] : مرد پولدار و توانگر.

=المَلِيّ-

[ملو] : زمان زندگى، زمانى دراز؛ «انتظرتهُ مَلِيًّا» : مدت زيادى در انتظار او بودم.

=المِلْيَاح-

ج مَلَاوِيح [لوح] : آنكه زود تشنه شود.

=المِلْيَار-

(ع ح) : مليارد (يكهزار مليون) - اين كلمه فرانسوى است.

=المَلِىْ ء-

ج مِلَاء و أَمْلِئَاء و مُلَااء [ملأ] :

ثروتمند و توانگر.

=المَلِيج-

شيرخواره، مرد بزرگوار.

=المُلَيْح-

(ك) : اسم مصغّر از (المِلْح) است؛ «ابو مُلَيْح» : نوعى غذا كه از نان و خيار و پياز و گوجه فرنگى و سبزيجات و سماق و روغن زيتون تهيه مى شود، و در زبان متداول به آن (الفَتُّوش) گويند.

=المَلِيح-

ج مِلَاح و أَمْلَاح: مرد با نمك و ظريف،- من الماء: آب شور؛ «سَمَكٌ مليحٌ» :

ماهى شوريده.

=المَلِيحَة-

مؤنث (المَلِيح) است.

=المَلِيخ-

ناتوان، غذاى فاسد و مانند آن، بى مزه.

=المَلِيس-

مرادف (الأَمْلَس) است و بمعناى نرم و صاف مى باشد.

=المُلَيْسَاء-

نيمروز، فاصله غروب تا تاريكى شب.

=المَلِيص-

مرادف (المَلِص) است و بمعناى جنين سقط شده مى باشد.

=المَلِيط-

آنكه بر روى جسم او موى نباشد، جنين قبل از آنكه موى در آورد؛ «سهمٌ مَلِيطٌ» : تير بى پر.

=المَلِيع-

بيابان بى آب و علف.

=المُلَيِّف-

[ليف] : كارگر حمام.

=المَلِيق-

[ملق] : سريع و تند.

=المَلِيقَة-

[ليق] : «دواةٌ مَلِيقَةٌ» : دواتى كه در آن ليقه و مركب ريخته باشند.

=المَلِيك-

ج مُلَكَاء [ملك] : ملك دار، پادشاه.

=المُلَيْكَة-

نامه و نوشته.

=المَلِيل-

[ملّ] : غذائيكه در خاكستر داغ پخته شود، چوبى كه با آن آتش را بهم زنند،- من الطرُق: راه صاف شده و هموار؛ «رجُلٌ مليلٌ» : مردى كه شعاع آفتاب چهره او را سوزانده باشد.

=المُلَيَّل-

[ليل] : «لَيْلٌ مُلَيَّلُ» : شب دراز و تاريك.

=المَلِيلَة-

[ملّ] : مؤنث (المَلِيل) است، تب غير آشكار، تشنگى شديد.

=المُلِيم-

[لوم] : اسم فاعل از (أَلامَ) است.

=المَلِيم-

[لوم] : اسم مفعول از (لامَ) است.

=المُلَيِّن-

[لين] : فا،- من الأدْوية: مُلَيّن و مُسهل از داروها.

=المَلْيَنَة-

[لين] : نرم خوئى.

=المَلْيُون-

ج مَلَايين (ع ح) : مليون (هزار هزار) - اين كلمه فرانسوى است-

مِمَّ-

اين كلمه مركب است از (مِنْ) و (ما) ى استفهامى و بمعناى: از چه چيز مى باشد.

=المُمَاءَاة-

[مأي] : شرط بستن بر روى يكصد؛ «شَارَطَهُ مُمَاءاةً» : بر صد با او شرط بست؛ «شارَطهُ مُؤَالَفة» : بر يكهزار با او شرط بست.

=المُمَات-

[موت] : مِنَ اللّفظ، لفظ يا كلمه اى كه بكار بردن آن متروك شده باشد.

=المَمَات-

[موت] : مرگ يا زمان آن.

=المُمَاتِن-

[متن] : «سَيْرٌ مُمَاتِنٌ» : راهى دُور.

=المُمَاتَنَة-

[متن] : مص؛ «بينهما مُمَاتَنَة» :

ميان آن دو نفر رقابت و اعتراض و مسابقه در كارها است.

=المَمَادِح-

نيكيها و ستودگيها.

=المَمَارِيع-

[مرع] : «مَمَارِيعُ الأَرض» :

خوبيهاى زمين- اين كلمه مفرد ندارد.

=المُمَاسّ-

[مسّ] : «مُمَاسُّ المُنْحَني في ن» (ه) : انتهاى خط قطع كننده ايست كه ن و نقطه م را بصورت منحنى قطع مى كند و (م) به (ن) نزديك مى شود و در اينصورت به نقطه (ن) نقطه تماس و به منحنى و مستقيم مُمَاسَّيْن گفته مى شود.

=المُمَانِح-

[منح] : شتر ماده كه همواره شير داشته باشد؛ «مطرٌ مُمَانِحٌ» : باران دائم و بدون انقطاع؛ «ريحٌ مُمَانِح» : بادهاى پيوسته با باران.

=المُمْتَاد-

[ميد] : عطاخواه، بخشش خواه.

=المُمْتَحِك-

مرد لجباز و بد اخلاق.

=المُمْتَدّ-

[مدّ] : يكى از بحور شعر است كه متأخرين آنرا بكار برده اند و وزن آن (فَاعِلُنْ فاعِلَاتُن) چهار بار است.

=المُمْتَلَخَ-

[ملخ] : «مُمْتَلَخ العقل» : كسيكه خرد خود را از دست داده است.

=المُمْتَلَكَات-

[ملك] : املاك مردم،

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت