ج أَشْرِيَة [شري] : خريد، فروش؛ «قُوَّة الشِّرَاءِ» : قوّه ى خريد. توازن بين نيروى خريد و درآمد شخص.
=الشَّرَاب-
ج أَشْرِبَة: بر هر نوشيدنى اطلاق مى شود.
=الشَّرَّاب-
آنكه بسيار نوشد.
=الشَّرَابَانيّ-
شربت فروش، سازنده ى شربت.
=الشَّرَّابَة-
مؤنث (الشرَّاب) است،- ج شَرَارِيب: منگوله ى كلاه و جز آن.
=الشَّرَابيّ-
به معناى (السقَّاء) است: بسيار نوشاننده.
=الشُّرَاة-
[شري] : خوارج.
=الشَّرَار-
[شرّ] : جرقه ى آتش.
=الشَّرَارة-
واحد (الشرَار) است.
=الشِّرَاس-
سريش، چسب.
=الشَّرَاشِر-
[شرشر] : بارها و سنگينى ها؛ «شَرَاشِرُ الذَّنَبِ» : اطراف و كناره هاى دم.
=الشِّرَاع-
ج أَشْرِعَة و شُرُع: هر چيزى كه برافراشته شود، بادبان كشتى، گردن شتر، زه بهنگام بسته بودن؛ «رَجُلٌ شِرَاعُ الأَنْفِ» :
مردى كه داراى بينى دراز است.
=الشَّرَّاع-
فروشنده ى كتان بسيار خوب.
=الشِّرَاعَة-
دليرى، شجاعت.
=الشِّرَاعِيَّة-
«سفينةٌ شِرَاعِيَّةٌ» : كشتى كه داراى بادبانى است.
=الشَّرَّاق-
(ب) : روزنه كه از آن نور و هوا داخل اطاق مى شود. اين تعبير در زبان متداول رايج است.
=الشِّرَاك-
ج أَشْرُك و شُرُك: بند كفش، گياه و علف.
=الشَّرَّان-
[شرّ] (ح) : حشراتى همانند پشه مى باشند كه چهره ى انسان را نمى خراشند.
=الشَّرَّانَة-
(ح) : واحد (الشرَّان) است.
=الشَّرَانِق-
پيله هاى كرم ابريشم. نام ديگر آنها (الفَيَالِج) و مفرد آن (فَيْلَجَة) است كه مرادف (الصلَّج) و مفرد آن (صُلَّجة) مى باشد، پوست مار كه انداخته باشد.
=الشَّرَاهَة-
اسم است از (الشَّرِه) : آزمندى و حرص.
=الشُّرَأْبِيبَة-
[شرب] : اسم است از (اشْرَأبَّ) :
گردن كشيدن و نگاه كردن.
=شَرَب-
-شَرْبًا الكلامَ: سخن را دانست.
=شَرِبَ-
-شُرْبًا و شَرْبًا و شِرْبًا و مَشْرَبًا و تَشْرَابًا الماءَ: آب نوشيد، سيراب شد،- اللِفَافَة:
سيگار كشيد؛ «اكَلَ عليه الدَّهرُ و شَرِبَ» :
روزگار او را نابود كرد.
=شَرَّبَ-
تَشْرِيبًا هُ: وى را نوشانيد،- قصبُ الزَّرْعِ: آب درون نهالهاى كشت روان شد،- القِرْبةَ: آب و گل در مشك ريخت تا آب مشك خوشبو و خوشطعم شود،- السُّنْبُلُ الدقِيقَ: خوشه ى گندم به آرد رسيد.
=الشَّرْب-
مص، جمع (الشَّارِب) است.
=الشِّرْب-
مص،- ج اشْرَاب، آب آشاميدنى، سهميه ى آب، زمان نوشيدن، آبشخور.
=الشُّرْبَة-
مقدار آب براى آبيارى كشت، سرخي گونه.
=الشَّرْبَة-
يك بار نوشيدن، آب را يكجا آشاميدن،- (طبّ) : داروى مسهل است.
=الشُّرَبَة-
بسيار نوشنده.
=الشَّرَبَة-
ج شَرَب و شَرَبَات: بسيار نوشيدن، سختى گرما، تشنگى.
=الشَّرَبَّة-
زمين گياه دار كه در آن درخت نباشد، كنار دره، راه و روش.
=الشَّرْبَش-
پر ز جامه.
=الشَّرْبِينِ-
(ن) : درختى است زيبا از تيره ى صنوبريها بسان سرو ولى از آن سرخرنگ تر و خوشبوتر و برگهايش پهن تر است. اين درخت در مناطق مديترانه مى رويد و معمولًا در باغچه ها كشت مى شود. از اين درخت مايع قطران بدست مىيد و داراى چوبى بسيار خوب است.
=الشَّرَّة-
[شرّ] : مؤنّث (الشرّ) براى تفضيل است؛ «هي شَرَّةُ النّسَاءِ» : او بيش از ساير زنان شرّ است.
=الشِّرَّة-
[شرّ] : مترادف (الشرّ) است، خشم و غضب، نشاط؛ «شِرَّةُ الشَّبَابِ» : نشاط جوانى، بى خيالي، آز و حرص.
=شَرِثَ-
-شَرَثًا الرجُلُ: پشت دست او از سرما سفت شد و شكاف برداشت،- تْ يَدُهُ:
پشت دست او از سرما و مانند آن سفت شد و تركيد،- تِ النعلُ: كفش شكافته شد.
=الشَّرْث-
هر چيز كهنه و فرسوده.
=الشَّرِث-
آنكه پشت دست او از سرما سفت شده و ترك برداشته است،- من السيُوفِ وَ الأَسِنَّة: شمشير و نيزه ى تيز.
=الشَّرْثَة-
كفش كهنه.
=شَرَجَ-
-شَرْجًا: دروغ گفت،- الشي ءَ: آن چيز را جمع آورى كرد،- الشَّرَابَ بالمَاءِ:
شراب را با آب آميخت،- الحِجَارةَ: سنگها را روى هم چيد و بهم چسبانيد،- الخَرِيطَةَ:
گوشه هاى كيسه را بر روى هم محكم بست.
=شَرَّجَ-
تَشْرِيجًا الحجارةَ: سنگها را چيد و بهم چسبانيد،- الخرِيطَةَ: گوشه هاى كيسه را بر روى هم محكم بست،- الثَوبَ: جامه را با نخ كوك زد. اين تعبير در زبان متداول (سَرَّجَ) گويند.
=الشَّرَج-
ج أَشْرَاج: به معناى (العُرَى) است و اسم جنس است، شكاف كمان، جاى فراخ در دره.
=شَرَحَ-
-شَرْحًا اللحمَ: گوشت را بريد و قطعه قطعه كرد،- الكَلامَ: سخن را توضيح داد و فهمانيد،- المَسْأَلةَ: مسأله را حل كرد،- الشي ءَ: آن چيز را باز كرد، فراخ كرد، حفظ كرد،- الى الشي ءِ: در آن چيز اظهار تمايل و رغبت كرد،- صَدْرَه لِلشَّي ءِ و بِالشَي ءِ: دل او را براى آن چيز شادمان كرد.
=شَرَّحَ-
تَشْرِيحًا الشي ءَ: آن چيز را پاره و از هم جدا كرد، آن چيز را باز و نمايان كرد،- التينَ: انجير را چيد و در آفتاب نهاد تا خشك شود. اين تعبير در زبان متداول رايج است،- قِطْعَةَ اللَّحْمِ: پاره ى گوشت را نازك كرد.
=الشَّرْح-
مص،- ج شُرُوح: شرح. اين واژه ضد (المَتْن) است، تعليق بر متن.
=الشَّرْحَة-
يك پاره گوشت.